عبادت حضرت داوود(ع) كشف الأسرار و عدة الأبرار
داود (ع) شبى از شبها با خود گفت: لاعبدنّ اللَّه عبادة لم يعبده احد بمثلها- امشب خداى را جل جلاله عبادتى كنم و خدمتى آرم كه مثل آن در زمين هيچ كس نكرده و چنان عبادت و خدمت نياورده.
اين بگفت و بر كوه شد تا عبادت كند و تسبيح گويد، در ميانه شب وحشتى بوى درآمد، اندوهى و تنگى بدل وى پيوست، رب العالمين آن ساعت كوه را فرمود تا انس دل داود را با وى بتسبيح و تهليل مساعدت كند، چندان آواز تهليل و نغمات تسبيح از كوه پديد آمد كه آواز داود در جنب آن ناچيز گشت، داود آن ساعت با خود ميگويد: كيف يسمع صوتى مع هذه الاصوات- از كجا شنوند و چون شنوند آواز و تسبيح داود در ميان اين آوازهاى عظيم كه از كوه روان گشته و بقدرت اللَّه سنگ بى جان بى زبان فرا سخن آمده!
تا درين سخن بود و انديشه، فريشته اى آمد از آسمان و بازوى داود بگرفت و او را برد بدريا، فريشته پاى بر دريا زد و دريا از هم شكافته شد تا بزمين رسيد كه در زير درياست، فريشته پاى بر ان زمين زد تا شكافته گشت و بحوت رسيد كه زير زمين است، و فريشته پاى بر وى زد تا صخره پيدا گشت كه زير حوت است، فريشته پاى بر ان صخره زد شكافته شد، كرمكى خرد از ميان صخره بيرون آمد و كانت تنشز،
فقال له الملك: يا داود انّ ربك يسمع نشيز هذه الدودة فى هذا الموضع- اى داود خداوند شنو اى دانا از وراء هفت طبقه آسمان نشيز اين كرمك كه درين موضع است مى شنود، آواز تو در ميان آواز سنگ و كوه چون نشنود؛ تا ترا مى بايد گفت: كيف يسمع صوتى مع هذه الاصوات!
قوله: وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ- يقال: كان الحديد فى يده كالطين المبلول و كالعجين و الشمع و كان يسرد الدروع بيده من غير نار و لا ضرب بحديد.مفسران گفتند.
كشف الأسرار و عدة الأبرار رشيد الدين ميبدى سوره سبا آیه ۱-۱1