ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره الصافّات‏ ۷۱ الی ۸۲

[سوره الصافات (۳۷): آیات ۷۱ تا ۸۲]

وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَکْثَرُ الْأَوَّلِینَ (۷۱)

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِیهِمْ مُنْذِرِینَ (۷۲)

فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُنْذَرِینَ (۷۳)

إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ (۷۴)

وَ لَقَدْ نادانا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِیبُونَ (۷۵)

وَ نَجَّیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ (۷۶)

وَ جَعَلْنا ذُرِّیَّتَهُ هُمُ الْباقِینَ (۷۷)

وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ (۷۸)

سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ (۷۹)

إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ (۸۰)

إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِینَ (۸۱)

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ (۸۲)

ترجمه:

۷۱-و به حقیقت گمراه شدند پیش از ایشان اکثر پیشینیان.

۷۲-و به حقیقت فرستادیم در ایشان ترساننده‏گان را.

۷۳-پس بنگر چگونه بود سرانجام بیم کرده- شدگان.

۷۴-مگر بندگان خداوند که خالص شدگانند.

۷۵-و به تحقیق خواند ما را نوح پس چه خوب است جواب دهندگان.

۷۶-و رهانیدیم او را و کسانش را از اندوه بزرگ.

۷۷-و قرار دادیم دودمان او را بازماندگان.

۷۸-و گذاردیم بر او در پسینیان.

۷۹-درود بر نوح در جهانها.

۸۰-همانا ما چنین پاداش میدهیم نیکوکاران را.

۸۱-همانا اوست از بندگان ما ایمان آورندگان.

۸۲-سپس غرق گردانیدیم دگران را.

تفسیر

خداوند سوگند یاد کرده و مى ‏گوید:

وَ لَقَدْ (و به تحقیق) لفظ «لام» داخل در جواب قسم شده و لفظ «قد» براى تأکید است.

ضَلَّ قَبْلَهُمْ‏ (گمراه شد پیش از ایشان) یعنى پیش از این کافران که در زمان پیغمبر (ص) بودند از راه هدایت و پیروى حق‏ أَکْثَرُ الْأَوَّلِینَ‏ (اکثر پیشینیان) از امتهاى گذشته.

لفظ (اکثر) عبارت از عدد بزرگ است و لفظ (اوّل) عبارت است از آنچه پیش از دیگرى بوده است، و اوّل پیش از هر چیز، خداوند سبحان است زیرا هر چیزى غیر از خداوند پس از او موجود شده است. این آیه دلالت مى کند که اهل حق در کلیه زمانها کمتر از اهل باطل بوده ‏اند.

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِیهِمْ مُنْذِرِینَ‏ (و به حقیقت فرستادیم در میان ایشان بیم دهندگانى) از پیامبران و رسولان که از عذاب خداوند ایشان را ترسانده و از معاصى او بر حذر دارند.

فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُنْذَرِینَ‏ (پس بنگر چگونه بوده است فرجام بیم داده شدگان) از تکذیب و عناد کنندگان حق.

پس مقصود چنین میشود که: اى «محمد» (ص)! بنگر چگونه هلاک کردیم ایشان را و چگونه بر آنان عذاب فرود آمد، پس سرانجام تکذیب کنندگان نیز چنین خواهد بود.

سپس خداوند از بیم شدگان، عده ‏اى را جدا و مستثنى گردانده و فرمود:

إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ‏ (به جز بندگان خدا که خالص شدگانند) آنان که دعوت پیامبران را پذیرفته و عبادت خود را خالص براى خداوند قرار دادند، پس خداوند آنان را نیز از عذاب خلاص کرده و ثواب زیادى به ایشان وعده داد.

وَ لَقَدْ نادانا نُوحٌ‏ (و هر آینه ندا کرد ما را نوح) یعنى ما را نوح خواند تا او را در مقابل قومش که از ایمان آوردن آنان ناامید شده بود یارى کنیم و بدین جهت گفت: (أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ)، «همانا من مغلوب شده ‏ام یاریم کن.

قمر- ۱۰» فَلَنِعْمَ الْمُجِیبُونَ‏ (پس چه نیکوست جواب گویندگان) که ما باشیم که اجابت کردیم «نوح» را در دعایش و او را با هلاک کردن قومش از آزار آنان خلاص کردیم.

