وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً ترجمه بیان السعاده فى مقامات العباده

وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً مقصود از تبذیر دادن مال بر غیر مستحقّ یا دادن مال بر مستحقّ بیشتر از حقّش مى ‏باشد و در پرداخت حقوق مستحقین از تبذیر که دادن بر غیر مستحقّ یا زیاده دادن از حقّ اوست (آنچه که اسراف نامیده شده است) که در این آیه از آن نهى شده است، چون دادن مال بدون تبذیر همان اقتصاد یعنى میانه روى است.

پس تبذیر اعمّ از اسراف است اگر چه گاهى هم در مقابل همدیگر قرار مى‏گیرند، و چون امر به اداى حقوق در مفهوم مخالف آن مستلزم نهى از خوددارى و تنگ چشمى است، لذا به همان اداى حقوق اکتفا کرد و صریحا از اسراف کردن نهى نمود.

ازآن‏رو که ادا کردن حقّ اختصاص به مال صورى و به اقربا و خویشان صورى ندارد، بلکه عام است و شامل سایر حقوق و جمیع‏ خویشاوندان در عالم کبیر و صغیر مى‏ شود، از نبىّ صلّى اللّه علیه و آله وارد شده که روزى بر سعد مى ‏گذشت او را دید که مشغول وضو گرفتن است، فرمود: اى سعد چیست این اسراف؟ عرض کرد: یا رسول اللّه آیا در وضو هم اسراف است؟

فرمود: بلى اگر چه پیش چشمه‏ى جارى باشى.

و از امام صادق علیه السّلام وارد شده است که پرسیده شد: آیا در حلال تبذیر مى ‏شود؟ فرمود: بلى.

و سر مطلب این است که هرگاه شخصى پیش چشمه‏ى جارى باشد ولى بیش از آن مقدار که واجب و مستحب است قواى خود را به کار اندازد.

این حرص ‏آورى و استعمال قوا و توجّه بر قواى محرّکه بدون ضرورت و استحقاق تبذیر است اگر چه اسراف و تبذیر آب در اینجا مطرح نباشد.

خلاصه‏ى آنچه که از اخبار، با همه‏ى اختلافهاى موجود استفاده مى ‏شود این که: انفاق مال، یا کلام، یا علم، یا حکمت، عرض و جاه، یا نیروى قوا، یا انفاق بر نفس و قواى آن به مقدار خواست، بدون التفات به امر خدا (امتثال امر او) تبذیر است هر چه که مى‏ خواهد باشد.

در عین حال همه‏ى این‏ها اگر به امر خدا و امتثال امر وى باشد میانه روى و اقتصاد است هر چه مى ‏خواهد باشد.

و لذا ذکر کرده ‏اند که اگر همه‏ى دنیا را یک لقمه قرار دهى و مؤمنى را اطعام نمایى اسراف نمى‏ شود.

إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ‏ تبذیرکنندگان و کسانى که در غیر طاعت خدا و با غفلت از امر او انفاق مى‏کنند، کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ‏ برادران شیاطین بوده‏اند.

زیرا که انفاق وقتى که به امر خدا نباشد به امر شیطان مى‏ شود که شیطان در کمین بنده نشسته و منتظر غفلت او از امر خدا است، پس در آن حال در بنده تصرّف مى‏ کند و بر او حکم مى‏ راند همان‏طور که بر شیاطین خودش حکومت مى‏ کند.

وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً عطف بیان (علّت) است، یعنى شیطان نسبت به پروردگارش بسیار کفر مى‏ورزد، و کسى که تبذیر مى‏کند و انفاقش بدون التفات بر امر خداست نسبت به پروردگار «کفور» است پس او در کفر ورزیدن برادر شیطان است.

ترجمه بیان السعاده فى مقامات العباده سلطان محمد گنابادی«سلطانعلیشاه»سوره الإسراء۲۳-۴۳

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *