ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره الزمر ۲۱ الی ۲۵

[سوره الزمر (۳۹): آیات ۲۱ تا ۲۵]

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَکَهُ یَنابِیعَ فِی الْأَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرى‏ لِأُولِی الْأَلْبابِ (۲۱)

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَهِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ أُولئِکَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ (۲۲)

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِکْرِ اللَّهِ ذلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (۲۳)

أَ فَمَنْ یَتَّقِی بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ قِیلَ لِلظَّالِمِینَ ذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْسِبُونَ (۲۴)

کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَیْثُ لا یَشْعُرُونَ (۲۵)

[ترجمه‏]

آیا ندیدى که خدا نازل کند آبى را از آسمان و روان گرداند آن را بر چشمه ‏هایى در زمین سپس بیرون آورد به آن کشتى را که رنگهاى آن گوناگون است، سپس خشک مى ‏شود، پس مى‏ بینى آن را که زرد شده است، سپس آن را ریزه ریزه مى‏ گرداند، همانا در آن پندیست بر صاحبان خرد.

آیا پس، آن که خدا گشادگى داد سینه ‏اش را بر اسلام، پس اوست بر نورى از پروردگارش، پس واى بر سنگین دلان از یاد خداوند که ایشان در گمراهى آشکار هستند.

خدا نازل کرد بهترین حدیث را که کتاب متشابه دوگانه است مى ‏لرزد از آن پوستهاى آنان که مى ‏ترسند از خداوند و سپس نرم شود پوستهایشان و دلهایشان به یاد خدا، این است هدایت خداوند که هدایت مى ‏کند به آن هر که را بخواهد، و آن را که خدا گمراه کند نباشد براى او هدایت کننده ‏اى.

آیا کسى که بپرهیزد به روى خویش بدى عذاب را روز قیامت، و گفته شود بر ستمکاران بچشید آنچه را بودید به دست مى‏آوردید. تکذیب کردند آنان که پیش از ایشان بودند، پس بیامدشان عذاب از جایى که نمى‏ دانستند.

شرح لغات:

ینابیع- جمع (ینبوع) است و آن جایى است که آب از آنجا بجوشد، و آن را چشمه نیز گویند.

زرع- گیاهى را گویند که ساقه نداشته باشد و درخت گیاهى را گویند که داراى ساقه و برگ و شاخه باشد.

یهیج- به درخت و گیاه (یهیج) گفته مى‏شود زمانى که خشک شده و در خشکى به نهایت خود رسیده باشد.

حطام- ریزه‏هاى کاه و علف را گویند و (حطم) شکستن چیز خشک را گویند و به جهنم از این جهت (حطمه) گفته مى‏شود که هر چیزى در آن شکسته شود. و (حطیم کعبه) را از این جهت (حطیم) گفته ‏اند که ساختمان کعبه بالا رفته و آن محل را که (حجر کعبه) و نزدیک ناودان است شکسته و پائین گذارده است‏

اعراب:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ …– لفظ (من) با (صله) خود مبتداء بوده و خبر آن در تقدیر است که چنین باشد: (أ فمن شرح اللَّه صدره للاسلام کمن قسا قلبه من ذکر اللَّه اى ترکه).

کتابا- منصوب است زیرا بدل از (احسن الحدیث) مى ‏باشد.

تفسیر:

چون خداوند یادى از دعوت به توحید کرده این بار به دلیلهاى توحید پرداخته اگر چه همه مورد خطاب هستند ولى به پیامبر خود خطاب کرده و میگوید:

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً (آیا نمى‏بینى که خداوند فرو فرستاده از آسمان آبى را) یعنى باران را.

فَسَلَکَهُ‏ (پس روان کرده آن را) یعنى داخل کرده این آب را.

یَنابِیعَ فِی الْأَرْضِ‏ (در چشمه‏هایى در زمین) مانند رودخانه‏ها، چشمه ها و چاهها و قناتها. و مانند این است قول خداوند که مى‏گوید: (وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ)، «و فرو فرستادیم از آسمان آبى را به اندازه، پس قرار دادیم آن را در زمین- مؤمنون- ۱۸».

ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ‏ (سپس بیرون آورد به آن) یعنى بیرون آورد بواسطه این آب از زمین.

زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ‏ (کشتى را که گوناگون است رنگهایش) یعنى اصناف آن مختلف است چون گندم و جو و برنج و غیر از اینها، که گفته مى‏شود این رنگى از طعام است یعنى صنفى از آن است. و برخى گفته: مراد از رنگهاى گوناگون عبارت است از سبز و زرد و سرخ.

ثُمَّ یَهِیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا (سپس مى‏خشکاند پس مى‏بینى زرد شده است) پس از آن که سبز بوده است.

ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطاماً (سپس قرار مى‏دهد آن را ریزه ریزه) یعنى شکسته و کوبیده شده. إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرى‏ لِأُولِی الْأَلْبابِ‏ (همانا در این است پندى براى صاحبان خرد) یعنى در خارج کردن این کشت به صورت رنگهاى گوناگون به یک آب و نقل آن از حالى به حال دیگر پند و تذکرى است براى صاحبان خردهاى سالم که اگر اندیشه کنند مى‏فهمند که براى اینها آفریدگارى بوده و او را مى‏شناسند و پى به واقعیت آغاز و انجام کار برده و به بعث و نشر یقین مى‏کنند.

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ‏ (آیا پس آن که خداوند شرح داده سینه او را بر اسلام) یعنى آن که خداوند سینه او را براى قبول اسلام و استقامت در آن گشاده و گسترده است مانند کسى است که چنین نباشد؟.

شرح صدر به سه گونه مى ‏تواند باشد:

۱- با در دست داشتن دلیلهاى قوى که خداوند قرار داده است که این مخصوص علماء است.

۲- با دارا بودن الطافى که هر آن، حالى بعد از حالى براى او تجدید شود، چنان که خدا مى‏گوید: (وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً)، «آنان که هدایت یافتند مى‏افزایدشان هدایتى- محمد (ص)- ۱۷».

۳- معنى سوم شرح صدر این است که دارنده آن داراى ادله مؤکد بوده و شبهات برایش حل شده باشد و گمانها و افکار را دور ریزد.

فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ (پس اوست بر نورى) یعنى دلالت و هدایتى.

مِنْ رَبِّهِ‏ (از پروردگارش)، خداوند ادله را به نور تشبیه کرده چون به واسطه آنها حق شناخته مى ‏شود آن چنان که به واسطه نور و روشنى مواضع در دنیا شناخته مى‏ شود. و این سخن «جبائى» است قتاده گفته مراد از (نور) قرآن است که مؤمنان آن را گرفته و به سوى آن باز مى‏ گردند.

در این آیه، این جمله (مانند آن که قساوت قلب داشته است) حذف شده و بر آن دلالت مى‏کند قول حق که مى‏ گوید:

فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَهِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ‏ (پس واى به سنگین دلان از ذکر خداوند) و آنان کسانى هستند که با کفر الفت گرفته و بر آن تعصب مى‏کنند و در نتیجه دلهایشان سخت شده و موعظه و ترهیب و ترغیب در آنها اثر نمى‏ گذارد و هنگام ذکر خداوند و قرائت قرآن رقت قلب پیدا نم ى‏کنند.

أُولئِکَ فِی ضَلالٍ‏ (ایشانند در گمراهى) و اعراض از حق‏ مُبِینٍ‏ (آشکار) یعنى واضح و روشن.

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ‏ (خداوند فرو فرستاد بهترین حدیث را) که قرآن باشد و بدین جهت قرآن را حدیث گفته که کلام خداوند است و به کلام حدیث گفته مى ‏شود و لذا به کلام رسول خدا (ص) حدیث مى ‏گویند، و نیز به این جهت حدیث گویند که چون بعد از همه کتب آسمانى بوده و حدیث مى- باشد، و بهترین حدیث است چون داراى فصاحت بسیار و اعجاز بوده و شامل جمیع ما یحتاج مکلفان است که عبارت باشد از: ادله توحید و عدل و بیان احکام شرع و غیر از اینها از مواعظ و داستانهاى پیامبران و بیم و امیدها.

کِتاباً مُتَشابِهاً (کتاب متشابهى) که بعضى بر بعضى شباهت داشته و همدیگر را تصدیق مى‏ کنند و در آن اختلاف و تناقضى نیست.

برخى گفته ‏اند: شبیه است به کتابهاى آسمانى پیش اگر چه از آنها جامعتر و نافعتر و کاملتر است.

و نیز گفته‏اند: آیات آن در حسن نظم و زیبایى الفاظ و رسایى معانى شبیه یکدیگرند.

مَثانِیَ‏ (دو گانه) از این جهت قرآن دو گانه نامیده شده که برخى از قصص، اخبار، احکام، و مواعظ آن دو مرتبه با بیانهاى مختلف ذکر شده است و نیز اگر دو مرتبه خوانده شود بخاطر زیبائیش ملالت آور نیست.

تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ‏ (مى‏لرزد از آن، پوستهاى آنان که مى‏ترسند از پروردگارشان) یعنى از ترس وعیدى که در قرآن ذکر شده است لرزش در اندام آنان مى‏افتد.

ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِکْرِ اللَّهِ‏ (سپس نرم شود پوستها و قلبهاى ایشان با یاد خدا) زمانى که بشنود آن چه را که از وعده به عذاب و رحمت در قرآن داده شده است. و مقصود این است که قلبهاى ایشان با ذکر خداوند و یاد بهشت و ثواب آرام مى‏گیرد، پس مفعول (ذکر) بخاطر وضوح حذف شده است.

از «عباس بن عبد المطلب» نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود:

زمانى که پوست بنده از ترس خدا بلرزد گناهانش مى‏ ریزد هم چنان که از درخت خشک برگها مى ‏ریزد.

«قتاده» گوید: این اوصاف، ستایش اولیاء خداوند است که پوستهایشان از ترس خدا لرزیده و قلبهایشان با یاد خدا آرام مى‏گیرد نه این که عقلهایشان- رفته و به حالت بى‏هوشى در آیند، چه این که این اوصاف از ساخته‏ هاى اهل بدعت و شیطان است.

ذلِکَ‏ (این) یعنى قرآن‏ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشاءُ (هدایت خداوند است که هدایت میکند به آن هر که را بخواهد) از بندگانش با ادله که بر ایشان نشان مى ‏دهد، و آنان کسانى هستند از امت محمد (ص) که قرآن به سویشان آمده است. و این سخن «جبائى» است.

و گفته شده: هدایت مى‏کند آن را که بخواهد از افرادى که بدنبال هدایت هستند و این که ایشان را به هدایت اختصاص داده چون که از هدایت سود مى ‏برند و کسى که هدایت نجوید توصیف نگردد به این که خداوند او را هدایت مى‏کند زیرا که با وى هدایتى نیست.

وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ‏ (و کسى را که خدا گمراه کند) از راه بهشت‏ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (پس براى او هدایت کننده ‏اى نباشد) یعنى کسى قدرت بر هدایت او نمى‏تواند داشته باشد، که این سخن جبائى است.

و برخى گفته‏اند مقصود چنین است که: هر که گمراه شود از خداوند و رحمت او پس براى او هدایت کننده‏اى نیست، چنان که گفته مى‏شود: گم کردم شترم را یعنى گم شد. و این گفتار «ابى مسلم» است.

أَ فَمَنْ یَتَّقِی بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ یَوْمَ الْقِیامَهِ (آیا پس آن که بپرهیزد به رویش از بدى عذاب روز قیامت) و تقدیر این آیه چنین است: (آیا حال آن که عذاب خداوند را برویش دفع مى‏کند مثل حال کسى است که با ایمان آمده و آتش را نخواهد دید؟) و این که (بوجهه- به رویش) گفته شده چون عزیز- ترین اعضاء بدن انسان چهره اوست.

و نیز چنین معنى کرده ‏اند: آیا آن که به روى در آتش افکنده مى ‏شود؟

پس اولین عضوى که آتش را ملاقات مى‏ کند چهره کافر است. و این سخن عطا مى‏ باشد.

و معنى (یتقى) پرهیز مى ‏کند در این آیه عبارت از: (نگهدارد) مى- باشد.

وَ قِیلَ لِلظَّالِمِینَ ذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْسِبُونَ‏ (و گفته مى‏شود به ستمکاران بچشید آن چه که بودید به دست مى‏آوردید) تا در مقابل گناهانى که انجام داده‏اید مجازات شوید.

سپس خداوند از امثال این کافران در امتهاى گذشته خبر داده و میگوید:

کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ‏ (تکذیب کردند آنان که پیش از ایشان بودند) به آیات خداوند و منکر شدند رسولان او را (فَأَتاهُمُ الْعَذابُ‏ (پس بیامدشان عذاب) به شتاب‏ مِنْ حَیْثُ لا یَشْعُرُونَ‏ (از جایى که نمى‏دانستند) یعنى در حالى که‏ ایمن و غافل بودند.

نظم:

خداوند این جمله را (أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ) به ما قبل خود که شامل ادله توحید و عدل بود متصل ساخته که اگر انسان عاقل تفکر در آنها کند سینه‏اش گشاده شده و روانش با حاصل شدن یقین اطمینان یافته و آرام گردد.

و نیز این جمله را (اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ) به‏ (فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ) پیوسته است تا معلوم گردد که (حدیث نیکوتر) قرآن بوده و سزاوارتر از همه براى پیروى است، اینها گفتار «ابو مسلم» مى‏باشد.

و نیز این جمله‏ (أَ فَمَنْ یَتَّقِی بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ) مربوط مى‏گردد به ما قبل خود بنا به تقدیر این جمله (پس کسى که هدایت نشود به هدایت خداوند، هرگز هدایت نخواهد شد، چگونه به رهنمایى دیگرى هدایت گردد آن که به روى در آتش خواهد افتاد) یعنى در آن اقامت خواهد داشت.

ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج‏۲۱

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *