ترجمه بیان السعاده فى مقامات العباده سلطان محمد گنابادی«سلطان علیشاه» سورة النّاس
سورة النّاس
اين سوره مشتمل بر شش آيه و مدنى است.
[سوره الناس (114): آيات 1 تا 6]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (1) مَلِكِ النَّاسِ (2) إِلهِ النَّاسِ (3) مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ (4)
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ (5) مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ (6)
ترجمه:
(114/ 6- 1)
به نام خداوند بخشندهى مهربان
بگو به پروردگار مردم پناه مىبرم.
فرمانرواى مردم.
خداى مردم.
از شرّ وسوسهگر پنهانكار.
كسى كه در دلهاى مردم وسوسه مىكند.
اعمّ از جنّ و انسان.
تفسير
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ چون خداى تعالى به نبىّ صلّى اللّه عليه و آله خود امر مىكند كه از شرّ وسواس شياطين، جنّ و انس از خدا پناه جويد و اين وسواس به غير از انسان كه ذكر خدا را فراموش كرد متعلّق نمىشود لذا «ربّ» را اضافه به «النّاس» كرد.
و تعبير به «ناس» نمود تا اشاره به اين باشد كه اين وسواس جز در مورد فراموشكننده ناسى محقّق نمىشود.
و «ربّ النّاس» عبارت از ربّ الارباب است ولى با اسمى كه محيط به همهى اسماست، كه از آن تعبير به روح مىشود و آن بزرگتر از جبرئيل، ميكائيل است و با هيچ يك از انبيا نبوده و با محمّد صلّى اللّه عليه و آله بوده است.
و مرتبهى آن فوق امكان و تحت وجوب است و آن مقام علويّت على عليه السّلام است.
و معناى آيه اين است: اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله تو از استعاذه و پناه بردنت به خدا خبر بده و آن را با زبان حال و قال خويش انشا كن.
و چون استعاذه تو از شرّ وسواس است و آن جز در شكل مردم ظاهر نمىشود، خواه به زبان مردم يا به زبان جنّ در سينهى مردم.
پس شايسته است از ربّ مردم پناهجويى طلبى، بر خلاف استعاذهى تو در سورهى سابق.
و چون در اين سوره ناس آثار ربوبيّت حق از همان ابتدا با نمايان شدن نقص بنده و كمال ربّانى، خاكسارى سالك و مالكيّت حق و نيازمندى نيازمند و بخشايندگى خداوندگارى ظاهر مىشود.
لذا پيامبر خدا نخست ربوبيّت و عبوديّت را بيان كرد و آنگاه فرمود:
مَلِكِ النَّاسِ و آن را بدل آورد تا اشعار به اين باشد كه در حالتهاى دوّم ملكيّت و مالكيّت خدا بر همهى اشيا بر سالك ظاهر مىشود.
و اين مطلب بعد از فناى تامّ و تقوى تامّ حاصل مىشود و بدل ديگرى از آن آورد.
و فرمود: إِلهِ النَّاسِ تا اشاره به اين باشد كه خداى تعالى بعد از فناى عبد و بقاى او بعد فناى معبود، عبد مىشود و امّا قبل از آن پس معبود او اسمى از اسماى خدا بوده است.
و «النّاس» را به صورت اسم ظاهر آورد با آنكه مقام، مقام ضمير آوردن بود تا اشعار به ذمّ انسان باشد كه فطرتش را فراموش كرده است با آنكه نبايستى پروردگارش را كه موصوف به آن موصوف سهگانه است فراموش مى كرد.
مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ لفظ «وسواس» با كسرهى واو مصدر «وسوس» است و «وسواس» با فتح واو اسم مصدر است كه به معناى مصدرى خودش مى باشد.
سپس قول خداى تعالى: الْخَنَّاسِ بدل از آن است كه به صورت بدل اشتمال.
يا لفظ «وسواس» به معناى «موسوس» است كه در اين صورت «الخنّاس» صفت او مىشود و «موسوس» را از جهت مبالغه وسواس ناميده اند و «الخنوس» به معناى تأخّر و عقب ماندن يا غيبت و حضور نداشتن است.
و چون از عادت شيطان وسوسه انگيز كنارهجويى از انسان يا غايب شدن هنگام ذكر خداست خنّاس ناميده شده است.
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ وسوسه حديث نفس و حديث شيطان است به چيزى كه خير و نفعى در آن نيست و كلمهى «وسوس» با «له» و «اليه» مى آيد.
وسوس له، يعنى به نفع او وسوسه كرد، وسوس اليه: براى او وسوسه كرد).
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ لفظ «من» تبعيضيّة است و طرف حال از «وسواس» بنا بر آنكه وسواس به معناى موسوس باشد.
يا لفظ «من» ابتدائيّه است و ظرف نيز حال است بنا بر آنكه به معناى مصدر باشد.
يا «من ابتدائيّه است و ظرف متعلّق به «يوسوس» يعنى مورد وسوسه قرار مىگيرد از جهت جنّ و انسان.
الحمد للّه ربّ العالمين سپاس بىحدّ و قياس دادارى را سزد كه اين عاصيان را در اين ترجمه يارى فرمود، تا به فضل و كرمش از راه نلغزيده و در امان از گرفتارى به كمند اهريمن باشيم.
و توفيق مرحمت فرمود كه پس از چهارده سال: 14 جلد ترجمه حاضر را با عدم بضاعت علمى به اين صورت فراهم آورده و به سان برگ سبزى عرضه بنماييم، برگ سبزى كه با شفاعت محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و علىّ مرتضى عليه السّلام و همه اولياى الهى به ويژه قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله، امام عصر «عجّ»، و توجّهات خاصّه الهادى الى الشّريفة و الطّريقة المنتهى فى الفقر و الفناء مرضىّ اولياء اللّه مولانا المعظّم جناب آقاى الحاج دكتر نور على تابنده (مجذوبعلى شاه) ارواحنا فداه، موجب خشنودى خدا و پسند اولياى الهى گرديده و به بركت عنايت ايشان روشنگر راه سالكان طريق و عاشقان به حقيقت قرآن باشد.
سورهى النّاس
در تفسير اين سورهى مباركه ذيل آيهى قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مرقوم فرمودهاند: چون خداى تعالى به نبىّ صلّى اللّه عليه و آله خود امر مىكند كه از شرّ وسواس شياطين، جنّ و انس از خدا پناه جويد و اين وسواس به غير از انسان كه ذكر خدا را فراموش كرد متعلّق نمىشود لذا «ربّ» را اضافه به «النّاس» كرد.
و تعبير به «ناس» نمود تا اشاره به اين باشد كه اين وسواس جز در مورد فراموشكننده ناسى محقّق نمىشود[1].
خداوندا به چهارده نور پاك عليهم السّلام قسمت مىدهيم كه ما را آنى به خودمان وامگذار، با ذكر دوام و فكر مدام به شاهراه ولايت خاصّهى على عليه السّلام ثابت قدم و مستقيم بدار.
از همهى سروران و بزرگوارانى كه ما را در نشر اين اثر معنوى همراهى فرمودهاند سپاسگزاريم و از حضرت احديّت توفيقاتشان را در همهى امور خواستاريم و اميدواريم كه خداوند منّان به همهى ما به بركت شفاعت محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و ولايت على عالى اعلى عليه السّلام خير دنيا و آخرت عنايت فرمايد.
عدّهاى از بزرگوارانى كه خالصانه براى رضاى خدا در انجام اين ترجمه با اين عاصيان همراهى فرمودهاند اجازه ندادهاند كه نام مباركشان را در مقدّمه يادآور شويم.
سروران و عزيزانى كه اجازه فرمودهاند كه نام مباركشان درج شود عبارتند از:
- مولاى بزرگوارمان حضرت آقاى مجذوبعلى شاه (دكتر نور على تابنده) كه توجّه خاصّ و علاقهى آن حضرت به اين امر مهمّ موجب دلگرمى و تلاش عاشقانهى اين عاصيان در تكميل و اتمام اين ترجمه گرديد.
- جناب آقاى دكتر سيّد جعفر شهيدى كه با عنايات و اظهار علاقهمندى به متن اين تفسير شريف مشوّق ما بودهاند.
- حضرت آية اللّه سمامى، حجّة الاسلام و المسلمين جناب آقاى شيخ مهدى كيايى و عدّهاى از علماى حوزهى علميّهى قم كه در تهيّهى منابع احاديث و اخبار همراهى فرمودهاند.
- برادر ارجمند جناب آقاى سيّد عزيز اللّه قائمى طباطبايى كه ويراستارى نگارشى و فنّى اين مجلّد را نيز بر عهده دارند.
- سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى كه در كمال صداقت ليتوگرافى، چاپ و صحافى اين مجلّد را نيز به عهده داشتهاند.
- سركار خانم نفيسه بذركار كه تايپ كامپيوترى اين مجلد را بر عهده داشتهاند.
- جناب آقاى مجيد احمديان كه پرينت كالك اين مجلّد را به عهده داشتهاند.
- جناب آقاى محسن نهال كه در امور چاپ فقط براى رضاى خدا محبّت و همراهى نمودهاند.
نكتهى قابل تذكّر اينكه هدف مترجمين عرضهى بى كم وكاست اين اثر معنوى و عظيم قرآنى به زبان شيرين فارسى بوده است، با توجّه پروردگار عالم هزينهى سنگين آماده سازى و چاپ را با وجود مشكلات فراوان متحمّل شده و تن به معطّل گذاشتن كار چاپ نداديم.
لذا اميد است خوانندگان محترم مشتاقان ارجمند توجّه داشته باشند كه هديهى قيد شده در هر جلد فقط قسمتى از هزينهى تمام شده را تأمين مىنمايد.
| به پايان آمد اين دفتر حكايت همچنان باقى | به صد دفتر نشايد گفت حال مشتاقى | |
الحمد للّه ربّ العالمين ربّنا تقبّل منّا انّك انت السّميع العليم با كمال عجز، انكسار و نيازمندى التماس دعا داريم.
خاك پاى فقرا محمّد رضاخانى- حشمت اللّه رياضى عاشوراى محرّم الحرام 1423 ه- ق مطابق با فروردين ماه/ 1381 ه- ش