الصافات - ترجمه مجمع البیان

ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره الصافّات‏ 31 الی 40

[سوره الصافات (37): آيات 31 تا 40]

فَحَقَّ عَلَيْنا قَوْلُ رَبِّنا إِنَّا لَذائِقُونَ (31)

فَأَغْوَيْناكُمْ إِنَّا كُنَّا غاوِينَ (32)

فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ (33)

إِنَّا كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ (34)

إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ (35)

وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ (36)

بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ (37)

إِنَّكُمْ لَذائِقُوا الْعَذابِ الْأَلِيمِ (38)

وَ ما تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (39)

إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (40)

ترجمه:

31- پس گفتار پروردگارمان بر ما راست آمد زيرا كه ما چشنده ‏ايم.

32- پس شما را گمراه ساختيم زيرا كه خود گمراه بوديم.

33- در نتيجه آن روز ايشان همه در عذاب شريكند.

34- البتّه ما با گنهكاران همچنين ميكنيم.

35- زيرا كه ايشان چنين بودند زمانى كه بايشان ميگفتند كه كلمه توحيد را بر زبان رانيد تكبّر ميورزيديد.

36- و ميگفتند آيا براى سخن شاعرى ديوانه خدايان خويش را رها كنيم.

37- بلكه محمد” ص” حق را آورد و پيغمبران را تصديق كرد.

38- البتّه شما مشركان شكنجه دردناك را خواهيد چشيد.

39- و شما را جز در مقابل آنچه ميكرديد جزا نميدهد.

40- مگر بندگان خدا كه پاكانند.

تفسير:

تمام اين آيات حكايت از كفّاريست كه گفتند و نيست ما را بر شما سلطه و غلبه سپس گفتند: فَحَقَّ عَلَيْنا قَوْلُ رَبِّنا يعنى لازم شد بر ما قول پروردگارمان به اينكه ما ايمان نمى ‏آوريم و بر كفر خواهيم مرد يا واجب شد بر ما عذابى كه آن را مستحق شديم بر كفر و فريبمان‏ إِنَّا لَذائِقُونَ‏ بدرستى كه ما چشنده عذاب هستيم يعنى ما آن را احساس ميكنيم چنانچه احساس طعام را بسبب ذائقه و چشيدن مينمائيم سپس اعتراف ميكنند به اينكه ايشان اغوا كردند آنان را به آنكه گفتند فَأَغْوَيْناكُمْ‏ يعنى ما ايشان را از حق گمراه كرديم و به باطل‏ دعوت نموديم‏ إِنَّا كُنَّا غاوِينَ‏ يعنى ما داخل در گمراهى و فريب دادن بوديم.

و بعضى گفته ‏اند: يعنى ما شما را نااميد كرديم ما البتّه از نااميدها بوديم‏ فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ يعنى بدرستى كه ايشان در اين روز فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ‏ در عذاب و شكنجه مشترك هستيم، و اشتراك ايشان اجتماع آنهاست در عذاب، و مقصود اينكه اين تخاصم و دشمنى سودى بحالشان ندارد هر گاه پيروان و مريدان با مردان و متبوعين خود در آتش تمامى جمع شوند پيروان بسبب پذيرفتن كفر و مردان بوسيله دعوت بكفر كردن و فريب كاريشان. إِنَّا كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ‏ ابن عباس گويد: يعنى آنهايى كه براى خدا انبازها و شريكها قرار دادند.

و بعضى گفته ‏اند: يعنى ما مانند آنچه با اين گروه كرديم با گنه‏كاران- خواهيم نمود، سپس خداوند سبحان بيان نمود كه او ايشان را براى خاطر اين كار عذاب نمود.

إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ‏ كه هر گاه به ايشان گفته ميشود خدايى جز خداى جهان نيست آنها سركشى ميكردند از قبول توحيد. وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ‏ و ميگفتند آيا ما براى سخن شاعرى ديوانه خدايان خود را واگذاريم.

ابى مسلم گويد: يعنى از اين سخن ناراحت ميشوند و اهانت ميكنند به پيامبرى كه ايشان را بتوحيد ميخواند، و ميگويند ما پرستش بتها را براى گفته شاعرى ديوانه يعنى پيغمبر (ص) كه ما را بخلاف عبادت بتها دعوت ميكند رها نميكنيم، پس خداوند اين گفته ايشان را بر آنها رد كرد، و آنان را تكذيب‏ نمود به اينكه گفت: بَلْ جاءَ بِالْحَقِ‏ يعنى او شاعر و ديوانه نيست بلكه او چيزى آورده از دين حق و قرآن كه عقلها آن را مى‏پذيرد. وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ‏ يعنى آنچه كه پيامبران از بشارتهايشان بدين اسلام و قرآن درست آوردند حق و راست است.

و بعضى گفته‏ اند: يعنى تصديق رسالت و پيامبرى ايشان را به اينكه آورد به مانند آنچه كه آنها آوردند از دعوت بتوحيد و بعضى هم گفته‏ اند: يعنى تصديق رسالت و پيامبرى ايشان را نمود، سپس كفّار را خطاب نموده و گفت:

(إِنَّكُمْ) البتّه شما اى گروه مشركان‏ لَذائِقُوا الْعَذابِ الْأَلِيمِ‏ هر آينده چشنده عذاب دردناك هستيد بر كفرتان و بر اينكه نسبت شاعرى و ديوانگى بپيامبر داديد. وَ ما تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‏ و پاداش داده نميشويد مگر آنچه را كه كرده‏ايد يعنى بر حسب و اندازه اعمالتان، سپس جدا نمود از گروه مخاطبين عذاب شده و گفت:

إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ‏ مگر بندگان پاك خدا كه عبادت را براى جدا خالص نموده و او را در تمام اوامر اطاعت كردند، پس ايشان عذاب را احساس نمى‏كنند، بلكه نائل بثواب ميشوند.

ترجمه تفسير مجمع البيان، ج‏20

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=