حکایات_تفسیرمجمع البیان

حکایت گفتگوی حضرت رسول اکرم صل الله با رئیس خوارج ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی

شأن نزول:

از أبى سعيد خدرى روايت شده كه هنگامى رسول خدا- صلى اللَّه عليه و آله- تقسيمى ميكرد- و ابن عباس گفته: اين جريان در جنگ حنين و تقسيم غنائم هوازن بود- در اين وقت حرقوص بن زهير كه همان ابن أبى ذى الخويصرة تميمى بود و بعدها رئيس خوارج شد بنزد آن حضرت آمده گفت: اى رسول خدا از روى عدالت رفتار كن، حضرت در جواب او فرمود: واى بر تو اگر من بعدالت رفتار نكنم كيست كه بعدالت عمل كند؟

عمر گفت: اى رسول خدا اجازه بده گردن اين مرد را بزنم؟ پيغمبر- صلى اللَّه عليه و آله- فرمود: او را بگذار كه او اصحاب و يارانى دارد كه هر يك از شما نماز خود را در برابر نماز آنها و روزه‏ اش را در مقابل روزه آنها اندك شمارد، اينان از دين بيرون ميروند هم چنان كه تير از شكار بيرون رود، پس (شخص شكارچى) نظر به پرهاى پيكانش كند چيزى در آن ديده نشود، دوباره نگاه بميانه تير كند در آن نيز چيزى يافت نشود، سپس نظر به خود پيكان كند در آن نيز چيزى ديده نشود، با اينكه آن تير از سرگين و خون (باطن حيوان) گذشته (ولى هيچ اثرى از آنها در تير نمانده) نشانه اين خوارج مرد سياهى است كه در يكى از دو پستانش- يا فرمود: در يكى از دو دستش- (غدّه‏اى) چون پستان زنان است يا پاره گوشتى است كه حركت ميكند و در حال آرامش و صلح مردم خروج ميكنند.

و در حديث ديگرى است كه فرمود: هر گاه خروج كردند آنان را بكشيد، سپس‏ وقتى خروج كردند آنان را بكشيد، آن گاه آيه فوق نازل گرديد.

ابو سعيد خدرى گويد: من گواهى ميدهم كه اين سخن را از رسول خدا- صلى اللَّه عليه و آله- شنيدم و گواهى ميدهم كه چون على عليه السلام آنها را كشت همان مرد را با همان وصفى كه پيغمبر- صلى اللَّه عليه و آله- توصيف كرده بود بنزدش آوردند. و اين روايت را ثعلبى نيز در تفسير خود روايت كرده است.

ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره التوبة آیه38 -59

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=