حکایت بغار رفتن حضرت رسول اکرم با ابو بکر ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی

«إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا» هنگامى که کافران او را از مکه بیرون کردند و او بسوى مدینه رهسپار شد. «ثانِیَ اثْنَیْنِ» یعنى او و ابو بکر. «إِذْ هُما فِی الْغارِ» هنگامى که آن دو در غار بودند و شخص سومى با آن دو نبود و او یکى از دو نفر بود، و معناى آیه این …
ادامه ی نوشته حکایت بغار رفتن حضرت رسول اکرم با ابو بکر ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی

استیضاح على (ع) ابو بکر را ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره مجادله

و در تفسیر برهان حدیث مفصّلى از ابن بابویه شیخ صدوق باسنادش از امام جعفر صادق علیه السلام از پدرانش از على علیه السلام نقل کرده که مربوط بآیه نجوى و مناقب دیگر مولایمان حضرت امیر المؤمنین (ع) است که مناسب است آن را در اینجا بنگارم: فرمود: چون کار ابى بکر و بیعت مردم …
ادامه ی نوشته استیضاح على (ع) ابو بکر را ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره مجادله

داستان فتح خیبر ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره مبارکه فتح

داستان فتح خیبر پس از آنکه رسول خدا (ص) از حدیبیه بمدینه بازگشت شب در مدینه اقامت فرموده سپس رهسپار سوى خیبر گردید. ابن اسحاق به استاد خود ابى مروان اسلمى از پدرش از جدش نقل میکند همراه پیامبر خدا (ص) بسوى خیبر رفتیم تا اینکه بنزدیکى خیبر رسیده بطورى که بر آن مسلط شدیم، …
ادامه ی نوشته داستان فتح خیبر ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره مبارکه فتح

ابولهب ، ترجمه تفسیر مجمع البیان

   ابو لهب لعنه اللَّه با خباثت و رجاست و عداوتش نسبت به مقام رسالت ارواحنا له الفداء سه کار عجیب در عمرش نموده که از او بسیار عجیب است، ۱- وقتى آمنه دختر وهب وضع حمل نمود و حضرت محمد صلّى اللَّه علیه و آله بدنیا آمد کنیز ابو لهب دوان دوان پیش او …
ادامه ی نوشته ابولهب ، ترجمه تفسیر مجمع البیان

حکایت بت ابوجهل وهجو رسول الله

«رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیراً» اى ضلّ بسبب الاصنام کثیر من النّاس. قیل هو ما یسمع من الصّوت تخرج من افواهها بدخول الشّیطان فیها- گفته‏ اند که اضلال اصنام آنست که شیطان در دهنهاى ایشان شود و آواز دهد و کافران بآن گمراه شوند، چنانک روایت کنند از حجر بن ابى حجر التمیمى گفتا: بو جهل …
ادامه ی نوشته حکایت بت ابوجهل وهجو رسول الله