حکایات كشف الأسرار و عدة الأبراركشف الاسرار و عدة الأبرار

حکایت حضرت عيسى (ع) و سياحى کردن او كشف الاسرار و عدة الأبرار

روايت كرده‏ اند كه عيسى (ع) سياحى كردى. وقتى در بيابانى ميشد، باران در ايستاد، خود را جاى پوشش طلب كرد نيافت، روباهى را ديد كه از زخم باران در سوراخ خويش ميشد، عيسى بگريست گفت: يا رب جعلت لهذا الثعلب كنّا و لم تجعل لى! بار خدايا اين روباه را جاى پوشش و آرامگاه دادى اين ساعت و مرا ندادى! وحى آمد كه يا عيسى ميخواهى جايى كه بدو باز شوى؟ گفت خواهم، گفت در اين وادى شو كه آنچه ميخواهى يابى، عيسى در وادى شد، پيرى را ديد كه در نماز بود، آن پير چون عيسى را بديد، نماز خويش تمام كرد. آن گه بدست اشارت كرد كه ما ذا تريد؟ چه ميخواهى؟

عيسى گفت مرا باران گرفت، جايى طلب كردم كه بدو باز شوم. اينجايم نشان دادند، پير خطى گرد خود در كشيده بود و در آن دايره نماز ميكرد و هيچ قطرة باران بوى نميرسيد. عيسى را گفت: قدم در اين دايره نه تا باران بتو نرسد. هم چنان كرد، پير بسر نماز باز شد. عيسى در كار آن پير تأمل ميكرد و باران كه بوى نمى‏رسيد از آن تعجب همى كرد. چون سلام باز داد گفت: يا شيخ ما قصتك؟

قصه خويش بگو و از حال خويش مرا خبر ده پير گفت: من وقتى گناهى كردم، اكنون چهل سال است تا از آن گناه توبه ميكنم و از حق تعالى عذر مى‏خواهم. عيسى گفت: آن چه گناهست؟ پير گفت: گناهى كه اللَّه تعالى بر من بپوشيد و ستر كرد تو چه پرسى از آن؟ من آن گناه با كس نگويم مگر كه پيغامبرى را بينم از پيغامبران خداى و با وى بگويم. عيسى گفت: پس من پيغامبر خدايم عيسى مريم- با من بگوى! گفت: اى عيسى وقتى بر درگاه ربّ العزّة فضولى كرده‏ام. كارى را كه اللَّه تعالى خواسته بود و رانده و كرده، گفتم ليته لم يكن، فانا استغفر اللَّه منه منذ اربعين سنة. فارسل عيسى عينيه بالدّموع فقال: انّى ارى اخى هذا يستغفر من ذنب لم يخطر لى ببال.

كشف الأسرار و عدة الأبرار رشيد الدين ميبدى سورة مريم آیه 16-38

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=