ثواب شهيدان تفسیرمجمع البیان
آنچه كه در اخبار درباره ثواب شهيدان آمده قابل شماره نيست عالى ترين آن حديثى است كه حضرت على بن موسى الرضا (ع) از حسين بن على (ع) روايت كرده به اين قرار:
روزى در بين سخنرانى امير مؤمنان براى مسلمين براى تحرك آنان بر جهاد جوانى بپا خاست و عرضه داشت يا امير مؤمنان از فضيلت مجاهدان در راه خدا برايم بفرما.
حضرت فرمود در كنار پيغمبر كه بر ناقه غضبا سوار بود و از غزوه ذات السلاسل بر ميگشتيم ميرفتم و همين سؤال ترا از او پرسيدم فرمود:
مجاهدان وقتى تصميم بجنگ گيرند خداوند برات آزادى از دوزخ را بر ايشان مينويسد و چون براى جنگ مجهز شوند خداوند بديشان بر ملائكه مباهات و فخر فروشى ميكند و چون با اهل خود وداع ميكنند، ماهيان و خانه ها برايشان ميگريند و چون مارى كه پوست مياندازد گناهانشان ميريزد و خداوند بر هر سربازى چهل فرشته مى گمارد كه او را از جلو و عقب و راست و چپ نگه دارد و هر ثوابى كه انجام دهد دو چندان نوشته شود و در هر روزى براى او ثواب عبادت هزار مرد نويسند كه هر كدام هزار سال عبادت كرده باشند كه هر سال آن 360 روز باشد و هر روز بقدر عمر دنيا و چون در برابر دشمن قرار گيرند.
علم جهانيان از ثواب آنها عاجز ماند و چون بمبارزه دست زنند و سنانها بحركت آيد و تيرها پرتاب شود و سربازان بر دشمن هجوم برند ملائكه بالهاى خود بر آنها پيچند و براى نصرت و ثبات قدم آنها دعا كنند و منادى فرياد كند كه بهشت زير سايه شمشيرها است و زخم شمشير و نيزه بر مجاهد و شهيد از نوشيدن آب خنك در تابستان سوزان گواراتر باشد و چون شهيدى با ضرب نى و با شمشير از اسب در غلطد بزمين نرسد مگر اينكه خداوند همسر حور العين او را ببالينش فرستد تا نعمتها و مقامات عالى و گرامى او را باو بشارت دهد و چون بزمين افتد زمين به او گويد مرحبا بروح پاكى كه از پيكرى پاك بيرون شد ترا بشارت باد كه براى تو نعمتها و مقاماتيست كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بهيچ دلى نگذشته و خداوند گويدش من جانشين توام در بين اهل بيت تو هر كه آنها را خشنود كند مرا خشنود كرده و هر كس كه آنها را بخشم آرد مرا خشمگين ساخته و خداوند روحش را در حوصله مرغ سبز نهد تا او را ببهشت برد
و بهر مقام كه خواهد پرواز كند و از ميوه- هايش تناول نمايد و بقنديلهاى زرينى كه به عرش آويخته است پناه گيرد و بهر مردى از شهيدان 70 غرفه بهشتى داده شود كه هر غرفهاى باندازه فاصله صنعاء يمن تا شام وسعت دارد و نورش شرق و غرب را روشن گرداند و در هر غرفهاى هفتاد در است و بر هر درى 70 مصرع از طلاست و بر هر درى هفتاد پرده حرير و ظريف افتاده و در هر غرفهاى 70 خيمه است و در هر خيمهاى 70 تخت زرين نصب است كه پايه هايش از درّ و زبرجدى كه مزين شده است بشاخه هاى زمرد و بر هر تختى 40 بستر است كه كلفتى هر كدام 40 زرع است و بر هر بسترى همسرى از حور العين پر غنج و دلال و عرب و باكره قرار گرفته.
جوان پرسيد يا امير المؤمنين مرا از معنى عرب بازگوى حضرت فرمود عروبة (مصدر عرب) غنج و ناز و كرشمه روحبخش و نشاط آور و اشتها انگيز است و سپيد- رويند و تاجهاى لؤلؤ بسر نهادهاند و گردنبند بگردن و دستبند به دست دارند.
قسم بآنكه جانم به دست اوست در قيامت اگر پيامبران را چشم بر آنها افتد از بهاء و مقام رفيع آنها پا برهنه و پياده شوند.
آن گاه شهيدان بسوى سفرههاى گهر نشان روند و بر آن نشينند و هر مردى از ايشان 70 هزار از اهل بيت و 480 همسايگان خود شفاعت كند حتى اينكه همسايگان بر سر نزديك نشستن با آنها با هم منازعه كنند. و ايشان در جوار من و ابراهيم بر مائده خلد نشينند و هر صبح و شام بر خداى متعال نظر نمايند.