ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره یس ۳۱ الی ۳۵

سوره یس (۳۶): آیات ۳۱ تا ۳۵]

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَیْهِمْ لا یَرْجِعُونَ (۳۱)

وَ إِنْ کُلٌّ لَمَّا جَمِیعٌ لَدَیْنا مُحْضَرُونَ (۳۲)

وَ آیَهٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَیْتَهُ أَحْیَیْناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ (۳۳)

وَ جَعَلْنا فِیها جَنَّاتٍ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فِیها مِنَ الْعُیُونِ (۳۴)

لِیَأْکُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَ فَلا یَشْکُرُونَ (۳۵)

ترجمه:

۳۱- آیا کفّار مکّه” ندانستند که چه بسیار از اهل هر عصرى را پیش از ایشان نابود ساختیم (و نیز ندانستند که) آن هلاک شدگان بسوى بازماندگان بر نمى‏ گردند.

۳۲- همگان نیستند جز آنکه با هم نزد ما احضار میشوند.

۳۳- و زمین مرده که آن را (بوسیله باران) زنده کردیم براى ایشان دلیلى است و از آن دانه ‏اى بیرون آوردیم که از آن میخورند.

۳۴- و در آن زمین بوستانهایى از درختان خرما و انگور قرار دادیم و در زمین بعضى چشمه‏ ها بشکافتیم.

۳۵- تا از میوه آن و از آنچه بدست خویش آن را بعمل آوردیم میخورند آیا سپاس نمى‏ گذارند.

قرائت:

عاصم و حمزه و ابن عامر (لما جمیع) بتشدید میم خوانده و باقى از قراء با تخفیف (لما) قرائت کرده ‏اند، و اهل کوفه غیر حفص” و ما عملت” بدون” هاء” خوانده و دیگران (و ما عملته) خوانده ‏اند.

دلیل:

کسى که میم از (لما) را تخفیف داده پس بدرستى که از قول خدا، و ان کلّ مخفّفه از ثقیله و ما از لما را زایده گرفته و تقدیرش (و انّه کل لجمیع لدینا محضرون) است، و کسى که میم از (لما) را تشدید داده، پس البته لما در اینجا را بمعناى الّا دانسته گفته میشود، سألتک لما فعلت کذا، از تو پرسیدم آیا چنان نکردى (و الا فعلت کذا) و ان نافیه است، پس تقدیرش ما کل الا محضرون نیستند تمامشان مگر حاضر شده.

و قول خدا (و ما عملته ایدیهم) پس البته حذف در قرآن از این قبیل بسیار است مثل‏ وَ سَلامٌ عَلى‏ عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفى‏[۱] هذَا الَّذِی بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا[۲] و موضع و محل ماجراست، و تقدیر آن، لیأکلوا مما عملته ایدیهم، است و ممکنست که ما نفیه باشد یعنى (و لم تعمله ایدیهم) و تأیید میکند آن را قول خدا أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ‏[۳] آیا شما زراعت مى کنید آن را یا ما زراعت کننده ‏ایم.

اعراب:

أَنَّهُمْ إِلَیْهِمْ لا یَرْجِعُونَ‏ بدل از” کَمْ أَهْلَکْنا” است و تقدیرش (الم یروا انّهم الیهم لا یرجعون) و کم در محلّ نصب باهلکنا میباشد.

تفسیر:

سپس خداوند سبحان کفّار مکه را ترسانیده و فرمود:

أَ لَمْ یَرَوْا آیا ندانستند گروه کفّار کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ‏ یعنى چندین قرن و زمان هلاک کردیم پیش از ایشان از قرنها و زمانها مثل قوم عاد و ثمود و قوم لوط و غیر آنها را.

أَنَّهُمْ إِلَیْهِمْ لا یَرْجِعُونَ‏ یعنى آیا ندانستند که قرنهایى که ما هلاک- کردیم ایشان را برنمیگردند بسوى ایشان یعنى بدنیا برنمیگردند آیا عبرت نمیگیرند بسرنوشت ایشان، و وجه تذکّر و یادآورى بکثرت هلاک شدگان این است که مقصود، شما هم بزودى مثل حال آنها میشوید، پس نگاهى بخودتان کنید و به‏ترسید که مبادا موجب هلاکت بیاید و شما در غفلت و غرور باشید چنانچه براى ایشان آمد و اهل هر زمانى را قرن نامید براى نزدیک بودن آنها در وجود.

وَ إِنْ کُلٌّ لَمَّا جَمِیعٌ لَدَیْنا مُحْضَرُونَ‏ یعنى اینکه امّتها در روز قیامت حاضر میشوند، پس آنها را نگاه میدارند براى آنچه در دنیا عمل کرده‏اند یعنى و تمام گذشتگان و باقیماندگان برانگیخته میشوند براى حساب.

وَ آیَهٌ لَهُمُ‏ یعنى و نشانه و دلیل قاطع براى ایشان بر قدرت و توانایى ما بر روز رستاخیز الْأَرْضُ الْمَیْتَهُ أَحْیَیْناها یعنى زمین خشک و بایرى که گیاهى نمیرویاند ما زنده گردانیم بسبب رویانیدن گیاه‏ وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا یعنى‏ هر دانه‏اى که موجب قوت و تغذیه آنها میشود مانند گندم و جو و برنج و غیر آنها از حبوبات و دانه ‏ها فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ‏ یعنى پس از بعضى از دانه‏ها میخورند وَ جَعَلْنا فِیها جَنَّاتٍ‏ و قرار دادیم در آن زمین باغهایى‏ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ‏ از خرما و انگور و خبر این نیست که اختصاص بدو قسم از میوه ‏ها داد براى فراوانى و منافع آن دو وَ فَجَّرْنا فِیها مِنَ الْعُیُونِ‏ یعنى و شکافتیم در این زمین مرده یا در این باغها چشمه ‏هایى از آب تا آنکه انگورها و خرماها آبیارى شوند سپس خداى سبحان بیان کرد که او این کار را نکرده است. مگر آنکه‏ لِیَأْکُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ‏ از میوه نخیل که خرما باشد بخورند ضمیر” ثمره” بیکى از آن دو درخت خرما و انگور برمیگردد چنانچه فرمود وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ‏ و مقصود اینکه هدف و غرض ما سود ایشانست باین باغها و منتفع شدن ایشانست بخوردن میوه ‏هاى باغها.

وَ ما عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ‏ یعنى دستهاى ایشان این میوه ها را بثمر رساند هر گاه (ما) را نافیه بدانیم، ضحاک گوید: یعنى آن باغها را آباد مى‏بینند و حال آنکه کار و صنعتى براى ایشان در آن نیست، مقصود اینکه آن از صنعت خالق و آفریدگار است و داخل در مقدورات و کارهاى مخلوقات و آفریده ‏ها نیست، و هر گاه (ما) بمعناى الذى و موصول باشد، پس تقدیرش اینست که آنچه دستهاى فعّال ایشان نموده از اقسام چیزهایى که از خرما و انگور ساخته میشود براى زیادى منافع آن.

و بعضى گفته ‏اند: تقدیرش (و ان ثمره ما عملته ایدیهم) و از میوه چنانى که دستهاى ایشان کار کرده یعنى کاشته درختهاى آن را و زراعتهایى که کوشش در شخم زدن و شیار نمودن زمین آن نموده.

أَ فَلا یَشْکُرُونَ‏ یعنى آیا سپاس خداى تعالى بر مثل این نعمتها نمى کنید و این تنبیه خداى سبحانست بخلقش بر شکر و سپاس نعمتهاى او و یاد خوبى است از امتحان‏هاى او.

______________________________

[۱] – سوره نمل آیه: ۵۹.

[۲] – سوره فرقان آیه: ۴۱.

[۳] – سوره واقعه آیه: ۶۴.

ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج‏۲۰

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *