مراتب سالكين و سفرهاى آنان ترجمه بیان السعاده فى مقامات العباده سلطان محمد گنابادی«سلطانعلیشاه»
مراتب سالكين و سفرهاى آنان
بدان كه آيهى شريفه اشاره به مراتب سالكين و سفرهاى آنان مىكند، چه سفر سالكين اگر چه حدّ و نهايتى ندارد، لكن بر حسب امّهات و اصول محصور در چهار سفر است.
چنانچه مكرّر اين مطلب را از نظرتان گذرانده ايم: سفر اوّل سفر از خلق به حقّ است و در اين سفر انانيّتى كه ناشى از خلق است شكسته مى شود به نحوى كه نسبت فعل به نفس سالك باقى نمى ماند، بلكه فعل را از فاعل مى بيند كه در وجود او ظاهر است، و در اينجا كه سفر او از خلق به حقّ پايان مى پذيرد.
بعد از اين سفر، سفر دوّم است كه از حقّ به سوى حقّ است، در اين سفر انانيّت او كه عبارت از رؤيت وجود به جهت ذات وجود و رؤيت ذات خود مى باشد شكسته مى شود و مادامى كه ذات او باقى است سفر او از حقّ به حق است و عبد و بندهى خدا نيست.
چون نوعى انانيّت در او باقى است، وقتى كه اين سفر به آخر رسيد به نحوى كه براى او ذات و اثرى از ذاتش باقى نماند عبد خدا شده و از ذاتش فانى مى گردد.
و بعد از اين سفر، سفر او در حقّ است.
پس اگر عنايت الهى او را درك كرده و بعد از فنا ابقا نمود نيكوكار، محسن، فاعل خوبى ها و خيرات مى شود، چون كار او در سفر اوّل و دوّم به واسطهى بقاى انانيّت به طور مطلق خير و خوب نبود.
و در سفر سوّم (سفر در حقّ) ديگر كار او از خودش نيست تا اينكه فاعل و انجام دهندهى كارى باشد، ولى در سفر چهارم كه همان سفر به سبب حقّ در خلق است سالك داراى انانيّت به واسطه انانيّت خدا و فاعليّت به سبب فاعليّت خدا مى شود، كار او خير و خوبى مطلق مى گردد و به اين چهار سفر خداى تعالى در اين آيه اشاره كرده است.
ترجمه بیان السعاده فى مقامات العباده سلطان محمد گنابادی«سلطانعلیشاه»سوره الحج39-78