برخى گفته ‏اند: منظور از اجابت براى همه مى ‏باشد نه تنها براى «نوح» پس معنى این میشود که: ما چه نیکو جواب دهندگانیم به هر که ما را بخواند.

وَ نَجَّیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ‏ (و نجات دادیم او و کسانش را از اندوه بزرگ) یعنى از مکروهى که همواره از طرف قومش فرا مى ‏رسید.

لفظ (کرب) هر اندوهى را گویند که سوزش آن به سینه برسد. لفظ (نجات) از لغت (نجوه) به معنى مکان بلند است که در نتیجه به معنى رفع از هلاکت خواهد بود.

اهل «نوح» (ع) عبارت از کسانى بودند که با او در کشتى قرار گرفته و نجات پیدا کردند.

وَ جَعَلْنا ذُرِّیَّتَهُ هُمُ الْباقِینَ‏ (و قرار دادیم دودمانش را بازماندگان) پس از آنکه مردم غرق شدند، بنا بر این همه مردم پس از نوح از فرزندان نوح میباشند و این گفتار «ابن عباس» و «قتاده» است. در نتیجه عرب و عجم از اولاد «سام ابن نوح» بوده و «ترک»، «صقالبه»، «خزر» و «یأجوج و مأجوج» از اولاد «یافث بن نوح» و سیاهان از اولاد «حام بن نوح» مى ‏باشند.

«کلبى» گوید: چون نوح از کشتى بیرون آمد آن که از زن و مرد همراه او بودند مردند و فقط زنان و فرزندان خودش زنده و باقى ماندند.

وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ‏ (و گذاردیم بر او در پسینیان) یعنى گذاردیم براى او یاد نیکویى و ستودیم او را به امت «محمد» (ص)، پس این جمله در آیه حذف شده است و اینها گفتار «ابن عباس» و «مجاهد» است. «زجاج» گوید منظور این است که: گذاردیم براى نوح ذکر نیکویى تا روز قیامت و آن این کلام است:

سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ‏ (درود باد بر نوح در جهانیان) یعنى باقى گذاردیم دعا خواندن براى او را تا روز قیامت، گویا که چنین گفته است خداوند (و ترکنا علیه التسلیم فى الآخرین- و باقى گذاردیم براى نوح سلام گفتن را در آخران) و سپس به این قول‏ (سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ) تفسیر شده است.

«فراء» گوید: باقى گذاردیم براى او سخنى را و آن چنین است که در میان امت آخرین گفته میشود: (سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ).

«کلبى» گوید: مقصود این است: سلامتى باشد از ما بر نوح، و این همان سلام است که در این آیه مراد است:

(اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَکاتٍ عَلَیْکَ)، «اى نوح فرود آى بسلامتى از ما و برکت‏هایى بر تو- هود- ۴۸» إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ‏ (همانا ما این چنین پاداش مى‏دهیم نیکو کاران را) یعنى در مقابل نیکوکارى نوح، ما این چنین پاداش نیکو مى‏دهیم که ستایش نیکوى او در میان جهانیان باقى بماند، و این سخن «مقاتل» است.

برخى گفته ‏اند مقصود این است که: ما مانند آن چه را که به نوح دادیم خواهیم داد به آن که با انجام اطاعتها و اجتناب از گناهان نیکوکارى کند.

إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِینَ‏ (همانا او از بندگان ایمان آورنده ماست) یعنى نوح. باید گفت این آیه شامل ستایش همه مؤمنان است که نوح از میان آنها بیرون آمده است.

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ‏ (سپس غرق کردیم دیگران را) یعنى آنان را که به نوح ایمان نیاوردند، مقصود این است که من خبر مى ‏دهم که غرق کردم دیگران را.

نظم آیات:

علت در پیوست داستان نوح به داستان پیامبران پیشین این است که خداوند با این بیان خواسته که پیغمبر خود را در مقابل کفر قومش تسلیت داده و متوجه گرداند که حال قومش با او مانند حال پیامبران گذشته با قوم خود مى ‏باشد و قوم او را از راهى که پیشینیان رفته ‏اند هشدار دهد تا به مانند آنان عقوبت نگردند.

ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج‏۲۱

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *