کشف الأسرار و عده الأبرار رشید الدین میبدى سوره یونس آیه ۹۷ – ۸۷

۸- النوبه الاولى‏

(۱۰/ ۹۷- ۸۷)

قوله تعالى: وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخِیهِ‏ پیغام دادیم بموسى و برادر او، أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما که جاى بسازید قوم خویش را بِمِصْرَ بُیُوتاً بشهر مصر خانها وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً و خانهاى خویش نماز جاى سازید، وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ و نماز به پاى دارید وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ‏ (۸۷)و مؤمنانرا بشارت ده [که من دشمنان ایشان را هلاک خواهم کرد و ایشان را امن و آرام خواهم داد و مسکنهاى دشمن بایشان خواهم سپرد].

وَ قالَ مُوسى‏ رَبَّنا موسى گفت خداوند ما إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ‏ و دادى فرعون را و کسان او را زِینَهً وَ أَمْوالًا آرایش این جهانى و مالها فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا در زندگانى این جهانى‏ رَبَّنا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ‏ تا بى‏ راه میشوند از راه‏ تو رَبَّنا خداوند ما اطْمِسْ عَلى‏ أَمْوالِهِمْ‏ مالهاى ایشان بستر مطعومهاى ایشان همه سنگین کن.وَ اشْدُدْ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ‏ و دلهاى ایشان سخت کن‏ فَلا یُؤْمِنُوا تا بنگروندحَتَّى یَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِیمَ‏ (۸۸) تا عذاب دردنماى بینند.

قالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُما اللَّه گفت پاسخ کرده آمد دعاى شما هر دو فَاسْتَقِیما بر رسالت و دعوت خویش هم چنان راست میروید [و چشم بنصرت میدارید و اظهار اجابت مى‏ بیوسید] وَ لا تَتَّبِعانِ‏ و نگر که پى ‏نبرید سَبِیلَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ‏ (۸۹) براه ایشان که نمى‏ دانند.

وَ جاوَزْنا فرا گذرانیدیم‏ بِبَنِی إِسْرائِیلَ الْبَحْرَ بنى اسرائیل را بدریا فَأَتْبَعَهُمْ‏ بر پى ایشان ایستاد فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ‏ فرعون و سپاه او بَغْیاً وَ عَدْواً با فزونى جویى و ستم کارى و اندازه در گذارى‏ حَتَّى إِذا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ‏ تا آن گه که آب بدهن وى رسید قالَ آمَنْتُ‏ گفت بگرویدم‏ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ‏ که نیست خدا جز ازو که گرویده ‏اند باو بنو اسرائیل‏ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ‏ (۹۰) و من از گردن نهادگانم اللَّه را.

آلْآنَ‏ [ورا گفتند] اکنون است‏ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ‏ و پیش از این سر مى ‏کشیدى‏ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ‏ (۹۱) و از تباه کاران و بدکاران‏(زیان کاران) بودى.

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ‏ امروز ترا با سر آب آریم با این زره‏ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَهً تا پسینان را از جهانیان که پس تو آیند عبرتى باشى و نشانى و [نکالى‏] وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ‏ و فراوانى از مردمان‏ عَنْ آیاتِنا لَغافِلُونَ‏ (۹۲) از نشانهاى [عبرت نمودن‏] ما غافل‏ اند تا نشان ننمائیم ندانند و که نمائیم نشناسند.

وَ لَقَدْ بَوَّأْنا بَنِی إِسْرائِیلَ‏ جاى دادیم بنى اسرائیل را پس غرق فرعون‏ مُبَوَّأَ صِدْقٍ‏ جاى بسزاى نیکان [بزرگوار پاک نیکو] براستى‏ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ‏ و ایشان را روزى دادیم از روزیهاى پاک‏ فَمَا اخْتَلَفُوا دو گروه نشدند

حَتَّى جاءَهُمُ الْعِلْمُ‏ تا آن گه که بایشان علم [و سخن و پیغام‏] رسید از خداى‏ إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ خداوند تو داورى بر دمیان ایشان روز رستاخیز فِیما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ‏ (۹۳) بپاداش دادن هر گروهى را در آن جداجد رفتن‏(مخالفت رفتن) که میرفتند.

فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍ‏ اگر چنانست که در گمانى‏ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ‏ اینچه فرو فرستادیم بتو [از قرآن و پیغام‏] فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ‏ پرس از ایشان که میخوانند الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکَ‏ آن نامه که پیش از تو فرو آمد لَقَدْ جاءَکَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ‏ آنچه بتو آمد از خداوند تو راست آمد و درست آمد فَلا تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ‏ (۹۴) هان که از گمان زدگان نباشى‏.

وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ‏ و نگر که از ایشان نباشى که سخنان خداى دروغ مى ‏شمارند فَتَکُونَ مِنَ الْخاسِرِینَ‏ (۹۵) هان که از زیان کاران نباشى.

إِنَّ الَّذِینَ حَقَّتْ عَلَیْهِمْ کَلِمَتُ رَبِّکَ‏ ایشان که براستى و درستى بر ایشان برفت سخنان خداوند تو [که نپسندد ایشان را بدین و توحید] لا یُؤْمِنُونَ (۹۶) وَ لَوْ جاءَتْهُمْ کُلُّ آیَهٍ به نخواهند گروید

و اگر بایشان آید هر معجزتى و نشانى [که خواهند و سود ندارد هر پیغام که شنوند حَتَّى یَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِیمَ‏ (۹۷) تا آن گه که عذاب دردنماى بینند.

 

النوبه الثانیه

قوله تعالى: وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما یقال بوّأ و تبوّأ کلاهما متعدّیان مثل قطّعته و تقطّعته و خلّصته و تخلّصته و یقال بوّأت لنفسى منزلا و لغیرى منزلا ب: مصر لم ینون لانّه اسم بلده بعینها قیل: هو الاسکندریه و قیل: مصر فرعون. بیوتا یسکنون فیها و قیل یصلّون فیها. مفسّران گفتند عبادت گاه و نماز جاى بنى اسرائیل کنیسها بود و کلیساها و جز در آن کنیسها و کلیساها نماز نکردندى‏ و ایشان را جز در آن موضع معلوم نماز روا نبودى این خاصیّت امّت محمد است که هر جایى و بهر بقعتى نماز توانند کرد و ذلک‏ قوله (ص): و جعلت لى الارض طهورا و مسجدا

پس چون موسى رسالت و پیغام حق آورد فرعون بفرمود تا آن کنیسها و نمازگاه ایشان همه خراب کردند و ایشان را از عبادت و نماز بازداشتند فرمان آمد از رب العزّه که در خانها مسجد سازید و نماز کنید تا از فرعون ایمن باشید این آیت دلیل است که کسى را که از بیم ظالم نماز آدینه در جامع نتواند کرد تا هم در خانه نماز پیشین بگزارد و وى در آن معذور بود و الیه‏ اشار النبى (ص) قال: من سمع النّداء فلم یجبه فلا صلاه له الّا من عذر. قالوا یا رسول اللَّه و ما العذر قال خوف او مرض.

قال الحسن‏ وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً اى توجّهوا الى الکعبه قال و کانت الکعبه قبله موسى و من معه و قال سعید بن جبیر اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً اى یقابل بعضها بعضا وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ‏ این خطاب با موسى است میگوید: بنى اسرائیل را خبر کن و ایشان را بشارت ده که فرعونیان بآب کشتنى‏ اند و شما بجاى ایشان نشستنى اید. همانست که رب العزه گفت‏ فَأَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ وَ کُنُوزٍ وَ مَقامٍ کَرِیمٍ کَذلِکَ وَ أَوْرَثْناها بَنِی إِسْرائِیلَ‏ و گفته‏ اند خطاب با مصطفى است میگوید و بشر یا محمد المؤمنین بالنصره فى الدنیا و الجنه فى العقبى.

وَ قالَ مُوسى‏ رَبَّنا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَهً حلیّا من اللباس و المراکب‏ وَ أَمْوالًا ذهبا و فضّه و نعما و ضیاعا فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا رَبَّنا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ‏ این لام لام عاقبت گویند کقوله‏ لِیَکُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً اى لیکون عاقبه ذلک الضّلال.

