حکایت عصای حضرت موسی (ع) کشف الاسرار و عده الأبرار

باز موسى کلیم (ع) که عزّ وى بعصا بود ببین تا اسرائیلیان با وى چه کردند، موسى در خواب شد ایشان عصا را بدزدیدند و آن را بدو نیم کردند و در زیر زمین پنهان کردند، موسى (ع) از خواب در آمد عصا ندید گفت بار خدایا عصاء من کو؟

ندا آمد که یا موسى عصا را بدو نیم کردند و در زیر زمین پنهان کردند، گفت بار خدایا کجا پنهان کردند و که پنهان کرد؟ فرمان آمد که اى موسى من نگویم که من پرده بندگان ندرم، لکن اى موسى همانجا که ایستاده‏اى آواز ده تا من عصا را سمع دهم و نطق دهم تا بشنود و جواب دهد، موسى عصا را بر خواند، آن زمین بفرمان اللَّه تعالى شکافته شد و عصا بلبّیک جواب داد و از زمین هم چنان بدو نیم کرده بر آمد تا موسى شکسته بدید آن گه در آن حال درست شد و پیوسته گشت.

کشف الأسرار و عده الأبرار رشید الدین میبدى سوره الاسراء آیه ۱۰۱-۱۱۱

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *