ابكشف الاسرار و عدة الأبرار

معجزه حضرت موسی علیه السلام  سوره اعراف

 

وهب منبه گفت: فرعون موسى همان فرعون بود كه بروزگار يوسف خاسته بود. چون يوسف (ع) از دنيا بيرون شد و اسباط برسيدند و هيچ نماندند، و نسل و نژاد ايشان بسيار شد، فرعون بر ايشان مستولى گشت، و ايشان را ببندگى و خوارى بر خدمت و بر كار خود داشت، و بر ايشان خراج و جزيت نهاد، و از آن روز باز كه يوسف در مصر شد و اين وليد مصعب در مصر فرعون بود، تا آن روز كه موسى برسولى در مصر شد چهار صد سال بود، و فرعون همان فرعون بود بر ايشان غالب گشته و قوت گرفته و دعوى خدايى كرده. چون موسى گفت: من رسول خداام بتو، و بيّنت و معجزت دارم بدرستى نبوت‏ خويش، فرعون جواب داد: إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ‏ فى دعوتك.

اگر راست مى‏ گويى كه پيغامبرم نشانى بيار. موسى را عصا در دست بود، گفت: ما هذه بيدى؟

اين چيست كه بدست دارم؟ فرعون گفت: هذه عصا. چوبى است. موسى از دست بيفكند عصا چنان كه اللَّه گفت: فَأَلْقى‏ عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ‏ مارى نر گشت آن عصا اژدهايى بزرگ آشكارا و روشن، كه در آن هيچ گمان نبود كه ما راست دهن باز كرده، و روى بفرعون نهاده، و بنهيب همى رود تا قصر و تخت وى فرو برد. فرعون چون آن بديد از سرير خويش بخوارى و بيم بيفتاد و بگريخت، و به پليدى خود آلوده گشت. و آن مار قصد مردمان همى كرد كه خدمتكاران وى بودند. همه بفرياد آمدند. قومى هم بر جاى بمردند از بيم، و قومى بگريختند. آخر فرعون گفت: يا موسى! خذها و أنا او من بك و ارسل معك بنى اسرائيل. موسى برگرفت و عصا گشت چنان كه بود.

پس فرعون گفت: هل معك آية اخرى؟ هيچ آيت ديگر هست با تو كه نشان صدق تو باشد؟ موسى گفت: آرى نشان ديگر دارم. دست زير بازوى خود گرفت و آن گه بيرون كشيد، اينست كه اللَّه گفت: وَ نَزَعَ يَدَهُ‏ اينجا در سخن اختصار است، كه اين نزع پس از ضمّ بوده است، كه اوّل ضمّ بود چنان كه گفت: وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‏ جَناحِكَ‏ چون دست از زير بازوى خود بيرون كشيد، آن را ديد سفيد تابنده و روشن، يقول اللَّه تعالى: فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ‏ اى لها شعاع يغلب الشمس. ثم ردّها الى جيبه او تحت ابطه فعادت يده كما كانت، فدلّ على انه آية و معجزة.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=