حکایات كشف الأسرار و عدة الأبراركشف الاسرار و عدة الأبرارمطالب برگزیده كشف الأسرار و عدة الأبرار

حکایت اسلام آوردن حمزه سیدالشهدا كشف الاسرار و عدة الأبرار

«أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ» اين آيت در شأن حمزه فرو آمد و بو جهل، و حمزه مردى بود مهيب با حشمت و با قوّت و قريش او را عظيم حرمت‏ داشتندى و از بطش و بأس وى هراسيدندى و تا در جاهليّت بودى پيوسته حمايت و رعايت رسول خدا (ص) كردى و او را دوست داشتى و از بيم وى كس را زهره نبودى كه رسول را رنجانيدى، وقتى بصيد رفته بود، بو جهل فرصت يافت با جمعى كفّار مكه قصد رسول خداى كردند و او را برنجانيدند،

حمزه آن ساعت در آن صحرا از پى آهويى همى راند، آهو روى با وى كرد بزبانى فصيح گفت اى حمزه ترا شغلى هست از صيد من مهم‏تر و اولى‏تر حمزه چون آن سخن بشنيد او را عجب آمد عنان باز گرفت روى بمكّه نهاد، هنوز در مكه نرفته بود كه تقاضاى ديدار جمال محمد عربى ناگاه از درون دل وى سر برزد، آتش مهر وى زبانه زد، با خود همى گفت كاشك محمد (ص) را بديدمى، نبايد كه دشمنى بر وى ظفر يافته باشد؟

درين انديشه بود كه كنيزك وى پيش آمد گفت يا سيدى خبر ندارى كه بو جهل لعين با محمد (ص) چه كرد؟! چون دانست كه تو بصيد بيرون رفته‏ اى‏ از بطش و قهر تو ايمن گشته رفت و محمد را برنجانيد و زخم كرد و ناسزا گفت، حمزه گفت و مرا نيز كارى عجيب پيش آمد آهويى با من سخن چنين گفت و مرا در كار محمد (ص) بصيرتى تمام حاصل گشت!!

هم چنان خشم آلود برگشت و بو جهل را طلب كرد، او را ديد با جماعتى قريش گرد آمده، چون حمزه را از دور بديدند آن جمع از بيم وى متفرق‏ شدند و هر يكى گريختن را گوشه ‏اى گرفت، بو جهل تنها بماند، حمزه گفت اى نامرد هيچ كس، ترا با محمد (ص) چه كارست و با وى چه حساب دارى كه او را رنجانى و ترا خود چه زهره آن بود كه بگوشه چشم بدو بازنگرى، اين همى گويد و كمان بر سر وى همى زند تا جراحتها در وى پديد كرد، پس حمزه از وى باز گشت و بخانه خديجه آمد.

رسول خداى (ص) چون وى را بدان صفت ديد دانست كه حمزه نه خود آمد كه او را آورده‏اند و از جام هدايت او را شربتى داده‏اند، گفت يا عم چه غم خورى از آنك بو جهل مرا بزد، من از آن اندوهگين نه‏ام و بآنك بو جهل مرا مكافات كردى شاد نه‏ام شادى من بچيزى ديگر بود، حمزه گفت يا محمد شادى‏ تو در چه باشد تا من همان كنم، رسول خدا (ص) گفت شادى من در آن بود كه تو گويى: «لا اله الا اللَّه محمد رسول اللَّه» حمزه در ساعت كلمه شهادت بگفت و مسلمان شد، دلهاى مسلمانان باسلام حمزه قوى گشت.

ربّ العالمين در شأن ايشان آيت فرستاد كه «أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ» اين حمزه است،

كشف الأسرار و عدة الأبرار رشيد الدين ميبدى سورة الرعد آیه 8-16

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=