حکایت مائده آسمانی در زمان حضرت عیسی (ع) ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی

عطاء بن ابى رباح از سلمان فارسى روایت کند که گفت: – بخدا سوگند، عیسى هرگز کار بدى نکرده بود، یتیمى را نرانده بود، خنده صدادار نکرده بود، مگسى را از صورت خود نرانده، و کار بیهوده اى هرگز نکرده بود، هنگامى که بنى اسرائیل از او «خوان آسمانى» خواستند، لباس پشمینهاى پوشید و گریه …
ادامه ی نوشته حکایت مائده آسمانی در زمان حضرت عیسی (ع) ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی

حکایت رسولان انطاکیه ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی

گویند: حضرت عیسى علیه السلام دو نفر از حواریین را بعنوان رسالت بشهر انطاکیه فرستاد تا مردم آنجا را بسوى توحید دعوت نمایند، پس چون به نزدیک شهر رسیدند پیر مردى را دیدند که گلّه ‏اش را چوپانى میکرد و او حبیب صاحب یس بود، پس حبیب بایشان گفت شما کیستید گفتند ما فرستادگان عیسى …
ادامه ی نوشته حکایت رسولان انطاکیه ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی

چهار نفری را که حضرت عیسی (ع) زنده کرد تفسیرمجمع البیان

گفته‏اند که عیسى ۴ نفر را زنده کرد: اول- عازر که دوست وى بود و سه روز پس از مرگش بسر قبر او رفت و گفت (بار خدایا پروردگار آسمانها و زمین تو مرا بسوى بنى اسرائیل فرستادى که آنها را بدین تو دعوت کنم و بایشان خبر دهم که مردگان را زنده خواهم کرد …
ادامه ی نوشته چهار نفری را که حضرت عیسی (ع) زنده کرد تفسیرمجمع البیان

حکایت عروج حضرت عیسی (ع)به آسمان تفسیرمجمع البیان

وَ مَکَرَ اللَّهُ‏: (خدا نیز مکر کرد) یعنى آنها را بر مکرشان مجازات نمود و مجازات بر مکر نیز مکر نامیده میشود- در تفسیر آمده که چون قومش او را بیرون کردند پس از چندى با حواریان بسوى ایشان برگشت و آنها را بدین خود خواند و مردم بنى اسرائیل بقتل او کمر بستند و …
ادامه ی نوشته حکایت عروج حضرت عیسی (ع)به آسمان تفسیرمجمع البیان

حکایت حضرت مریم (ع)وبدنیا آمدن حضرت عیسی (ع)کشف الاسرار و عده الأبرار

اوّل که بآن خلوتگاه باز رفته بود و پرده بروى خود فرو گذاشته تا کس او را نبیند، جبرئیل آمد بصورت جوانى ظریف زیبا برابر بایستاد، مریم بترسید که تنها بود، مرد اجنبى دید و جاى خالى و راه گریز نه، تدبیر و حیلت همان دانست که به پناه اللَّه تعالى باز شد و او …
ادامه ی نوشته حکایت حضرت مریم (ع)وبدنیا آمدن حضرت عیسی (ع)کشف الاسرار و عده الأبرار

حکایت حضرت عیسى (ع) و سیاحى کردن او کشف الاسرار و عده الأبرار

روایت کرده‏ اند که عیسى (ع) سیاحى کردى. وقتى در بیابانى میشد، باران در ایستاد، خود را جاى پوشش طلب کرد نیافت، روباهى را دید که از زخم باران در سوراخ خویش میشد، عیسى بگریست گفت: یا رب جعلت لهذا الثعلب کنّا و لم تجعل لى! بار خدایا این روباه را جاى پوشش و آرامگاه …
ادامه ی نوشته حکایت حضرت عیسى (ع) و سیاحى کردن او کشف الاسرار و عده الأبرار

حکایت مائده آسمانی حضرت عیسی علیه السلام کشف الاسرار و عده الأبرار

أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنا مائِدَهً مِنَ السَّماءِ قصه مائده آنست که روایت کرده ‏انداز عطا بن ابى رباح عن سلمان الفارسى، گفتا: ایشان که مائده خواستند حواریان بودند، و پنج هزار مرد دیگر از قوم عیسى با ایشان. عیسى ایشان را روزه فرمود سى روز روزه داشتند، آن گه بعد از آن مائده خواستند، گفتند: یا …
ادامه ی نوشته حکایت مائده آسمانی حضرت عیسی علیه السلام کشف الاسرار و عده الأبرار

عروج حضرت عیسی علیه السلام کشف الاسرار و عده الأبرار

عیسى نزدیک پیر زنى فرو آمد، و از وى مهمانى خواست. پیر زن گفت: پادشاه ما مردى را طلب مى‏کند برین صفت که تویى، و من‏ ترا مهمانى کنم، امّا ترا از پادشاه پنهان نکنم. عیسى گفت: حال من از پادشاه بپوش، و مرا پنهان دار، تا ترا دعائى کنم بهر چه ترا مراد است، …
ادامه ی نوشته عروج حضرت عیسی علیه السلام کشف الاسرار و عده الأبرار

حکایت بعد از به آسمان رفتن حضرت عیسی علیه السلام شان نزول أَصْحابَ الْقَرْیَهِ سوره یس

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا ایشان را مثل زن و همسان ساز، أَصْحابَ الْقَرْیَهِ مردمان آن شهر را، إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ (۱۳) آن گه که بایشان آمد فرستادگان و قصه آنست که: ربّ العالمین وحى فرستاد به عیسى علیه السلام که من ترا بآسمان خواهم برد، حواریان را یکان یکان و دوان دوان بشهرها فرست تا …
ادامه ی نوشته حکایت بعد از به آسمان رفتن حضرت عیسی علیه السلام شان نزول أَصْحابَ الْقَرْیَهِ سوره یس