تفسیر و تفاسیر شیعه قرن چهارم

قرن چهارم :

 

 

تفسیر الغاضرى .

از ابوعبداللّه محمد ( م ح ۳۰۰ ق ) فرزند عباس بن عیسى غاضرى , از اعلام شیعه , محدث و مفسر.وى ساکن غاضریه بود که زمین مسطحى است واقع در کنار نهر علقمى در نواحى کربلا.
او داراى مؤلفات عدیده اى است از جمله : کتاب الملاحم , و کتاب الدعاء, و کتاب الجنه و النار.تفسیر مورد بحث به زبان عربى و به شیوه روائى است .
ابوعباس نجاشى مؤلفات وى از جمله تفسیر قرآن کریم را ضبط کرده است .

منابع :

تاسیس الشیعه , ۳۳۱; تفسیر فرات کوفى , ۵۳۴; جامع الرواه , ۲/۱۳۴; الذریعه , ۴/۲۹۵; رجال ابن داوود, ۳۱۷; رجال , شیخ طوسى , ۴۹۹; رجال , علامه حلى ۱۵۵; رجال , نجاشى , ۲/۲۳۲; معجم رجال الحدیث , ۱۶/۱۹۹.

 

 

اعجاز القرآن

از ابوعبداللّه محمد ( ۳۰۶ یا ۳۰۷ ق ) فرزند زید واسطى , از متکلمین شیعه در عصر خویش .ابن ندیم در الفهرست به شرح حال وى پرداخته و او را بلند آوازه توصیف کرده است .
تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربى و به شیوه روائى و کلامى تالیف گردیده است .

شـیخ آقابزرگ تهرانى این تفسیر را در الذریعه یاد کرده است و در طبقات اعلام الشیعه مى نویسد که مفسر داراى تالیفى در امامت به سبک و شیوه امامیه مى باشد.
تفسیر دیگرى نیز به نام الزمام فى علوم القرآن از واسطى ذکر کرده اند.

منابع :

الذریعه , ۲/۲۳۲; الفهرست , ابن ندیم , ۴۱; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۲۷۱ – ۲۷۲; البدایه و الـنـهـایه , ۱۱/۱۹۵; لسان المیزان , ۵/۱۷۲ – ۱۷۳; الاعلام , ۶/۱۳۲; الوافى بالوفیات , ۳/۸۲; کشف الظنون , ۱/۱۲۰ به بعد; معجم المؤلفین , ۱۰/۱۳; طبقات المفسرین , داودى , ۲/۱۴۸.

 

 

تفسیر فرات کوفى

اثـر شـیخ ابوالقاسم فرات ( م ح ۳۰۷ ق ) فرزند ابراهیم بن فرات کوفى , از مفسران شیعه در عصر غیبت صغرى و محدثین امامیه .محمد الکاظم مصحح این تفسیر, در مقدمه خود یکصد و بیست و شش نفر از مشایخ وى را با ذکر سند ضبط کرده است .

تـفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربى مقصور بر احادیث و روایات از طریق ائمه معصومین (ع ) و اکثر آنها در تفسیر آیاتى است که در شان نزول و فضائل حضرت امیرالمؤمنین (ع ) و خاندان عصمت و طهارت (ع ) نازل گردیده است .

اگـر مـفـسر را زیدى نخوانیم مسلما وى تحت تاثیر افکار آنها قرار داشته است و مشرب زیدى او کاملا در این تفسیر منعکس است .ولى شیخ صدوق ( م ۳۸۱ ق ) که با یک واسطه از فرات روایت مى کند.اصرار بر امامى بودن فرات دارد و نیز بسیارى از اسناد روایات شیخ صدوق که به واسطه شیخ خود ابوالقاسم محمد بن الحسن بن سعید هاشمى کوفى نقل مى نماید ( و بعضى از آنها مورخ سال ۳۵۴ ق اسـت ) از جـمـله در آثارش الامالى , و الخصال , و الاکمال , و معانى الاخبار, و اخبار الزهراء, این احتمال را پیش مى کشد که وى نخست زیدى مذهب بوده سپس به امامیه گرویده است و روایات شـیـخ صـدوق در زمان امامى بودن اوست ; یا اینکه زیدى معتدل بوده و بر اعتقادات امامیه عمل مى کرده است .

مسلم آن است که این تفسیر مورد قبول علماى امامیه واقع شده و یکى از منابع مهم شیعه امامیه اسـت و از مخذ تمامى مفسران شیعه در طى تاریخ تفسیر است چنانکه از منابع علامه مجلسى در بحارالانوار و شیخ حر عاملى در وسائل الشیعه و غیره است .مـفـسـر ایـن تفسیر را بر وفق سوره هاى قرآن کریم ترتیب داده و آغاز آن از سوره فاتحه الکتاب و پایان آن سوره الناس است .
نـسخه هاى خطى و چاپى که امروزه از این تفسیر در دست است تمامى آنها از ابى الخیر مقداد بن على حجازى مدنى از ابى القاسم عبدالرحمان حسنى حسینى علوى از فرات روایت گردیده است .این تفسیر نخست در سال ۱۳۵۴ ق در نجف اشرف با مقدمه شیخ محمد على غروى اردوبادى در چاپخانه حیدریه به طبع رسیده است .
سپس در قم توسط کتابخانه داورى افست گردیده است .
هـمـچنین تصحیح و طبع منقحى از آن با تحقیق آقاى شیخ محمد الکاظم در ۷۲۰ صفحه توس ط وزارت ارشاد اسلامى در تهران تجدید چاپ گردیده است .

مـنـابع :

اعیان الشیعه , ۸/۳۹۶; تفسیر فرات کوفى , مقدمه ; الذریعه , ۴/۲۹۸; فوائد الرضویه , ۳۴۹; مـعجم رجال الحدیث , ۱۳/۲۵۲; مؤلفین کتب چاپى فارسى و عربى , ۴/۷۹۶; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۲۱۶.

 

 

تفسیر قمى

اثر شیخ ابوالحسن على ( زنده در ۳۰۷ ق ) فرزند ابراهیم بن هاشم قمى معروف به على بن ابراهیم قمى از ائمه حدیث و مفسران بزرگ شیعه و طرق اجازات و شیخ مشایخ علماى امامیه .

ایـن تـفسیر معروف به تفسیر قمى به شیوه روائى است و بیشتر روایات را از طریق پدرش ابراهیم بـن هـاشم نقل مى کند و نیز وى از مشایخ ثقه السلام محمد بن یعقوب کلینى ( م ۳۲۹ ق ) است و کلینى در کتاب خود الکافى بسیارى از مفسر روایت مى نماید و این تفسیر مورد استناد کتب اربعه بوده است .

و هـمـچـنین وى عصر حضرت امام حسن عسکرى ( ۲۳۱ – ۲۶۰ ق ) را درک نموده است و تا سال ۳۰۷ ق زنده بوده است .چـنـانـکـه از رسـاله مشایخ شیعه منسوب به پدر شیخ بهائى استفاده مى گردد که مفسر در آغاز تـفـسـیـر مختصر خویش روایات مبسوطى را مستندا از حضرت امام جعفر الصادق (ع ) از جدش حضرت امیرالمؤمنین (ع ) در بیان انواع علوم قرآن یاد نموده است .

سپس شریف مرتضى آنها را استخراج کرد و پس از اینکه بر آن خطبه اى اضافه نموده است المحکم و المتشابه کتابى مستقل ساخته و اخیرا به چاپ رسیده است .
ایـن تـفـسـیر یکى از کهن ترین تفاسیر شیعه است که امروزه در دست داریم و از مهمترین منابع مـفسران امامیه در طول قرون گذشته تا عصر حاضر مى باشد و گنجینه اى از روایات ماثور امام مـحـمـد بـاقر (ع ) از طریق ابى الجارود, و روایات امام ششم از طریق مفسر على بن ابراهیم قمى است .

این تفسیر یکى از منابع کتب اربعه مى باشد و نیز علامه حلى در علامه الاقوال خود مفسر را توثیق و ارزشمندى تفسیرش را تایید کرده است .از نـسـخه هاى کهن این تفسیر, نسخه محفوظ در کتابخانه مرکزى آستان قدس رضوى به شماره ۷۵۱۲ ثبت مى باشد.این تفسیر نخست در سال ۱۳۱۱ ق در تهران چاپ سنگى گردید.سپس در بمبئى و بعد در تبریز به طبع رسید.

بهترین طبع آن در سال ۱۳۸۷ ق در نجف اشرف با تصحیح و کوشش سید طیب موسوى جزائرى در دو مـجلد به قطع وزیرى با مقدمه مختصر مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانى انجام گرفته است که همان نسخه در قم به طریق افست تجدید طبع گردیده است .
چهار تفسیر دیگر از همین مفسر یاد کرده اند بدین شرح :

۱) اختیار القرآن و روایاته که ثقه الاسلام کلینى و صدوقین و ابوالعباس نجاشى و شیخ طوسى و شیخ طوسى و شیخ مفید و شیخ آقابزرگ تهرانى از آن یاد کرده و نقل تفسیر و روایت کرده اند.
۲) نوادر القرآن , که در تفسیر نوادر علوم قرآنى و کلمات آن به شیوه روائى است .
۳) فضائل القرآن , که در فضائل قرآن کریم بحث و تفسیر نموده است .
۴) الناسخ و المنسوخ , که در ذکر آیات ناسخ و منسوخ و به سبک روائى نقل شده است .

مـنـابع :

الاستبصار, ۱/۳۶۵; ایضاح المکنون , ۱/۳۰۹; تنقیح المقال , ۲/۲۶۰; تهذیب الاحکام , ۱/۱۶۰; جـامـع الـرواه , ۱/۵۴۵; الـذریعه , ۴/۳۰۲; رجال , ابن داوود, ۲۳۷; رجال , علامه حلى , ۱۰۰; رجال , نجاشى , ۲/۸۶; طبقات المفسرین , داوودى , ۱/۳۹۲; فوائد الرضویه , ۲۶۴; الفهرست , ابن ندیم , ۳۹; الـفـهرست , شیخ طوسى , ۱۱۵; فهرست الفبائى کتب خطى کتابخانه مرکزى آستان قدس , ۱۳۸; الکافى , ۳/۴۰۱; لسان المیزان , ۴/۱۹۱; مفسران شیعه , ۸۵; میزان الاعتدال , ۳/۱۱۱; نوابغ الرواه فى رابعه المثات , ۱۶۷.

 

 

 

التنزیه و ذکر متشابه القرآن (تفسیر النوبختى )

از شیخ ابومحمد الحسن ( م۳۱۰ ق ) فرزند موسى از احفاد ابوسهل بن نوبخت نوبختى شیخ مشایخ متکلمین شیعه فیلسوف فلکى ریاضى دان .تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربى و بر اساس سایر مؤلفات وى به شیوه کلامى است .
شیخ آقابزرگ تهرانى در الذریعه مى نویسد: ظاهرا به آیات متشابه قرآن کریم پرداخته است که در تنزیه بارى تعالى مى باشد.ابـوالـعـبـاس نجاشى و عباس اقبال آشتیانى و سید محسن امین عاملى به شرح ابومحمد الحسن نوبختى پرداخته و از تفسیر او نام برده اند.

منابع :

اعیان الشیعه , ۵/۳۲۰; الاعلام , ۲/۲۲۴; ایضاح المکنون , ۱/۹۷ به بعد; خاندان نوبختى , ۱۲۵; الـذریـعه , ۴/۴۵۵; رجال , شیخ طوسى , ۴۶۲; رجال , نجاشى , ۱/۱۷۹ – ۱۸۲; ریاض العلماء, ۱/۳۴۴; سیر اعلام النبلاء, ۱۵/۳۲۷; الفهرست , ابن ندیم , ۲۲۵; الوافى بالوفیات , ۱۲/۲۸۰.

 

 

 

تفسیر قتیبه

اثر ابوحفص قتبیه ( م ۳۱۶ ق ) احمد بن شریح بخارى از نحویین و مفسران شیعه .حدیث تفسیر را از سعید بن مسعود مروزى و ابویحیى بن ابى مسره و دیگران آموخت .
سیوطى در طبقات مفسرین خود وى را صاحب تفسیر کبیر و شیعى ذکر نموده است .
تفسیر مفسر به شیوه روائى است که روایات و اخبار ائمه اطهار را در تفسیر آیات قرآن کریم به کار برده است .شـیـخ آقـابـزرگ تـهـرانـى در طـبـقات اعلام الشیعد خود مى نویسد: مفسر اعم از این است که کـوفى الاصل و یا کوفى المشرب باشد, بخارى و شیعى است و نیز عامر الحلو در کتاب خود معجم الدراسات القرآنیه به غلط دو تفسیر به وى نسبت داده است که هر دو آنها متحد است .

مـنـابـع :

اعـیان الشیعه , ۸/۴۴۸; تاسیس الشیعه , ۳۴۱; بغیه الوعاه فى طبقات اللغویین و النحاه , ۲/۲۶۵; الـذریـعـه , ۴/۳۰۱; طبقات المفسرین , داوودى , ۲/۴۴; طبقات المفسرین , سیوطى , ۲۸; معجم الدراسات القرآنیه عند الشیعه الامامیه , ۹۴; مفسران شیعه , ۸۷.

 

 

تفسیر کعبى

از ابوالقاسم عبداللّه ( م ۳۱۹ ق ) فرزند احمد کعبى بلخى از متکلمین و مفسرین امامیه .وى سالها کرسى کلام را در بغداد به خود اختصاص داده است .ابـن نـدیـم در الـفـهـرست او را به عالم و متکلم و رئیس اهل زمان خود وصف نموده و جمعى از مؤلفات وى از جمله کتاب التفسیر الکبیر للقرآن را ذکر نموده است .

یـاقوت حموى در معجم الادباء هنگام شرح حال احمد بن سهل بلخى مى گوید ( و للکعبى کتاب فى التفسیر یزید حجمه على کتاب ابى زید ). شیخ آقابزرگ در الذریعه از تفسیر او یاد کرده است .
از گـفته هاى مورخین و محققین استفاده مى گردد که تفسیر مذکور به شیوه کلامى بوده و در بغداد و سایر شهرها شهرت داشته است و داوودى در طبقات مفسرین آن را ذکر کرده است .

مـنـابع :

تاج التراجم , ۳۱; تاریخ بغداد, ۹/۳۸۴; الجواهر المضیئه , ۱/۲۷۱; خطط, مقریزى , ۲/۳۴۸; الـذریـعـه , ۴/۳۱۰; طـبقات المفسرین , داوودى , ۱/۲۲۲; الفهرست , ابن ندیم , ۲۱۹, لسان المیزان , ۳/۲۵۵ – ۲۵۶; مـعـجـم الدراسات القرانیه عند الشیعه الامامیه , ۱۰۷; وفیات الاعیان , ابن خلکان , ۳/۴۵; تاریخ الادب العربى , کارل بروکلمان , ۶/۲۳۳.

 

 

جامع التاویل لمحکم التنزیل

از ابومسلم محمد ( ۲۵۴ – ۳۲۲ ق ) فرزند بحر اصفهانى کاتب ادیب شاعر نحوى و مفسر معتزلى و تشیعگرا.مفسر کاتب الداعى الصغیر محمد بن زید حسینى ( م ۲۸۷ ق ) بوده است .
ایـن تـفسیر مفسر که جامع بین روایات و اخبار و نحو و لغت و سایر فنون و علوم قرآن کریم است مـورد سـتـایـش شیخ طوسى ( م ۴۶۰ ق ) واقع شده که نسخه اى از این تفسیر را در دست داشته است و در مقدمه تفسیر خود التبیان آن را یاد کرده و شیوه آن را ستوده است ( تبیان , ۱/۱ – ۲ ). شیخ آقابزرگ تهرانى در الذریعه مى گوید نسبت اعتزال که به مفسر داده اند احتمالا به دلیل تقیه وى بوده است .

چون وى تصریح نموده بر تقدم حضرت على بن ابى طالب (ع ) بر سایر اصحاب و ایمان و اخلاص او در طاعت از خدا و نیز سایر خصوصیات و فضایل امام (ع ). سپس اضافه مى کند که علامه حلى ( م ۷۲۶ ق ) در کتاب تهذیب الاصول در مبحث النسخ از این تفسیر یاد کرده است .

تـفـسـیـر مـفـسر به شیوه شیعى نگاشته شده و در این تفسیر تصریح به امامت حضرت على (ع ) گردیده است .این تفسیر در چهارده جلد بزرگ است .مفسر غیر از محمد بن بحر رهنى از غلاه شیعه ( م ۳۴۰ ق ) مى باشد.

و ابـن نـدیـم در الفهرست این تفسیر را بر مذهب معتزله وصف نموده است یکى از فضلاى حوزه عـلـمیه قم , آقاى غیاثى کرمانى این تفسیر را که منقولات فراوانى از آن در تفسیر تبیان و مجمع الـبـیـان و ابـوالفتوح رازى و تفسیر امام فخر رازى و قرطبى پراکنده وار نقل شده است , در دست تدوین و طبع دارد.
سـعـید انصارى بخشهایى از این تفسیر را که در تفسیر فخر رازى نقل شده بوده است استخراج و گردآورى کرده به نام ملتقط جامع التاویل لمحکم التنزیل انتشار داده است .
و نـیـز تـفـسـیـر دیگرى به نام تفسیر شان نزول آیات منسوب به کاتب اصفهانى ذکر کرده اند که موجود نیست .

مـنـابـع :

الـتـبـیـان فى تفسیر القرآن , ۱/۱- ۲; الذریعه , ۵/۴۴; طبقات المفسرین , داوودى , ۱۰۶; الـفـهـرسـت , ابـن نـدیـم , ۱۵۱; الفهرست , شیخ منتخب الدین , ۱۵; کشف الظنون , ۱/۵۳۸; لسان المیزان , ۵/۸۹; معجم الادباء, ۱۸/۳۵; مفسران شیعه , ۸۸.

 

 

 

تفسیر ابى زید بلخى

اثـر ابـوزیـد احمد ( شامستیان ۲۳۴ – ۳۲۲ ق ) فرزند سهل بلخى از فلاسفه و دانشمندان معروف متکلم مفسر منجم شاعر امامى .پـدرش از مـردم سـجستان بود که با دولت مروان بنى امیه و ملوک امویان شرط کرد بر عدم سب وصـى رسـول اللّه (ص ) در نـواحى آن دیار و نیز خاندان مفسر از سلسله هاى ایرانى تبار معروف و متعصب شیعه در آن سامان بودند.

تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربى و به شیوه فلسفى و کلامى نگاشته شده است .وى از جمله علماى امامیه است که در علوم قرآن کریم و تفسیر, مؤلفات بسیارى دارد که از جمله ۹ تفسیر از او نام برده اند: نظم القرآن ; غریب القرآن ; ما اغلق من غریب القرآن ; تفسیر الفاتحه ; بیان ان سوره الحمد تنوب عن جمیع القرآن ; الحروف المقطعه فى اوائل السوره ; قوارع القرآن ; البحث عن التاویلات ; لغات القرآن .

مـنـابـع :

اعیان الشیعه , ۳/۲۱۶; الاعلام , ۱/۱۳۴; بغیه الوعاه , ۱/۳۱۱; صحیح مسلم , ۲۰۶۳; طبقات الـمـفـسـرین , داوودى , ۱/۴۲; الذریعه , ۴/۲۵۳; الفهرست , ابن ندیم , ۱۵۳; لسان المیزان , ۱/۱۸۳; مـصفى المقال فى مصنفى علم الرجال , ۴۹; معجم الادباء, ۳/۶۴; معجم المؤلفین , ۱/۲۴۰; الوافى بالوفیات , ۶/۴۰۹.

 

 

 

تفسیر ابن عبدک

اثر ابوجعفر محمد ( م ح ۳۲۵ ق ) فرزند على بن عبدک جرجانى معروف به ابن عبدک از متکلمین و مفسرین امامیه .تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربى و به شیوه روائى و کلامى است .
ابـوالـعـباس نجاشى آن را یاد کرده و شیخ طوسى که قریب عصر او بوده است در الفهرست وى را داراى مؤلفات بسیار مى خواند از جمله به تفسیر قرآن کریم او اشاره نموده و آن را تفسیر بزرگ و حسن وصف نموده است .
بر اثر نزدیکى عصر شیخ طوسى با مفسر و توصیف تفسیر او به کبیر و حسن احتمال بسیارى است که این تفسیر از نظر شیخ طوسى گذشته باشد ولى فعلا وجود ندارد.

منابع :

تاسیس الشیعه , ۳۳۳; جامع الرواه , ۲/۱۵۵; الذریعه , ۴/۲۴۴; رجال , ابن داوود, ۳۲۵; رجال , نـجـاشـى , ۲/۳۰۰; رجـال , علامه حلى , ۱۶۲; الفهرست , شیخ طوسى , ۲۲۵; معجم رجال الحدیث , ۱۶/۳۳۱; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۲۹۰.

 

 

 

تفسیر ابن ابى الثلج

از ابوبکر محمد ( ۲۳۸ – ۳۲۵ ق ) فرزند احمد بن کاتب بغدادى معروف به ابن ابى الثلج از مفسران امامیه و اکابر محدثین .تـفسیر مورد بحث به شیوه روایات از ائمه اطهار (ع ) نقل شده است و ابن ندیم در الفهرست آن را ضبط کرده است .
و نـیـز دو تفسیر دیگر از ابن الثلج ذکر کرده اند یکى تفسیر اسماء امیرالمؤمنین (ع ) فى کتاب اللّه عزوجل و دیگرى تفسیر ما نزل من القرآن فى امیرالمؤمنین که هر دو به شیوه روائى و مورد تذکر سید على بن طاووس در الیقین و دیگر محدثین مى باشند و فعلا وجود ندارند.

مـنـابـع :

تـاریـخ بغداد, ۱/۳۳۸; مقدمه تاریخ الائمه , ۱۳; الذریعه , ۴/۲۴۰; رجال , ابن داوود, ۲۹۶; رجال , شیخ طوسى , ۵۰۲; رجال , نجاشى , ۲/۲۹۹; الفهرست , ابن ندیم , ۳۷; معجم رجال الحدیث , ۱۴/۳۱۳; مـفسران شیعه , ۸۱; الفهرست , شیخ طوسى , ۱۷۹; معجم الدراسات القرآنیه عند الشیعه الامامیه , ۸۲.

 

 

 

تفسیر ابن الحجام

ابوعبداللّه محمد ( زنده در ۳۲۸ ق ) فرزند عباس معروف به ابن الحجام از مفسرین و محدثین .علامه حلى در رجال خود شهرت مفسر را به ابن الجحام به جیم مضمومه و حاء مهمله ضبط کرده است .
تـفـسـیر مورد بحث به زبان عربى و در کتب رجالى و فهارس به نام کتاب التفسیر الکبیر موسوم است و باسم تفسیر ابن الحجام مشهور است از جمله تفاسیر شیعى است که از زمان تالیف از منابع مهم بوده و نیز به شیوه روائى تالیف گردیده است که در تفسیر و تاویل آیات قرآن کریم از روایات و اخبار ائمه معصومین (ع ) بهره گرفته است .
از این تفسیر امروزه نسخه هاى متعدد در کتابخانه هاى عمومى و خصوصى موجود است .

نـسـخه اى از این تفسیر نزد سید على بن طاووس ( م ۶۶۴ ق ) بوده که در مؤلفات خود زیاد نقل مى کند و آن را در کتاب خویش سعد السعود وصف نموده است .

همچنین نسخه هایى نزد سید شرف الدین على حسینى استرابادى و سید هاشم توبلى و ملا محمد صـالح برغانى و سید هبه الدین شهرستانى وجود داشته که بعضى در تفسیرهاى خود از آن تفسیر فراوان نقل کرده اند.

تـفـسیرهاى دیگرى از ابن الحجام نام برده اند به شرح ذیل :

۱) تاویل ما نزل فى النبى و آله علیهم الـسـلام که در این تفسیر ابن الحجام به آیات و کلمات قرآن مجید که در حق رسول اکرم (ص ) و حـضـرت عـلـى بـن ابى طالب (ع ) و حضرت فاطمه (ع ) و خاندان عصمت و نبوت نازل گردیده مـى پـردازد و آن در هـزار بـزرگ است و جماعتى از اصحاب گفته اند که هرگز مانند این تفسیر کسى تصنیف نکرده است .

۲) مـا نـزل مـن القرآن فى اهل البیت (ع ), در این تفسیر آیات مذکور در حق امیرالمؤمنین (ع ) و خـانـدان عصمت نازل شده و همچنین احادیثى که از طریق عامه و خاصه در خصوص هر آیه نقل گردیده ذکر شده است .این تفسیر در دو جلد بزرگ و در ده جزء تدوین گردیده است .نـسـخـه اصلى به خط مؤلف با اجازه احمد بن ابى حب خراسانى مورخ ( ۳۳۸ ق ) و اجازه دیگر به خـط شـیخ طوسى مورخ ( ۴۳۳ ق ) که روى آن ثبت بوده است نزد سید بن طاووس ( م ۶۶۴ ق ) بوده و او هر دو جلد تفسیر مذکور را در کتاب الیقین نقل کرده است .

۳) تـاویـل مـا نـزل فـى اعـدائهـم , در این تفسیر به آیات قرآن کریم که در حق دشمنان حضرت امیرالمؤمنین (ع ) و خاندان وى نازل گردیده پرداخته شده است .
از طریق روایات و احادیث و اخبار وارده از ائمه اطهار آیات مزبور تفسیر شده است .سـیـد بـن طاووس در سعد السعود و سید هاشم توبلى در تفسیر خود البرهان و علامه برغانى در کنزالعرفان از آن تفسیر بسیار نقل کرده اند.

۴) قراءه امیرالمؤمنین (ع ) که در قرائت حضرت على بن ابى طالب است و آنرا از طریق ائمه اطهار جمع نموده است و شیخ طوسى از طریق مشایخ از ابى هامون تلعکبرى روایت نموده است .

۵) تاویل ما نزل فى شیعتهم , این تفسیر شامل آیات قرآن کریم است که در حق ذرارى ائمه اطهار و شیعیان حضرت امیر نازل شده است .

۶) الـنـاسـخ و المنسوخ , در یک جلد به زبان عربى به شیوه روائى در مورد آیات ناسخ و منسوخ و اسباب نزول روایت شده است .

۷) قراءه اهل البیت علیهم السلام , که در یک جلد به زبان عربى از طریق روایات ائمه (ع ) و قراءات آیات آنها روایت گردیده است .

هیچیک از تفاسیر مزبور وجود ندارد و معلوم نیست که واقعا هریک تفسیر جداگانه اى بوده است یا آنکه بعضى از آنها با هم یکى بوده و از طریق روات , مختف العنوان ذکر شده اند.

منابع :

تاسیس الشیعه , ۳۳۵; جامع الرواه , ۲/۱۳۴; الذریعه , ۴/۲۴۱; رجال , ابن داوود, ۳۱۷; رجال , شیخ طوسى , ۵۰۴; رجال , علامه حلى , ۱۶۱; رجال , نجاشى , ۲/۲۹۴; الفهرست , شیخ طوسى , ۱۷۷; مـعـالـم الـعلماء, ۱۴۳; معجم الدراسات القرآنیه عند الشیعه الامامیه , ۱۰۶; معجم رجال الحدیث , ۱۶/۱۹۸; مفسران شیعه , ۸۹; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۲۷۵; اعیان الشیعه , ۹/۳۷۹.

 

 

 

تفسیر ابن بابویه

اثـر ابـوالحسن على ( م ۳۲۹ ق ) فرزند حسین بن موسى بن بابویه قمى شیخ علماء امامیه محدث مفسر ثقه .ابن بابویه در بغداد با ابوالقاسم حسین بن روح سفیر حضرت حجت (عج ) ملاقات داشت و از طرف امام (ع ) توقیع جهت وى صادر گردید و نیز بشارت ولادت دو فرزند او ابوجعفر و ابوعبداللّه داده شد و این فرزندان به دعاء حضرت مهدى (عج ) متولد گردیده اند.

تـفسیر وى از جمله تفسیرهاى روائى است و ابوالعباس نجاشى این تفسیر را به یک واسطه توس ط استادش ابوالحسن العباس کلوذانى روایت نموده است .
آقـابـزرگ تهرانى در الذریعه مى نویسد که روایت نجاشى به یک واسطه بهترین دلیل بر وجود این تـفـسـیر است و نیز شیخ طوسى تفسیر مذکور را در الفهرست خود ضبط کرده ولى تفسیر مزبور فعلا موجود نیست .

منابع :

الاعلام , زرکلى , ۴/۲۷۷; جامع الرواه , ۱/۵۷۴; دایره المعارف بزرگ اسلامى , ۳/۶۱; الذریعه , ۴/۲۴۱; رجـال , ابن داوود, ۲۴۱; رجال , نجاشى , ۲/۸۹; کمال الدین , ۲/ باب ۴۵; فهرست آل بابویه , ۴۱; الفهرست , ابن ندیم , ۲۴۶; الفهرست , شیخ طوسى , ۱۱۹; معجم الدراسات القرآنیه عند الشیعه الامـامـیـه , ۷۸; معجم رجال الحدیث , ۱۱/۳۶۸; مفسران شیعه , ۸۱; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۱۸۵.

 

 

 

تفسیر دیلمى

از شیخ حسن ( م ح ۳۳۰ ق ) فرزند ابوالحسن دیلمى از مفسران شیعه در قرن چهارم هجرى .مفسر تفسیر خویش را به شیوه روائى تالیف نموده است و آیا قرآن کریم را از طریق روایات و اخبار وارده از اهل بیت (ع ) تفسیر و تاویل کرده است .

و نیز نسخه اى از این تفسیر روائى نزد کراچکى ( م ۴۴۹ ق ) بوده و از تفسیر مذکور در کتاب خود کنزالفوائد که به کنزالکراجکى هم شهرت دارد نقل نموده است .
و نـیـز نسخه اى دیگر نزد شیخ شرف الدین بوده که در کتاب خود تاویل الیات از تفسیر مفسر نقل مى کند.

هـمـچـنین ابن شهر آشوب مازندرانى ( م ۵۸۸ ق ) نسخه اى از این تفسیر در اختیار داشت که در کتاب خود مناقب آل ابى طالب و کتاب دیگرش نخب المناقب نقل مى نماید.

این تفسیر از تفسیرهاى مهم شیعى است که از آغاز تالیف مورد توجه بوده و از منابع مهم مفسران و محدثین بوده است .آقابزرگ تهرانى در طبقات اعلام الشیعه از آن نام برده است .

مـنـابـع :

الذریعه , ۴/۲۷۱; معجم الدراسات القرآنیه عند الشیعه الامامیه , ۸۵; مفسران شیعه , ۸۸; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۸۴.

 

 

 

معانى القرآن (تفسیر صابونى )

از ابوالفضل محمد ( م ح ۳۳۰ ق ) فرزند احمد بن ابراهیم بن سلیم جعفى کوفى مصرى معروف به صابونى , از ائمه حدیث و مفسران شیعه لغوى ریاضى دان منجم .
ابوالعباس نجاشى مفسر را از برجستگان شیعه در مصر وصف مى کند که داراى منزلت عظیم بوده و نخست زیدى مذهب بود سپس به طائفه امامیه بازمى گردد و بعد هفتاد عنوان از مؤلفات او را نام برده است از جمله تفسیر معانى القرآن را ضبط کرده است .

شیخ طوسى در رجال خویش مفسر را از اصحاب حضرت على الهادى (ع ) ذکر کرده است .سـیـد مـهدى بحرالعلوم در الفوائد الرجالیه وى را از برجستگان روات و محدثین طبقه هفتم یاد کـرده اسـت که عصر غیبتین ( ۲۶۰ – ۳۲۹ ق ) را درک کرده و از شیعیان و علماى معروف مصر و امامیه بوده و تفسیر معانى القرآن او را ذکر نموده است .

تـفـسـیـر مـورد بحث به زبان عربى و شیوه روائى است که آیه هاى قرآن کریم از طریق روایات و احادیث وارده از ائمه اطهار (ع ) تفسیر شده است .
بعضى از معاصرین تفسیر معانى القرآن را با تفسیر معانى القرآن و تسمیه اصناف کلامه المجید را به غلط دو تفسیر مى خوانند و صحیح آن اتحاد آن دو است .

مـنابع :

تاسیس الشیعه , ۳۳۵; جامع الرواه , ۲/۵۸; الذریعه , ۴/۲۷۸; رجال , ابن داوود, ۲۹۱; رجال , سـیـد بـحـرالـعـلوم , ۳/۱۹۹; رجال , شیخ طوسى , ۴۲۲; رجال , علامه حلى , ۱۶۰; رجال , نجاشى , ۲/۲۸۷; الـفـهـرسـت , شـیخ طوسى , ۳۷۹; کامل الزیارات , ابن قولویه , ۵۰; معجم رجال الحدیث , ۱۴/۳۱۱; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۲۳۳.

 

 

 

تفسیر الجلودى

اثر ابواحمد عبدالعزیز ( م ۳۳۲ ق ) فرزند یحیى بن احمد بن عیسى جلودى ازدى بصرى , مفسر و متکلم لغوى محقق از قراء و علماى بصره .ابوالعباس نجاشى در رجال خود بیش از دویست عنوان از مؤلفات وى را نام برده است که نیز بیش از پانزده عنوان آن در علوم قرآن کریم و تفسیر است .تفسیر مورد بحث به زبان عربى و به شیوه روائى است .
لازم بـه توضیح است اکثر فهارس و کتب رجالى و اجازات سه تفسیر از تفسیرهاى مفسر را عنوان خاص داده اند:

نخست تفسیر جلودى به روایت حضرت على بن ابى طالب (ع ).

دوم : تفسیر جلود بر اساس روایت حبرامه و ترجمان القرآن ابن عباس .
سوم : تفسیر جلود بر اساس روایت ابن عباس .
این تفسیر غیر از تفسیر فوق است که به روایت از ابن عباس است .
مـفـسر داراى تفسیرهاى دیگرى نیز به نام : الناسخ و المنسوخ ; التاویل عن ابن عباس ; تفسیر عن الـصـحـابـه ; آیـات الائمـه ; آیـات الـولایه ; ما نزل فى الخمسه (ع ); قرائه ابن عباس ; تفسیر قرائه امیرالمؤمنین (ع ); ما نزل من القرآن فى امیرالمؤمنین (ع ); قوله فى شیعه على (ع ) مى باشد.

مـنـابع :

الاعلام , ۴/۲۹; تاسیس الشیعه , ۲۴۴; تنقیح المقال , ۲/۱۵۶; جامع الرواه , ۱/۴۶۰; الذریعه , ۴/۲۴۴ به بعد; رجال , ابن داوود, ۲۲۵; رجال , علامه حلى , ۱۱۶; رجال , شیخ طوسى , ۴۸۷; رجال , نـجـاشـى , ۲/۵۴; الـفـهرست , شیخ طوسى , ۱۴۵; معجم رجال الحدیث , ۱۰/۳۹; معجم المؤلفین , ۵/۲۶۳; هدیه العارفین , ۱/۵۷۶; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۱۵۰.

 

 

 

تفسیر ابن عقده

اثـر ابوالعباس احمد ( ۲۴۹ – ۳۳۳ ق ) فرزند محمد کوفى سبیعى همدانى معروف به ابن عقده از مفسران شیعه زیدیه جارودیه ثقه عدل ( – ابن عقده ). تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربى و به شیوه روائى است .

مفسر پس از ذکر آیات قرآن کریم با بهره گیرى از روایات و احادیث ائمه معصومین (ع ) به تفسیر و شرح آنها مى پردازد.نجاشى مى نویسد: نسخه اى از تفسیر قرآن ابن عقده را مشاهده نمودم .تفسیرى است خوب و کسانى که کتب او را از برایم روایت کرده اند از این تفسیر نام نبرده اند.ولى طى کتب حدیث و کتب اربعه امامیه و تفسیرهاى شیعى از آن نقل گردیده است .

از جمله سید رضى الدین على بن طاووس ( م ۶۶۴ ق ) نسخه اى از آن را در اختیار داشته است و از آن در کـتاب خود محاسبه النفس نقل مى کند و این موضوع مى رساند که تفسیر ابن عقده تا عصر وى و قـرن هـفـتـم هـجـرى محفوظ مانده است و گویا امروزه نسخه هایى از این تفسیر در یمن مشاهده شده است .
تفسیر دیگرى به نام : تفسیر آیه انما انت منذر و لکل قوم هاد را به ابن عقده نسبت مى دهند که بعضى از آن روایت کرده اند.

مـنابع :

الاعلام , ۱/۲۰۷; ایضاح المکنون , ۱/۳۰۳; تاریخ بغداد, ۵/۱۴; تذکره الحفاظ, ۳/۸۳۹; تنقیح الـمـقـال , ۱/۸۵; تـهـذیـب الاحکام , ۱/۱۲۲; البدایه و النهایه , ۱۱/۲۰۹; جامع الرواه , ۱/۶۵; الذریعه , ۴/۲۴۵; رجـال , ابـن داوود, ۴۲۲; رجـال , شـیـخ طوسى , ۴۵۳; رجال , نجاشى , ۱/۲۴۰; سیر اعلام النبلاء, ۱۵/۳۴۰; شذرات الذهب , ۲/۳۳۲; الفهرست , شیخ طوسى , ۵۲; لسان المیزان , ۱/۲۶۳; مراه الـجـنان , ۲/۳۱۱; معجم رجال الحدیث , ۲/۲۷۴; معجم المؤلفین , ۲/۱۰۶; مؤلفات الزیدیه , ۱/۳۰۷; میزان الاعتدال , ۱/۱۳۶; النجوم الزاهره , ۳/۲۸۱.

 

 

 

الشامل فى علم القرآن (تفسیر صولى )

از ابـوبـکـر مـحـمد ( ۲۵۵ – ۳۳۵ یا ۳۳۶ ق )فرزند یحیى صول تکین بغدادى معروف به صولى از علماى لغت و ادب .وى مـدائحى در حق حضرت على بن ابى طالب (ع ) سروده و کتاب نگاشت که باعث غضب سنیها گـردید و حکم به قتل او دادند سپس به موطن خویش بصره گریخت و سالهاى آخر عمر خود را در اختفا سپرى کرد و در ۳۳۵ یا ۳۳۶ ق وفات یافت .

تـفـسـیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربى و به شیوه روائى و کلامى و ادبى و شامل بخشى از قـرآن کـریـم اسـت که آنرا به پایان نرسانده است و روایات و احادیث مفسر در کتب معتبر حدیث شـیـعـه نـقـل گـردیـده اسـت و بـعـضـى از مؤلفات او طبع شده و باقى مخطوط زینت بخش کتابخانه هاى عمومى و خصوصى جهان مى باشد.

مـنـابع :

اعیان الشیعه , ۱۰/۹۷; الاعلام , ۷/۱۳۶; انباه الرواه , ۳/۲۳۳; الانساب , سمعالى , ۸/۱۱۰; سیر اعلام النبلاء, ۱۵/۳۰۱; شذرات الذهب , ۲/۳۳۹; الذریعه , ۴/۲۷۹, ۱۳/۱۳; الفهرست , ابن ندیم , ۱۶۷; لـسـان الـمیزان , ۵/۴۲۷; مصفى المقال , ۴۲۷; معجم الشعراء, مرزبانى , ۴۳۱; معالم العلماء, ۱۵۲; معجم رجال الحدیث , ۱۸/۳۹; النجوم الزاهره , ۳/۲۹۶; تذکره الحفاظ, ۳/۸۴۹.

 

 

 

تفسیر نعمانى

اثر ابوعبداللّه محمد ( زنده در ۳۴۲ ق ) فرزند ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانى معروف به ابن زینب از مفسران و محدثین امامیه .در کتب رجالى همگى او را توثیق کرده اند.
تـفـسـیـر مورد بحث به زبان عربى در یک جلد به شیوه روائى و کلامى است , و به تفسیر نعمانى شهرت دارد.

نـظـر بـه اهـمـیت آن علامه مجلسى تمامى این تفسیر را در بحارالانوار تحت عنوان ماورد عن امیرالمؤمنین صلوات اللّه علیه فى اصناف آیات القرآن و انواعها بروایه النعمانى ضبط کرده است ( جلد ۹۳ ). حـر عـاملى ( م ۱۱۰۴ ق ) هنگام شرح حال مفسر در امل المل مى نویسد از مؤلفات او تفسیر قرآن است که قطعه اى از آن را مشاهده نمودم .

سـپس شیخ آقابزرگ تهرانى در الذریعه بر گفتار حر عاملى استدراک نموده و مى نویسد: مقصود حر عاملى , احتمالا مقدمه مفسر بر تفسیر خود باشد.
که شامل روایات مبسوط اوست .ایـن مـقدمه به اضافه خطبه مختصرى تحت عنوان تفسیر المحکم و المتشابه به نام سید مرتضى علم الهدى ( م ۴۳۶ ق ) در تهران به سال ۱۳۱۲ ق چاپ سنگى گردیده است .

مفسر در مقدمه تفسیر مردم را دعوت به اخذ تفسیر آیات قرآن کریم از طریق ائمه معصومین (ع ) نموده و معتقد است که خاندان وحى و نبوت (ع ) اعرف از دیگران به قرآن مجید هستند.و نیز قرآن آیات محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و مطلق و مقید و مجمل و مبین و غـیـره را شامل مى باشد ( بحارالانوار, ۹۳/۹ ) در قسمتى از این تفسیر اجتهاد در تفسیر آیات قرآن کریم از طریق ائمه (ع ) را یاد نموده است سپس به تعریف اجتهاد از نظر عامه مى پردازد.
نعمانى نسبت به النعمانیه شهرى است واقع بین بغداد و واسط.

مـنـابـع :

ایـضـاح المکنون , ۱/۳۱۰; ام المل , ۲/۲۳۲; تاسیس الشیعه , ۳۳۳; الذریعه , ۴/۳۱۸; جامع الـرواه , ۲/۴۳; رجـال , ابـن داوود, ۲۹۰; رجـال , نـجـاشى , ۲/۳۰۲; روضات الجنات , ۶/۱۲۷; فوائد الـرضـویـه , ۳۷۷; تـنقیح المقال , ۲/۵۵; معجم رجال الحدیث , ۱۴/۲۲۱; معجم المؤلفین , ۸/۱۹۵; مـؤلـفـیـن کـتب چاپى , خانبابا مشار, ۵/۲۶۳; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۲۳۰; هدیه العارفین , ۲/۴۶; ریاض العلماء, ۵/۱۳.

 

 

 

تفسیر ابن ولید

اثـر ابـوجعفر محمد ( م ۳۴۳ ق ) فرزند حسن بن ابى یزید احمد بن ولید فقیه و مفسر معروف به شیخ القمیین .تفسیر ابن ولید از جمله تفسیرهاى روائى است .
ابـوالعباس النجاشى آن را به واسطه از طریق استادش ابوالحسن على بن احمد قمى روایت کرده است .
مـضافا بر اینکه احادیث و روایات مفسر در کتب معتبر شیعه و تفسیرهاى روائى ذکر شده است از جـمـلـه کتب اربعه و کتاب الکامل فى الزیارات ابن قولویه و داوودى وى را در طبقات المفسرین خـود ذکـر نـموده است و نیز شیخ صدوق در مشیخه خود بیش از یکصد و چهل مورد از او روایت نقل کرده است و همچنین به وى بسیار اعتماد مى ورزید.

منابع :

تهذیب الاحکام , ۶/۴۲; تاسیس الشیعه , ۳۳۲; جامع الرواه , ۲/۹۰; الذریعه , ۴/۲۴۹; رجال , ابن داوود, ۳۰۴; رجـال , طـوسى , ۴۹۵; رجال , نجاشى , ۲/۳۰۱; طبقات المفسرین , ۲/۱۱۸; الفهرست , شـیـخ طـوسـى , ۱۸۴; مـعجم رجال الحدیث , ۱۵/۲۰۶; مفسران شیعه , ۸۲; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۲۵۹.

 

 

 

تفسیر ابومنصور صرام

از ابومنصور صرام ( م ح ۳۵۰ ق ) از متکلمین و از مفسرین امامیه .تفسیر صرام از جمله تفسیرهاى شیعى است که به شیوه روائى تالیف گردیده است و در تفسیر و تـاویـل آیـات قرآن کریم از روایات و اخبار خاندان عصمت و طهارت بهره گرفته و تفسیر نموده است .

شـیـخ طوسى مفسر را در باب الکنى در الفهرست یاد کرده است و او را از اجله متکلمین و از اهل نیشابور که داراى ریاستى بوده و مقدم بر همگان و نیز صاحب مصنفات از جمله تفسیر قرآن کبیر که نیز تفسیرى است خوب معرفى کرده است .سـپس در همانجا هنگام شرح حال ابن عبدک مفسر را بر مذهب بغدادیین مى خواند مى نویسد ( و کـذلک ابومنصور الصرام على مذهب البغدادیین و یخالفهما ابوالطیب الرازى ) و نیز در شرح حال مـفسر مى نویسد فرزند مفسر به نام ابوالقاسم را ملاقات نمودم که فقیه بود و سبط وى ابوالحسن که از اهل علم بود.

مـنابع :

اعیان الشیعه , ۲/۴۳۵; تاسیس الشیعه , ۳۳۳; جامع الرواه , ۲/۴۱۹; الذریعه , ۴/۲۵۸; رجال , ابـن داوود, ۴۰۵; الفهرست , شیخ طوسى , ۲۲۱, ۲۲۵; معجم الدراسات القرآنیه , ۱۰۳; معجم رجال الحدیث , ۲۲/۵۸; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۱۶; مفسران شیعه , ۸۸.

 

 

 

آیات الاحکام (تفسیر احکام القرآن ).

اثر شیخ امین ابوالحسن عباد ( م ۳۵۰ ق ) فرزند عباس بن عباد طالقانى از علماى امامیه در عصر خویش و از وزراى رکن الدوله بویهى .مفسر پدر صاحب ابن عباد وزیر دیلمیان است .
تـفـسـیـر وى در یک جلد به زبان عربى و به شیوه روائى و کلامى در بیان آیات احکام و فقه قرآن کـریم است که یاقوت حموى از این تفسیر به نام احکام و فقه قرآن کریم است که یاقوت حموى از این تفسیر به نام احکام القرآن ذکر نموده است و نیز سید محسن امین در شرح حال وى مى نویسد: داراى مؤلفاتى است و از گفته سمعانى چنین استفاده مى گردد که کتاب تفسیر احکام قرآن وى بر اساس مذهب شیعى مى باشد.
ایـن تفسیر شامل پانصد آیه از احکام قرآن کریم است که مفسر به فقه و احکام قرآن کریم پرداخته است .

منابع :

اعیان الشیعه , ۷/۴۱۰; الذریعه , ۴/۲۳۴; معجم الادباء, ۶/۱۷۲; تاریخ قم , ۸; معجم الدراسات القرآنیه , ۱۲; مفسران شیعه , ۸۱.

 

 

 

تفسیر ابن دؤل قمى

از شـیـخ احـمـد ( م ۳۵۰ ق ) فـرزنـد مـحمد بن الحسین بن الحسن بن دؤل قمى از مفسران و متکلمین شیعه مؤلف مکثر مفسر ایرانى تبار.
تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربى و شیوه روائى و کلامى است .
مـفسر در تفسیر آیات قرآن کریم از اخبار و روایات ائمه اطهار و خاندان عصمت و نبوت (ع ) بهره گرفته است .
ابـوالـعـبـاس نجاشى تفسیر مذکور و سایر مؤلفات مفسر را توسط استادش ابومحمد عبداللّه با دو واسطه روایت مى کند.

مـنـابـع :

الاعلام , ۱/۲۰۸; اعیان الشیعه , ۳/۱۰۳; تاسیس الشیعه , ۳۲۲; جامع الرواه , ۱/۶۳; الذریعه , ۴/۲۴۳; رجـال , ابـن داوود, ۳۹; رجال , نجاشى , ۱/۲۳۲; معجم رجال الحدیث , ۲/۲۵۸; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۴۴.

 

 

 

ثواب القرآن

مـفسر ابوعبداللّه محمد فرزند احمد ( م ۳۵۸ ق ) عبداللّه بن قضاعه بن مهران الجمال صفوانى از علماى ایرانى تبار و محدثین امامیه .وى از اجـله تلامیذ ثقه الاسلام کلینى ( م ۳۲۹ ق ) بوده و همچنین از بعضى مشایخ کلینى داراى اجازه روایت مى باشد و نیز مفسر از مشایخ مفید و ابوغالب زرارى و ابن نوح سیرافى است .

ابـوالعباس نجاشى مفسر را توثیق نموده از تفسیر او یاد کرده و از وى به عنوان ( شیخ الطایفه ثقه فـقیه فاضل و کانت له منزله عند السلطان ) یاد کرده است سپس علت احترام سلطان را از مفسر چنین ضبط کرده است که یک روز مفسر با قاضى موصل در حضور ابن حمدان بحث امامت نمود که منجر به مباهله گردید.

پس از ترک مجلس دست قاضى که به مباهله دراز شده بود ورم کرد و قاضى تب کرد و فرداى آن روز درگذشت .ابـن ندیم در الفهرست مى نویسد: ( در سال ۳۴۶ ق با جمال صفوانى ملاقات داشتم او مردى بلند قامت و آقامنش بود و جامه هاى نیکوئى بر تن داشت ) تفسیر مورد بحث به شیوه روائى است .

مـنـابـع :

ایـضـاح الـمـکنون , ۱/۱۳۳; تنقیح المقال , ۲/۷۱; الذریعه , ۵/۱۹; رجال , نجاشى , ۲/۳۱۶; الـفـهـرسـت , ابـن نـدیم , ۲۴۷; الفهرست , شیخ طوسى , ۱۵۹; فوائد الرضویه , ۳۸۸; معجم رجال الـحـدیـث , ۱۵/۸; معجم المؤلفین , عمررضا کحاله , ۸/۲۸۲; معجم الدراسات القرآنیه , ۱۲۰; هدیه العارفین , ۲/۴۲; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۲۳۸.

 

 

 

اعراب ثلاثین سوره من القرآن الکریم

تفسیر الطارقیه

از ابوعبداللّه الحسین ( م ۳۷۰ ق ) فرزند احمد بن خالویه معروف به ابن خالویه .از نحویین و شاعر و مفسر شیعى .وى از مردم همدان است که در مورد هواى لطیف تابستان و سرماى سخت زمستان موطن خویش اشعارى سروده است .

تـفـسیر اعراب ثلاثین سوره من القرآن الکریم شامل تفسیر و اعراب استعاذه و بسمله سپس سوره الحمد و بعد, از سوره الطارق تا پایان قرآن که بیست و نه سوره است و جمعا سى سوره مى گردد مى باشد لذا آن را الطارقیه نیز مى خوانند.

مفسر به اعراب آیات و کلمات قرآن کریم پرداخته و نیز اصول هر جرف را شرح داده و تلخیص آن و فـروع کـلـمـات را بیان داشته است و بعد غریب کلمات را با ذکر مصادر و منابع مفرد و جمع و تثنیه آن و هرچه که نیاز به اعراب باشد را توضیح مى دهد.

نـسـخـه هـاى مـتعددى از این تفسیر در دست مى باشد که نسخه مورخه ۵۰۰ ق در کتابخانه ملا محمد صالح برغانى در کربلا – که در تفسیر خود کنزالعرفان – نقل نموده است محفوظ است .

و نـیـز نـسخه مورخه ۵۶۱ ق را صاحب ریاض العلماء در اردبیل مشاهده نموده است و نسخه هاى دیگر در کتابخانه هاى بریتانیا و ایاصوفیا و دیگر کتابخانه ها موجود است .این تفسیر ابتدا در ۱۳۶۰ ق در حیدرآباد و سپس در بیروت و تهران مکررا به چاپ رسیده است .

ابن خالویه تفسیرهاى دیگرى داشته است که یکى از آنها به نام تفسیر القراءآت یا تفسیر البدیع فى الـقـراءآت الـسبع که موجود نیست و دیگرى تفسیر المختصر فى شواذ القرآن که ابتدا در آلمان و سپس در بیروت در ۱۹۸۶ م چاپ و مکررا افست شده است .

منابع :

اعیان الشیعه , ۵/۴۱۹; الاعلام , زرکلى , ۲/۲۳۱; انباه الرواه , ۱/۳۲۴; البدایه و النهایه ۱۱/۲۶۷; بـغیه الوعاه فى طبقات اللغویین و النحاه , ۱/۵۲۹; الذریعه , ۱۵/۱۳۳; ریاض العلماء, ۲/۲۳; شذرات الذهب فى اخبار من ذهب , ۳/۷۱; طبقات المفسرین , داودى , ۱/۱۴۸; العبر, ۲/۳۵۶; الفهرست , ابن نـدیـم , ۹۲; لـسان المیزان , ۲/۲۶۷; معجم رجال الحدیث , ۵/۲۳۱; رجال , علامه حلى , ۵۳; رجال , نـجـاشـى , ۱/۱۸۸; مفسران شیعه , ۸۴; النجوم الزاهره , ۴/۱۳۹; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۱۰۵; وفیات الاعیان , ابن خلکان , ۲/۱۷۸; نامه دانشوران , ۱/۴۹۱.

 

 

 

غریب القرآن

از شیخ ابوالحسن على ( زنده در ۳۷۷ ق ) فرزند محمد عدوى شمشاطى از علماى شیعه در عصر خویش , ادیب و نحوى مفسر.وى از مردم شهر شمشاط است که یاقوت حموى آن را واقع در سرزمین شرق شط فرات مى خواند و ابن ندیم آن را از شهرهاى مرزى ارمنستان یاد کرده است .

وى نـخـست معلم ابوتغلب بن ناصرالدوله و برادرش بود سپس ندیمشان گردید ابن ندیم هنگام تـالـیـف الـفهرست در ( ۳۷۷ ق ) مى نویسد که وى هنوز در قید حیات است و او را شعارى داراى محفوظات بسیار و روایات زیاد نقل کرده است .

ابوالعباس نجاشى بیش از سى و پنج عنوان از مؤلفات او را که مجاز به روایت آنها مى باشد یاد کرده است .تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربى و به شیوه ادبى است که به تفسیر کلمات و آیات غریب و مشکل قرآن کریم پرداخته است .

مـنـابع :

الاعلام , ۴/۳۳۵; الذریعه , ۱۶/۴۸; رجال , نجاشى , ۲/۹۳; الفهرست , ابن ندیم , ۲۵۴; معجم البلدان , ۵/۲۹۳; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۲۰۳.

 

 

 

تفسیر ابوعلى فارسى

اثـر ابـوعلى فارسى حسن ( ف ۲۸۸ – بغداد ۳۷۷ ق ) فرزند احمد فسوى نحوى معروف به ابوعلى فارسى از نحویین و مفسرین شیعه .شیخ طوسى در تفسیر خود التبیان از تفسیر مفسر نقل کرده است .همچنین در سایر تفسیرهاى شیعى از تفسیر وى که بر مذاق ادبى و نحوى است نقل شده است .

از ایـن کـتاب که تفسیر اصلى ابوعلى فارسى است نسخه اى وجود ندارد ولى وى سه تفسیر دیگر دارد کـه یکى الحجه فى القراآت است که در آن اساس و کیفیت قراآت هفت گانه قرآن را بحث و تـحـلـیل نموده و نسخه هاى متعددى از این کتاب در کتابخانه هاى هندوستان و عراق و ترکیه و مـصـر موجود است و دیگرى اعراب القرآن مى باشد که در مورد اعراب آیات و لغت و نحو و تفسیر آیـات قرآنى بحث نموده و از این کتاب – طبق فهرست کتابخانه الخدیویه مصر – یک نسخه در آن کتابخانه وجود دارد.

سـومـى بـه نام الاغفال است که نام کامل آن ( الاغفال فیما اغفله الزجاج من المعانى ) و تفسیرى است به شیوه زجاج و در ذکر کمبودها و غفلت هاى او در تفسیرش .
از ایـن کتاب نسخه هاى متعددى در دست است که از جمله نسخه کتابخانه قاهره که در فهرست مخطوطات آن ذکر گردیده است .

کـارل بـروکلمان در تاریخ الادب العربى هرسه تفسیر اخیرالذکر را مورد توجه و معرفى قرار داده است .ابـوعلى فارسى کتاب دیگرى در نحو و به نام عضدالدوله دیلمى نوشته است که اسم آن الایضاح و التکمله مى باشد.

مـنابع :

الاعلام , ۲/۱۷۹; الارشاد, یاقوت , ۳/۹; الامتاع و المؤانسه , ۱/۱۳۱; انباه الرواه , ۱/۲۷۳; تاریخ الادب الـعـربـى , کارل بروکلمان , ۲/۱۹۰; تاریخ بغداد, ۷/۲۷۵; بغیه الوعاه فى طبقات اللغویین و الـنـحاه , ۱/۴۹۶; الذریعه , ۴/۲۵۵; ریاض العلماء ۱/۲۱۱; شذرات الذهب فى اخبار من ذهب , ۳/۸۸; مـعـجـم الادبـاء, ۷/۲۳۲; معجم الدراسات القرآنیه عند الشیعه الامامیه , ۲۴; مفسران شیعه , ۸۳; مـیـزان الاعـتـدال , ۱/۴۸۰; الفهرست , ابن ندیم , ۶۹; النجوم الزاهره , ۴/۱۵۱; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۸۳; وفیات الاعیان , ۲/۸۰; نزهه الالباء, ۳۸۷.

 

 

 

تفسیر کبیر صدوق (تفسیر الجامع الکبیر).

اثـر شـیخ ابوجعفر محمد ( م ۳۸۱ ق )فرزند على بن الحسین بابویه قمى معروف به صدوق , شیخ فقهاى امامیه و از مفسرین شیعه .ابـن بـابـویـه بـه دعاى حضرت حجت (عج ) متولد گردید و نیز داراى حافظه عجیب بود وى از بنیانگزاران فقه جعفرى و صاحب کتاب من لا یحضره الفقیه یکى از کتب معتبر اربعه امامیه است .

این تفسیر به شیوه سایر مؤلفات مفسر تفسیرى است روائى و آیات قرآن کریم را از طریق احادیث و روایات اهل البیت (ع ) تفسیر مى نماید.ابـن بابویه داراى کتب دیگرى نیز در علوم قرآنى و تفسیر آیات بوده است به شرح : مختصر تفسیر الـقـرآن از طـریق احادیث و روایات اهل بیت (ع ); فضائل القرآن در دو مجلد که در کتابخانه هاى ایران و عراق موجود است که مجلد اول آن تا سوره المؤمن است .کتابى در ناسخ و منسوخ که نسخه هاى آن موجود است .

مـنـابـع :

اعـیـان الشیعه , ۱۰/۲۴; الاعلام , زرکلى , ۶/۲۷۴; جامع الرواه , ۲/۱۵۴; امل المل , ۲/۲۸۳; دائره الـمـعـارف بزرگ اسلامى , ۳/۶۱; الذریعه , ۴/۲۷۹; رجال ابن داود, ۳۲۴; رجال , علامه حلى , ۱۴۷; رجـال , نـجـاشـى , ۲/۳۱۱; فـهـرسـت آل بـابویه , ۵۳; الفهرست , شیخ طوسى , ۱۸۴; معجم الـدراسـات القرآنیه , ۹۱; معجم رجال الحدیث , ۱۶/۳۱۶; مفسران شیعه , ۸۱; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۲۸۷.

 

 

 

امثال القرآن

از ابـوعـلـى مـحمد ( م ۳۸۱ ق ) فرزند احمد بن جنید اسکافى معروف به ابن الجنید و اسکافى از مشاهیر علماى شیعه ( دایره المعارف تشیع , ۲/۱۴۲ ). تـفـسـیـر وى شامل آیات امثال قرآن کریم است و ابن ندیم در الفهرست خود مى نویسد ( و کتاب الامـثـال لابـن الـجـنـید ) و نیز سید حسن صدر کاظمى در کتاب خویش تاسیس الشیعه لعلوم الاسـلام مـفـسر را از نخستین علماى اسلام یاد کرده است که در فنون فقه و تفسیر تالیف نموده است .
اسکافى داراى تفسیر دیگرى به نام تفسیر ایضاح خطا من شنع فى امر القرآن على الشیعه مى باشد.

مـنـابـع :

الاعـلام , ۵/۳۱۲; اعـیان الشیعه , ۱/۱۲۴, ۹/۱۰۱; الذریعه , ۲/۳۴۷; رجال , نجاشى , ۲/۳۰۶; الـفـهـرسـت , ابـن ندیم , ۴۱; الفهرست , شیخ طوسى , ۱۶۰; ریاض العلماء, ۵/۱۹; معجم المؤمنین , ۸/۲۴۸; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۲۳۵; معجم رجال الحدیث , ۱۴/۳۱۸.

 

 

 

تفسیر رمانى

اثـر ابوالحسن على ( بغداد ۲۷۶ – ۳۸۴ ق ) فرزند عیسى رمانى وراق اخشیدى از نحویین و اعاظم متکلمان و مفسران شیعه .ابـن حـجـر در لسان المیزان مفسر را رافضى مى خواند سپس به جامعیت او در علوم عربى اشاره کرده است .

و شرح حال نویسان سنى و شیعه تصریح به تشیع او نموده و مقام علمى وى را ستوده و تبحر او را در فنون ادب و ابواب علم و لغت و منطق بازگو نموده اند و مؤلفات او را بیش از یکصد عنوان یاد کرده اند.تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربى است .

نـسـخـه اى از ایـن تـفـسیر نزد شیخ طوسى ( م ۴۶۰ ق ) بوده و از آن بهره گرفته است و نیز در مقدمه اش بر تفسیر التبیان آن را ستایش نموده است .و نـسخه اى نزد سید ابن طاووس ( م ۶۶۴ ق ) بوده است که در کتاب خود سعد السعود از آن نقل مى نماید.

همچنین طى کتب تفسیرهاى عامه و خاصه از آن نقل گردیده است .تفسیرهاى دیگرى به وراق اخشیدى نسبت داده اند که عبارتند از: اعراب القرآن ; تفسیر اللغات فى القرآن ; النکت فى مجازالقرآن ; الجامع که از دو کتاب اخیر نسخه هائى وجود دارد و تفسیر النکت نیز در دهلى با تحقیق دکتر عبدالعلیم چاپ شده است .

منابع :

الاعلام , ۴/۳۱۷; انباه الرواه , ۲/۲۹۴; ایضاح المکنون , ۲/۲۶۸; البدایه و النهایه , ۱۱/۳۱۴; بغیه الـوعاه , ۲/۱۸۰; تاریخ الادب العربى , کارل بروکلمان , ۲/۱۸۹; تفسیر التبیان , ۱/۳; الذریعه , ۴/۲۷۵; سـیـر اعـلام الـنبلاء, ۱۶/۵۳۳; شذرات الذهب , ۳/۱۰۹; طبقات المفسرین , سیوطى , ۲۴; طبقات الـمفسرین , داوودى , ۱/۴۱۹; طبقات النحاه , ابن قاضى شهبه , ۲/۱۷۷; العبر, ۳/۲۷; الفهرست , ابن نـدیـم , ۶۹; لـسـان المیزان , ۱۴/۷۳; کشف الظنون , ۱/۱۱۱; مرآه الجنان , ۲/۴۲۰; میزان الاعتدال , ۳/۱۴۹; نزهه الالباب , ۳۱۸; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۱۹۳; و فیات الاعیان , ۲/۴۶۱.

 

 

 

تفسیر ابوالفرج نهروانى (تفسیر الکبیر).

از قـاضـى ابـوالـفـرج مـعافى ( ۳۰۵ – ۳۹۰ق ) فرزند زکریا بن یحیى نهروانى جامع علوم و فنون اسلامى و از مفسران شیعه .
ابـن ندیم دوست و معاصر وى در الفهرست بیش از بیست کتاب از مؤلفات مفسر را نام برده است که از جمله آنها تفسیر القراآت و تفسیر تاویل القرآن مى باشند.
ابـن الـعماد حنبلى در شذرات الذهب و شمس الدین محمد داوودى در طبقات المفسرین تفسیر القرآن الکبیر را شش مجلد از جمله تفسیرهاى مفسر ضبط کرده اند.
تفسیر الکبیر وى در شش جلد متحد است با تفسیر ابوالفرج نهروانى .
وى از جـمـلـه عـلماء امامیه است که چند تفسیر در فنون قرآن تالیف نموده است : تاویل القرآن ; الـقراءآت ; البیان الموجز عن علوم القرآن المعجز که کتاب اخیر در ۶ مجلد و گویا در کتابخانه ها موجود است .

مـنابع :

نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۳۱۹; الکتبخانه , ۴/۲۲۴; الاعلام , ۷/۲۶۰; انباه الرواه , ۳/۲۹۶; بـغـیـه الـوعـاه , ۲/۲۹۳; طـبقات القراء, ابن جزرى , ۲/۳۰۲; طبقات المفسرین , داوودى , ۲/۳۲۳; طـبـقـات الـنحاه , ابن قاضى شبهه , ۲/۲۴۹; الذریعه , ۴/۲۵۶; شذرات الذهب فى اخبار من ذهب , ۳/۱۳۴; العبر ۳/۲۴۹; الفهرست , ابن ندیم , ۲۹۲; معجم الدراسات القرآنیه , ۹۳; مفسران شیعه , ۸۴; المنتظم , ۷/۲۱۳; نزهه الالباء, ۳۲۹; وفیات الاعیان , ابن خلکان , ۵/۲۲۱.

 

 

 

جامع التاویل

اثر شیخ ابوالحسن احمد ( م ۳۹۰ یا ۳۹۵ ق ) فرزند فارس بن زکریا قزوینى رازى از ائمه لغت و نحو ادب .

وى آثـار و مـؤلـفـات بسیارى از خود باقى گذاشته است که سید محسن امین عاملى سى و پنج عنوان آن را در اعیان الشیعه نام برده است .منابع شیعى و کتب رجال امامیه تاکید بر تشیع او دارند.

شـیخ طوسى ( م ۴۶۰ ق ) که قریب العصر وى بوده , على رغم اینکه او محدث نیست و شهرت وى در ادب و نحو مى باشد, چون از علماى شیعه بوده , وى را در فهرست خویش ذکر نموده است .

آیـت اللّه خـویـى در مـعـجم رجال الحدیث و نیز سید محسن امین عاملى در اعیان الشیعه دلائل بسیارى را بر تشیع وى اقامه نموده و مى گویند اگر او شیعه نبود هرگز سلاطین آل بویه وى را معلم فرزندان خویش انتخاب نمى کردند.

دکـتـر هادى حسن حمودى در مقدمه خود بر تفسیر ابن فارس قزوینى مى نویسد هنگام تحصیل دوره عـالـى در دانـشـگـاه سوربون اولیاء دانشگاه به من پیشنهاد کردند که در آثار و مؤلفات ابن فارس قزوینى تحقیقات وسیعى انجام دهم لذا بر خود واجب دانستم که این اثر با ارزش اسلامى را جـمـع و تـدویـن کنم بدین جهت آن را از کتب مختلف استخراج کردم از جمله از کتاب مقاییس الـلـغـه ( تـحـقـیـق عبدالسلام هارون در شش مجلد ) کتاب مجمل اللغه ( تحقیق هادى حسن حـمودى در پنج مجلد ) کتاب الصاحبى ( تحقیق مصطفى الشویمى در یک مجلد ) کتاب متخیر الالفاظ ( تحقیق هلال ناجى در یک مجلد ). تفسیر جامع التاویل به زبان عربى و به شیوه ادبى و نحو شامل تمام سوره هاى قرآن کریم به ترتیب آنهاست .

پس از مقدمه دکتر حمودى این تفسیر داراى چند باب است .
باب نخست در القول فى اللغه التى نزل بها القرآن باب دوم القول على الحروف المفرده الداله على المعنى داراى هفت باب سپس به تفسیر سوره الفاتحه لغایت سوره الناس پرداخته است .

این اثر در مجله تراثنا از شماره دوم و سوم سال دوم ( ۱۴۰۷ ق ) منتشر گردیده است .
تـفـسـیـر دیگرى به نام غریب اعراب القرآن به ابوالحسن نسبت داده اند که در یک جلد و به شیوه ادبى از شواذ و اعراب و غرائب کلمات و آیات متشابه و مشکله قرآن بحث نموده و در کتب رجالى و فهارس از آن نام برده اند که امروز وجود ندارد.

منابع :

اعیان الشیعه , ۳/۶۰; الاعلام , ۱/۱۹۳; آداب اللغه العربیه , ۲/۳۰۹; انباه الرواه , ۱/۹۲; البدایه و الـنـهـایه , ۱۱/۳۵۸; بغیه الوعاه , ۱/۳۵۲; التدوین فى اخبار قزوین , ۲/۲۱۵; الذریعه , ۱۶/۴۶ به بعد; رجـال , ابـن داوود, ۳۷; سـیـر اعلام النبلاء, ۱۷/۱۰۳; شذرات الذهب , ۳/۱۳۲; طبقات المفسرین , سـیـوطى , ۴; طـبقات المفسرین , داوودى , ۱/۶۹; الفهرست , شیخ طوسى , ۶۰; معالم العلماء, ۲۱; مـعـجـم الادبـاء, ۴/۸۰; مـعجم رجال الحدیث , ۲/۱۸۶; نوابغ الرواه فى رابعه المئات , ۳۷; النجوم الزاهره , ۴/۲۱۲; مرآه الجنان , ۲/۴۲۲; الوافى بالوفیات , ۷/۲۷۸; وفیات الاعیان , ۱/۱۱۸.

 

 

تفسیر و تفاسیر قرآن //عبدالحسین شهیدى صالحى

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *