حکایات كشف الأسرار و عدة الأبراركشف الاسرار و عدة الأبرارمطالب برگزیده كشف الأسرار و عدة الأبرار

دعوى پيغمبرى دو كذّاب بروزگار رسول خدا(ص)كشف الاسرار و عدة الأبرار

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً اين آيه به مدينه فرو آمد در شأن مسيلمة بن حبيب الكذّاب ابو المنذر الحنفى. كافران او را رحمن تهامه مى‏ خواندند. دو كس فرستاد از مردمان خويش برسول خدا (ص). رسول ايشان را گفت:«ا تشهد أن مسيلمة نبى»؟ فقالا: نعم. فقال (ص): «لو لا ان الرّسل لا تقتل لضربت اعناقكما».

دو كذّاب خاستند بروزگار رسول خدا، و دعوى پيغامبرى كردند: يكى كذّاب يمامه، مسيلمه، و ديگر كذّاب صنعا، اسود العبسى. رسول خدا گفت: در خواب مرا چنان نمودند كه دو سوار زرين در دست من بودى، و من در آن غمگين و اندوهگن گشته. وحى آمدى بمن كه باد در آن دم. باد در آن دميدمى، و هر دو از من بپريدندى. پس من تأويل نهادم كه: آن هر دو دست او رنجن زرين آن دو كذّاب اند كه من در ميان ايشان بودم، و در روزگار ايشان: يكى كذاب يمامه، و ديگر كذاب صنعا. قتاده گفت: اين آيت در شأن هر دو كذاب فروآمد.

وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ‏ اين يكى عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح القرشى است از بنى عامر بن لوى هام شيره عثمان عفان، لختى از قرآن و وحى بنوشت با ملاء رسول خدا (ص)، و گاه گاه از خواتيم آيت كه نامهاى خداوند است عز و جل، چيز چيز تبديل ميكرد. «عَزِيزٌ حَكِيمٌ» «عليم حكيم» مينوشت،و آنچه باين ماند، و رسول خدا (ص) آن را ميديد و خاموش ميبود، و تغيير نميكرد.

عبد اللَّه بسكوت رسول (ص) بشك افتاد در ايمان خويش، كه اگر راست ميگويد كه وحى است چرا تغيير نمى‏ فرمايد چون مى‏ بيند كه من تبديل ميكنم؟ و ذلك انّه كان (ص) اميّا لا يكتب. پس مرتد شد، و به مكه بازگشت و گفت: «سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ».من قرآن فرو فرستم يعنى گويم، چنان كه اللَّه فرو فرستاد.

و گفته ‏اند كه چون اين آيت آمد كه: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ‏ رسول خدا املا ميكرد، و وى مينوشت. چون اينجا رسيد كه: ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ عبد اللَّه تعجّب كرد از تفضيل خلقت آدمى بر آن ترتيب و بر آن نظم، و از سر آن تعجب گفت: «فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ». رسول خدا (ص) گفت:«اكتبها فهذا نزلت».عبد اللَّه آن ساعت بشك افتاد، گفت: لئن كان محمّد صادقا، لقد اوحى الىّ كما اوحى اليه، و لئن كان كاذبا لقد قلت كما قال، و از آن پس كافر گشت و بمكّه باز شد.

رسول خدا (ص) وى را گفت:«لا تقبله الارض»، فقال ابو طلحة: اتيت الارض التي مات فيها، فوجدته منبوذا، فقلت: ما شأن هذا؟ فقالوا: دفناه فلم تقبله الارض.

 

كشف الأسرار و عدة الأبرار رشيد الدين ميبدى سوره الانعام‏ آیه 93-99

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=