معنى آنست که ایشان را مال و نعمت و زینت دنیا دادى تا ایشان را در آن نعمت بطر گرفت، و بى‏ راه شدند و از ایمان سر وا زدند، گردن کشیدند، تا عاقبت بدان آمد که آن نعمت سبب ضلالت ایشان گشت. و گفته ‏اند لام کى است کقوله: لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ‏ یقول آتیتهم کى تفتنهم فیضلوا و یضلّوا، نعمت دادى ایشان را تا دلهاى ایشان در فتنه افکنى، خود بى راه شوند و دیگران را بى راه کنند یضلوا بضمّ یا قرائت کوفى است.

رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى‏ أَمْوالِهِمْ‏ سه بار خداوند خویش را خواند و گفت: ربنا سنّت‏ است که دعا خواهى کرد سه بار اللَّه خوانى گویى: ربنا ربنا ربنا. چنان که موسى خواند و در سدیگر بار گفت: اطْمِسْ عَلى‏ أَمْوالِهِمْ‏ الطّمس المحق و اذهاب الشی‏ء یقول:

اذهب اموالهم و غیّرها عن هیئتها میگوید: بار خدایا مال ایشان و خواسته ایشان به نیست کن و از هیئت و آساى خود بگردان رب العالمین اجابت کرد و آن مالها و مطعومهایشان سنگین کرد مقاتل گفت و مجاهد و قتاده که درم و دینار ایشان هم چنان بر شکل و نقش خود مانده درست و پاره همه بجاى خود سنگ شده کشت‏زار ایشان، میوه بر درختها، طعام در گنجینه‏ ها، جواهر در صندوقها، همه سنگ گشته. محمد بن کعب گفت مرد و زن در جامه خواب خفته بودند که فرا سر ایشان شدند هر دو سنگ بودند سدى گفت: مسخ اللَّه اموالهم حجاره و النخیل و الثمار و الدقیق و الاطعمه فکانت احدى الآیات التسع. روى انّ عمر بن عبد العزیز دعا بخریطه فیها اشیاء من بقایا آل فرعون فاخرج منها البیضه مشقوقه و الجوزه مشقوقه و انها لحجر.

وَ اشْدُدْ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ‏ اى اقسها و اطبع علیها حتّى لا تلین و لا تنشرح للایمان فلا یؤمنوا. قیل: هو نصب بجواب الدعاء بالفاء و قیل: هو عطف على قوله لیضلوا اى- لیضّلوا فلا یؤمنوا. قال الفراء: و هو دعاء و محله جزم کانه قال «اللهم فلا یؤمنوا حتى یروا العذاب الالیم» و هو الغرق. مى‏ گوید: بار خدایا ایدون بادا که ایمان نیارند تا بعذاب دردناک رسند امروز غرق و فردا حق امروز بکفر مرده، فردا بآتش دوزخ سوخته.

قالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُما موسى دعا میکرد و هارون آمین میگفت و آمین گفتن هم دعا است ازین جهت‏ دَعْوَتُکُما گفت و نیز در اوّل این آیت گفته که‏ إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخِیهِ‏ و اجابت دعا آن بود که رب العالمین فرعون را و قبطان را بآب غرق کرد و میان دعاى موسى و اجابت حق چهل سال بود فَاسْتَقِیما على ما انتما علیه من الدعوه و تبلیغ الرساله و لا تترکا دعاء فرعون و موعظته الى ان یاتیهم العذاب‏ وَ لا تَتَّبِعانِ‏ نهى بالنون الثقیله و محله جزم یقال فى الواحد لا تتبعن بفتح النون لالتقاء الساکنین و بکسر النون فى التثنیه لهذه العله. و قرأ ابن عامر بتخفیف النون لان نون التأکید تخفف و تثقل. و قیل: هو نفى اى- انتما لا تَتَّبِعانِّ سَبِیلَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ‏

یقول: لا تسلکا طریق الذین یجهلون حقیقه و عدى فتستعجلا قضایى. ایشان را درین آیت نهى کرد از دو چیز از نومیدى از فرج و از استعجال در دعا.

روى انس بن مالک قال قال رسول اللَّه ص‏ لا یزال العبد بخیر ما لم یستعجل قیل یا رسول اللَّه و کیف یستعجل قال یقول دعوت و لم یستجب لى.

وَ جاوَزْنا بِبَنِی إِسْرائِیلَ الْبَحْرَ اى- عبرنا بهم و صیرناهم الى الشط الآخر فَأَتْبَعَهُمْ‏ لحقهم و ادرکهم‏ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ‏ یقال اتبعه و تبعه اذا ادرکه و لحقه و لحقه و اتبعه بالتشدید اذا سار خلفه و اقتدى به‏ بَغْیاً وَ عَدْواً اى- باغیا عادیا یعنى- مستکبرا ظالما و قیل: بغیا فى القول، عدوا فى الفعل، و ذلک ان اللَّه امر موسى ان یخرج بنى اسرائیل لیلا و هم ستمائه الف و عشرون الفا لا یعد فیهم ابن ستین و لا ابن عشرین سنه متوجهین الى البحر و مات ابکار القبط تلک اللیله و شغلوا عن بنى اسرائیل حتى اصبحوا و هو قوله: فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِینَ‏ بعد ما دفنوا اولادهم فلما بلغ فرعون خروجهم رکب فى طلبهم و معه الف الف و ستمائه الف قالوا و فى عسکر فرعون مائه الف حصان ادهم سوى سایر الشیات و فرعون کان فى الادهم و کل رجل منهم على حصان على رأسه بیضه و بیده حربه فلما وصل فرعون بجنوده الى البحر و راوا البحر بتلک الهیئه قال فرعون ها بنى البحر و خافوا دخول البحر و کان فرعون على حصان و لم تکن فى خیل فرعون فرس انثى فجاء جبرئیل على فرس و دیق و خاض البحر و میکائیل یسوقهم لا یشد رجل منهم فلما شم ادهم فرعون ریح فرس جبرئیل و فرعون و فرعون لا یراه انسل خلف فرس جبرئیل فى الماء و لم یملک فرعون من امره شیئا و اقتحمت الخیول خلفه فى الماء فلما دخل آخرهم البحر و هم اولهم ان یخرج انطبق الماء علیهم فذلک قوله: حَتَّى إِذا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ‏ اى غمره الماء و قرب هلاکه‏ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ‏ اى- بانه‏ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ‏ و شرح این قصه مستوفى در سوره البقره رفت قرائت حمزه و کسایى آمنت انه بکسر الف است باضمار قول اى- آمنت و قلت‏ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا و روا باشد که کسر انه بر معنى استیناف بود فیکون قوله آمنت کلاما تاما مکتفیا بنفسه کقوله‏ رَبَّنا آمَنَّا فَاکْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِینَ‏ ثم استأنف انه على جهه التوکید یعنى- فقال فرعون‏ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ وَ أَنَا مِنَ‏ الْمُسْلِمِینَ‏ المنقادین المطیعین له فدس جبرئیل علیه السلام فى فیه من حماه البحر و قال:

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ‏ اى- الان تؤمن و تتوب. و قیل: قال اللَّه الان تؤمن‏ وَ قَدْ عَصَیْتَ‏ کفرت‏ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ‏ المانعین الناس من الایمان‏

قال رسول اللَّه (ص): قال لى جبرئیل ما ابغضت احدا من عباد اللَّه ما ابغضت عبدین احدهما من الجن و الآخر من الانس فاما من الجن ف: ابلیس حین ابى السّجود لادم و اما من الانس ف: فرعون حین قال انا ربکم الاعلى و لو رایتنى و انا ادس الطین فى فمه مخافه ان تدرکه الرحمه.

و قال ابن عمر قال سمعت رسول اللَّه (ص) یقول‏ قال لى جبرئیل یا محمد ما غضب ربک على احد غضبه على فرعون اذ قال ما علمت لکم من اله غیرى و اذ حشر فنادى فقال انا ربکم الاعلى فلما ادرکه الغرق استغاث و اقبلت احشوفاه مخافه ان تدرکه الرحمه.

و فى هذه الایه التحذیر عن تأخیر الایمان الى وقت المعاینه فذاک وقت الایاس و لا ینفع صاحبه لمعاینه ملک الموت کفعل فرعون حین آمن فى ذلک الوقت حتى قیل له‏ آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ‏ قال اللَّه تعالى‏ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا. و قال:

وَ لَیْسَتِ التَّوْبَهُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ‏ الایه فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ‏ قرأ یعقوب ننجیک بالتخفیف ببدنک یعنى بجسدک لا روح فیه و قیل: ببدنک یعنى مع درعک و کان درعا مسمورا مرصعا بالجواهر. یقول نجعلک تعلوا الماء و تطفوا فوقه لانه اول جیفه آدمى طفت فوق الماء. و قیل: ننجیک معناه نلقیک على نجوه من الارض و هى المکان المرتفع. چون موسى قوم خود را خبر داد از هلاک فرعون و غرق وى قومى از ایشان جحود کردند و انکار نمودند گفتند: ما مات فرعون و انه اعظم شأنا من ان یغرق پس فرمان آمد بدریا تا فرعون را از قعر خویش وا سر آورد و بر سر آب بایستاد و فرعون ازین سرخه بود کوتاه بالا بى ملح همچون گاوى نر، و بر وى سلاح بود و درع بگاه غرق. و ذلک آیه لان الحدید یرسب و لا یطفوا و قیل: ننجیک نترکک حتى تغرق فالنجاء، الترک. و قیل: نسوّدک و نجعلک علامه فانّ النجاء قد یکون العلامه و السواد و یحتمل انه من النجاء الذى معناه الاسراع اى- ننجى أهلا لک. و قوله: ببدنک تأکیدا کما تقول قال بلسانه و جاء بنفسه. قوم موسى چون فرعون را مرده بر سر آب‏ دیدند و بر وى درع بود و سلاح گران و هرگز هیچ جیفه آدمى تا آن روز بر سر آب ندیده بودند آن جحود و انکار از دل بیرون کردند و دانستند که آن آیتى عظیم است بر صدق موسى و نشانى است از قهر خداوند و راندن خشم خود بر فرعون، اینست که رب العالمین گفت: لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَهً اى عبره و نکالا. و قیل: لمن تاخر عن قومک‏ وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیاتِنا فى موسى و فرعون و سائر الآیات‏ لَغافِلُونَ‏ لاهون.

وَ لَقَدْ بَوَّأْنا بَنِی إِسْرائِیلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ‏ آن متبوأ پیش از این مصر است و این مبوأ اینجا بیت المقدس. و قیل: هو الاردن و فلسطین و هى الارض المقدسه التی کتب اللَّه میراثا لإبراهیم و ذریته این همان است که جایى دیگر گفت‏ وَ قُلْنا مِنْ بَعْدِهِ لِبَنِی إِسْرائِیلَ اسْکُنُوا الْأَرْضَ‏ یعنى- ارض القدس. میگوید: جاى دادیم بنى اسرائیل را پس غرق فرعون جاى گزیده و پسندیده نیکو براستى متنزل وحى و مسکن انبیاء و زمین محشر وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ‏ ایشان را روزیهاى پاک حلال دادیم یعنى- در تیه پیش آنکه بقدس رسیدند و هى المن و السلوى و الماء من الحجر و طیبها منالها من غیر مکسبه و لا مسئله.

فَمَا اخْتَلَفُوا حَتَّى جاءَهُمُ الْعِلْمُ‏ یعنى جاء هم القران على لسان محمد. و اختلافهم انهم افترقوا بعد ما جاءهم فرقتین فرقه اسلموا و فرقه ثبتوا على الیهودیه و قیل نزلت هذه الایه فى قریظه و النضیر یعنى- انزلنا هم منزل صدق یرید من ارض یثرب ما بین المدینه و الشام‏ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ‏ من النخل و الثمار و وسعنا علیهم الرزق. فما اختلفوا فى تصدیق محمد ص انه نبى حتى جاءهم العلم یعنى- القرآن و البیان بانه رسول صدق و دینه حق. و قیل: حتى جاءهم معلومهم و هو محمد ص لانهم کانوا یعلمونه قبل خروجه فالعلم بمعنى المعلوم کما یقال للمخلوق خلق، و منه قوله: هذا خلق اللَّه و یقال هذا الدرهم ضرب الامیر اى مضروبه‏ إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ فِیما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ‏ من الدین.

قوله: فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ‏

روى‏ ان النبى (ص) لما نزلت هذه‏ الایه قال لا اشک و لا اسأل.

گفته ‏اند این خطاب بظاهر با مصطفى است اما مراد باین جز اوست کقوله: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ یخاطب النبى و هو شامل للخلق کلهم. و گفته‏ اند این خطاب نه با مصطفى است که قدر وى بنزدیک حق جلّ جلاله از آن جلیل‏تر و بزرگوارتر است بلکه خطاب وى در آن مضمر است و تقدیر آنست که قل یا محمد للشاک فى نبوتک‏ فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ‏ و دلیل برین قول آنست که در آخر سورت گفت‏ قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی شَکٍّ مِنْ دِینِی‏ و گفته ‏اند: در عهد رسول خدا مردم سه صنف بودند مؤمن مصدق و کافر مکذب و شاک فى الامر لا یدرى کیف هو یقدم رجلا و یؤخر اخرى. یکى مصطفى را استوار گرفت و رسالت وى بجان و دل پذیرفت مؤمن بود دیگرى او را دروغ زن گرفت و از ایمان اعراض کرد کافر بود، سه دیگر مردى بود گمان زده، میان کفر و ایمان ایستاده، این خطاب با وى است میگوید: فَإِنْ کُنْتَ‏ ایها الانسان‏ فِی شَکٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ‏ من الهدى على لسان محمد (ص) فاسئل الاکابر من علماء اهل الکتاب مثل ابن سلام و سلمان الفارسى و تمیم الدارى و اشباههم فسیشهدون على صدق محمد (ص) و یخبرونک بنبوّته. و گفته‏ اند: فَإِنْ کُنْتَ‏ ان بمعنى جحد است اى- ما کنت، هم چنان که گفت جلّ جلاله‏ وَ إِنْ أَدْرِی‏ اى- ما ادرى و ان کان مکرهم اى- ما کان مکرهم، یرید فما کنت فى شک مما انزلنا الیک فسلوا یا معشر الناس انتم دون النبى (ص). و گفته‏ اند اللَّه دانست که رسول بشک نیست لکن خواست که رسول گوید لا اشک و لا امترى تا حجت باشد بر اهل شک از قوم وى و تعییر و تبکیت ایشان هم چنان که فردا با عیسى گوید «أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ» و خود میداند جلّ جلاله که عیسى نگفت لکن تا عیسى گوید. سبحانک ما تکون لى ان اقول ما لیس لى بحق و بر ترسایان حجت باشد و تعییر و تبکیت ایشان بود. و قال عبد العزیز بن یحیى الشاک فى الشی‏ء یضیق به صدرا، فیقال لضیق الصدر شاک، و المعنى ان ضقت ذرعا بما تعانى من تعنتهم و اذاهم فاصبر و اسئل الذین یقرءون الکتاب من قبلک یخبروک کیف صبر الانبیاء على اذى قومهم و کیف کان عاقبه امرهم من النصر و التمکین‏ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ‏.

وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ فَتَکُونَ مِنَ الْخاسِرِینَ‏ هذا کله خطاب مع النبى (ص) و المراد به غیره.

قوله: إِنَّ الَّذِینَ حَقَّتْ عَلَیْهِمْ کَلِمَتُ رَبِّکَ‏ اى وجب علیهم الوعید فى قوله:

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ‏ و قیل الکلمه قوله هؤلاء فى النار و لا ابالى و قیل: کلمته لعنته فى قوله: أَلا لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ‏ و قیل: کلمه ربک اخباره انهم لا یؤمنون. میگوید: براستى و درستى سخن خداوند تو بر مشرکان عرب برفت و حکم کرد که ایشان هرگز ایمان نیارند و اللَّه خود ایشان را بدین و هدایت و توحید مى‏ نپسندد.

«لا یُؤْمِنُونَ» وَ لَوْ جاءَتْهُمْ کُلُّ آیَهٍ حَتَّى یَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِیمَ‏ فلا ینفعهم حینئذ الایمان کما لا ینفع فرعون ایمانه.

 

 

النوبه الثالثه

 

قوله تعالى: وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً از روى ظاهر بزبان تفسیر مؤمنان را بیت الخدمه مسجد و محراب است میگوید: آن را ساخته دارید، عبادت و خدمت ما را، و در آن معتکف نشینید طلب قربت ما را، و سود خود در آن جویید که آن بازار آخرت است و شما بازرگانان و توحید رأس المال و اصل بضاعت و هر کس را سود بر اندازه بضاعت باشد، چنان که در خبر مى‏ آید

«الا ان المساجد اسواق الآخره و سکانها تجارها و کل تاجر یربح على قدر بضاعته»

شرط آنست که چون روى به بیت الخدمه نهى و قصد مسجد و محراب کنى تا بحضرت نماز شوى نخست باطن خود بآب توبه بشویى چنان که ظاهر را به آب مطلق طهارت دادى آن گه خواجگى و رعنایى و تکبر بر در مسجد از خود فرو نهى، بنده‏وار بسان بندگان شکسته و کوفته قدم عجز و نیاز در مسجد نهى سر در پیش افکنده، و زبان تضرع بگشاده، با دلى پر درد و جانى پر حسرت و چشمى پر آب با تشویر و با خجلت تکبیر بندى در حال تکبیر کبریاء حق بدیده سر بدیده، و بوقت قیام در خجلت گناه خود بمانده و چون نام و کلام او بر زبان وا نى نهاد تو بکلیت باید که عین‏ آگاهى گردد، در رکوع همه عین تواضع شود، در سجود ادب حضرت بجاى آرد، و چنان داند که در جوار قرب اوست، و در عین و نظر اوست، که میگوید جلّ جلاله:

وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ‏ چون سلام باز دهد همه بشارت و شادى بیند، چون توفیق این طاعت یافت و بحکم فرمان این خدمت بسر برد اینست که اللَّه با موسى گفت: وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ‏ اى موسى قوم خود را گوى نماز بپاى دارید و شرط بندگى و فرمان بردارى در آن بجاى آرید چون توفیق یافتید و حق خدمت گزاردید شادى کنید برحمت من، بنازید بفضل من، گوش دارید بکرم من، فخر کنید بفرمان من، انس گیرید بیاد من، پشتى دارید با نام من، تکیه کنید بر ضمان من، چشم دارید بر وعد من. وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ‏ اى موسى بشارت ده ایشان را بعز رشاد و راست راهى و نکونامى در دنیا، و نعیم باقى و ملک جاودانى در عقبى، از روى ظاهر بزبان تفسیر اینست معنى آیت و بر زبان اشارت بر ذوق اهل معرفت بیت الخدمه نفس عابدان است، بیت الحرمه دل عارفان است، بیت الصحبه جان عاشقانست. خدمتیان را «جنات» و نهر ساخته ‏اند، حرمتیان را فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ‏ نهاده‏اند، صحبتیان را عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ یافته‏اند.

قوله: رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى‏ أَمْوالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ‏ الآیه. موسى کلیم در بدایت کار شبانى بود در کلیمى اللَّه تعالى بمقام مکالمتش رسانید برضاع اصطناعش بپرورد تاج اصطفا بر سرش نهاد هزاران معجزه در ید بیضا و عصاى وى آشکارا کرد اما عهد وى عهد عدل بود، و روزگار وى روزگار قهر بود، چون دعوت کرد قوم خویش را و از ایمان ایشان نومید گشت بتکلم بدرگاه رب العزه شد از ایشان بحق نالید و بر ایشان دعاى بد کرد که‏ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى‏ أَمْوالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ‏ الآیه.

رب العزّه دعاى وى اجابت کرد عدل خود بایشان نمود حکم قهر بر ایشان براند بر وفق دعاى موسى ایشان را فرا ایمان نگذاشت تا بوقت معاینه عذاب، و آن گه ایمان آورد فرعون در آن فورت لکن سود نداشت او را گفتند آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ‏ باز که نوبت بمصطفى عربى رسید عهد وى عهد فضل بود و روزگار رحمت بود آن همه رنج از کفار قریش بوى رسید دندانش میشکستند، تیر در کامش مى‏ نشاندند نجاست بر مهر نبوت مى‏ انداختند، و سید (ص) دست شفقت و رأفت بر سر ایشان نهاده و دست ترحم و شفاعت بگشاده، که «اللهم اهد قومى فانهم لا یعلمون» خداوندا راهشان نماى که مى ‏ندانند، عذر ایشان میخواهم که مرا نمى‏ شناسند، رب العزّه خود دانست که دل وى تنگ است، و رنج دل و اندوه وى بغایت رسیده، از درگاه عزت خویش بکمال لطف خویش او را مرهم نهاد و تسلّى دل وى را آیت فرستاد فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکَ‏ بر تأویل ایشان که گفتند:

ان ضقت به ذرعا فاصبر. فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکَ‏ کیف صبر الانبیاء على اذى الاعداء. نظیره قوله: وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِما یَقُولُونَ‏ و قوله: قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِی یَقُولُونَ‏ الآیه.

کشف الأسرار و عده الأبرار، ج‏۴

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *