یک داستان راجع بمقام ابراهیم‏ تفسیرمجمع البیان

ابن عباس میگوید پس از اینکه ابراهیم علیه السلام اسماعیل و هاجر را بمکّه آورد و در آن سرزمین قرار داد و بعد از زمانى قبیله ‏اى بنام جرهم در آن مکان فرود آمده و اقامت گزیدند و اسماعیل از آن قبیله همسرى براى خود انتخاب کرد و هاجر از دنیا درگذشت. ابراهیم علیه السلام …
ادامه ی نوشته یک داستان راجع بمقام ابراهیم‏ تفسیرمجمع البیان

داستان مهاجرت اسماعیل و هاجر تفسیرمجمع البیان

على بن ابراهیم بن هاشم از پدر خود و او از نضر بن سوید از هشام از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که: براى ابراهیم علیه السلام هنگامى که در صحرایى از سرزمینهاى شام اقامت داشت فرزندى از هاجر متولد گردید که اسماعیل نام یافت. ساره همسر دیگر ابراهیم علیه السلام چون داراى …
ادامه ی نوشته داستان مهاجرت اسماعیل و هاجر تفسیرمجمع البیان

خانه کعبه را که تاسیس کرد؟تفسیرمجمع البیان

از ائمه اطهار علیهم السلام نقل گردیده است که خانه کعبه را آدم علیه السلام قبلًا ساخته بود ولى چون آثار آن بتدریج رو بزوال و انهدام میرفت ابراهیم علیه السلام مأمور گردید که پایه ‏هاى قبلى را بالا ببرد و ساختمان آن خانه را تجدید کند، ابن عباس و عطا نیز بهمین قول قائل …
ادامه ی نوشته خانه کعبه را که تاسیس کرد؟تفسیرمجمع البیان

بدنیا آمدن وبزرگ شدن حضرت ابراهیم ((ع)کشف الاسرار و عده الأبرار

نام پدر ابراهیم تارخ است. چنان مى‏آید که وى را دو نام بوده، و چنین فراوان است، چنان که یعقوب و اسرائیل. و مقاتل حیّان گفت: آزر لقب است، و تارخ نام. سلیمان تیمى گفت: معنى آزر سبّ و طعن است، و هو المخطئ المعوج فى کلامهم، یعنى: و اذ قال ابراهیم لأبیه المخطئ المعوج …
ادامه ی نوشته بدنیا آمدن وبزرگ شدن حضرت ابراهیم ((ع)کشف الاسرار و عده الأبرار

دیدار حضرت ابراهیم (ع) و ملک الموت کشف الاسرار و عده الأبرار

حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا- از داهیهاى جان کندن یکى آنست که: ملک الموت را و اعوان وى را در وقت قبض روح بیند. اگر بنده مطیع بود بصورتى نیکو بود، و اگر عاصى بود بصورتى منکر. در خبر است که ابراهیم (ع) ملک الموت را گفت: خواهم که ترا در آن صورت …
ادامه ی نوشته دیدار حضرت ابراهیم (ع) و ملک الموت کشف الاسرار و عده الأبرار

حکایت ذبح اسماعیل علیه السلام کشف الأسرار و عده الأبرار

امّا قصّه ذبح بر قول سدى آنست که ابراهیم بر سر پیرى از حق تعالى فرزند خواست چون او را بشارت دادند بفرزند گفت: هو اذا للَّه ذبیح، نذر کرد که اللَّه را قربان کند، پس بروزگار آن نذر فراموش کرد و هر وقت از شام بزیارت اسماعیل شدى به مکه، وقتى ابراهیم از راه …
ادامه ی نوشته حکایت ذبح اسماعیل علیه السلام کشف الأسرار و عده الأبرار