الجاثیه - ترجمه مجمع البیان

ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره الجاثيه 26 الی 37

[سوره الجاثية (45): آيات 26 تا 30]

قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (26)

وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ (27)

وَ تَرى‏ كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى‏ إِلى‏ كِتابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (28)

هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (29)

فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ (30)

ترجمه آيات:

26- بگو: خداوند شما را زنده ميسازد و سپس شما را مى‏ميراند، و آن گاه در روز قيامت گردتان خواهد آورد، روزى كه در آن شكّى نيست، ولى بيشتر مردم نميدانند.

27- ملك آسمان‏ها و زمين از آن خدا است، و در آن روز كه ساعت قيامت بر پا شود، طرفداران باطل زيان بينند.

28- و خواهى ديد در آن روز هر ملّتى در حالى كه نيم خيز نشسته‏اند بسوى پرونده اعمالشان فراخوانده ميشوند، و هر كدام به مكافات عملتان- خواهيد رسيد.

29- اينست پرونده ما بحقّ براى شما سخن ميگويد، ما در دنيا اعمال شما را ثبت و ضبط مى‏نموديم.

30- امّا آنان كه ايمان آورده عمل نيكو انجام داده‏اند خداوند آنان را در رحمت خود داخل كرده، اينست آن رستگارى آشكار.

(پنج آيه است)

قرائت آيات:

يعقوب «كل امه تدعى الى كتابها» بفتح لام قرائت كرده است و بقيّه برفع خوانده‏اند.

دليل قرائت:

دليل نصب آنست كه بدل است از كلّ اوّل، و در دوّمى روشنى، و توضيحى است كه در اوّلى نيست، زيرا در دوّمى سبب نيم خيز شدن بيان شده است، و لذا جايز است كه دوّمى را بدل اوّلى بگيريم و «تدعى» در موضع نصب است بنا بر حاليت، يا بنا بر آنكه مفعول دوّم باشد بنا بر تفصيل معنى ترى.

معنى آيات:

سپس خداوند بزرگ در پاسخ سخن كفّار پيامبرش (ص) را مورد خطاب قرار داده ميفرمايد:

(قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ) يعنى: بگو اى محمّد خداوند در دنيا شما را زنده ميكند، زيرا غير از او كسى قدرت ندارد كسى را زنده كند، چون تنها خداوند است كه ذاتا قادر است.

(ثُمَّ يُمِيتُكُمْ) و سپس بهنگام پايان يافتن اجلهايتان شما را مى‏ميراند (ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ) و آن گاه شما را برانگيخته دوباره زنده ميكند و در روز قيامت جمع ميكند.

(لا رَيْبَ فِيهِ) روزى كه در آن شك نيست، زيرا دليل و برهان براى اثبات آن آمده است، و علّت اينكه استدلال شده است به زنده كردن در دنيا آنست كه هر كس يك وقت بتواند كسى را زنده كند، در هر وقت ديگر هم ميتواند، و هر كس از اين عمل وقتى با نبودن موانع عاجز باشد در هر وقت ديگر نيز عاجز خواهد بود.

(وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) ولى همه مردم چون در اين باره دقت نميكنند اين معنى را درك نميكنند.

(وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) خدا مالك آسمانها و زمين است و قدرت دارد كه مردگان را برانگيخته دوباره زنده كند.

(وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ) طرفداران باطل كه از حق و حقيقت رويگردان هستند، و كارهاى باطل انجام ميدهند جانها، و زندگى خود را در دنيا از دست داده، روز قيامت زيانكارند، و جز عذاب دائمى حاصلى از عمر خود نخواهند داشت.

(وَ تَرى‏ كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً) ابن عبّاس گويد: يعنى: روز قيامت هر امّتى را خواهيد ديد كه تكيه بر رانهاى خود زده و نشسته ‏اند.

و از مجاهد و ضحّاك و ابن زيد نقل شده است يعنى: بحالت نيم خيز آن گونه كه مدّعى در پيشگاه قاضى مى‏نشيند خواهند نشست.

بعضى گفته‏اند كه اينگونه نشستن مخصوص كفّار است.

و بعضى ديگر گفته‏اند كه اين حالت خصوصيتى ندارد، و كفّار و مؤمنين‏ همگى با همين حال در انتظار حساب خواهند نشست.

(كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى‏ إِلى‏ كِتابِهَا) يعنى: هر امّتى فراخوانده خواهد شد بسوى پرونده اعمالش كه در دنيا براى او فراهم آمده است، بعضى هم گفته‏اند هر امّتى بسوى كتابى كه بر پيامبرشان نازل شده است فراخوانده ميشوند، تا از آنان جويا شوند كه با اين كتاب چگونه رفتار نموده‏اند؟

(الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) و به آنان گفته ميشود كه امروز به مكافات اعمالتان خواهيد رسيد.

(هذا كِتابُنا) يعنى: اين پرونده‏اى كه فرشتگان كاتب اعمال شما برايتان تهيّه ديده‏اند.

(يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ) يعنى اين كتاب و اين پرونده بحقّ بر زبان شما گواهى خواهد داد، يعنى: اين پرونده چنان توضيح داده است كه گويا زبان دارد، و با شما سخن ميگويد.

(إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) يعنى: ما در دنيا دستور ميداديم حافظان اعمال شما تمامى كارهاى شما را بنويسند، و استنساخ يعنى: فرمان به نوشتن نسخه مثل استكتاب كه بمعنى فرمان به نوشتن كتاب است.

و بقول ابن عبّاس منظور از كتاب لوح محفوظ است كه آنچه از خير و شرّ در آن باشد بر آن گواهى خواهد داد[1] و بنا بر اين معنى نستنسخ- چنين خواهد شد كه حافظان اعمال از خازنان لوح محفوظ ميخواهند كه‏ نسخه‏اى از آنچه كه درباره بندگان پيش خود تدوين شده دارند به آنان بدهند.

(فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ) منظور از رحمت بهشت و پاداش اخروى است.

(ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ) يعنى: اينست آن رستگارى آشكار.

[سوره الجاثية (45): آيات 31 تا 37]

وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَ فَلَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى‏ عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَ كُنْتُمْ قَوْماً مُجْرِمِينَ (31)

وَ إِذا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ السَّاعَةُ لا رَيْبَ فِيها قُلْتُمْ ما نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلاَّ ظَنًّا وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ (32)

وَ بَدا لَهُمْ سَيِّئاتُ ما عَمِلُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ (33)

وَ قِيلَ الْيَوْمَ نَنْساكُمْ كَما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا وَ مَأْواكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ (34)

ذلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ غَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا فَالْيَوْمَ لا يُخْرَجُونَ مِنْها وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ (35)

فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ (36)

وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (37)

ترجمه آيات:

31- اما آنان كه كافر شدند، آيا نشانه ‏هاى من براى شما خوانده نميشد؟ امّا شما سركشى كرديد، و مردمى گنهكار بوديد.

32- و هر گاه گفته شود وعده خدا حقّ است، و در ساعت قيامت شكى نيست، ميگويند چه ميدانيم ساعت قيامت چيست؟ ما جز گمان چيزى نميدانيم‏ و يقين نداريم.

33- و زشتى اعمالشان براى ايشان ظاهر گرديد و آنچه كه مسخره- اش ميكردند بر آنان قرار گرفت.

34- و گفته ميشود كه امروز شما را فراموش خواهيم نمود، همانگونه كه شما رسيدن بچنين روزى را فراموش كرده بوديد، و منزلتان جهنّم است و هيچ ياورى نخواهيد داشت.

35- بدان جهت كه آيات الهى را بباد مسخره گرفته‏ايد، و زندگى دنيا شما را فريب داده، امروز از جهنّم بيرون نخواهند شد، و از آنان هم عذر خواهى نميشود.

36- سپاس خداى را كه پروردگار آسمانها و پروردگار زمين، و پروردگار جهانيان است.

37- و در آسمانها و زمين عظمت ويژه او است، و او است پيروز و فرزانه‏

(هفت آيه است)

قرائت آيات:

حمزه بتنهايى «و السّاعة» بنصب خوانده است، ديگران به رفع خوانده ‏اند.

دليل قرائت:

ابو على گويد: رفع دو وجه دارد:

1- اينكه «و السّاعة» از ما قبلش بريده شده است، و جمله‏اى بر جمله قبلى عطف شده است.

2- اينكه حمل شود بر محلّ انّ و عاملى كه در آن عمل نموده است و محلّ هر دو رفع است.

و امّا نصب «و السّاعه» حمل ميشود و بر لفظ انّ و محلّ لا ريب فيها رفع است بنا بر آنكه در موضع خبر انّ است، و گويى همان اسم انّ تكرار شده است مثل آنكه گفته شده است «و السّاعة حقّ» زيرا «لا ريب فيها» بمعنى حق است.

ابو الحسن گويد: رفع از نظر معنى بهتر است، و هر گاه بعد از خبر انّ اسمى معطوف پيدا شود رفع آن در كلام عرب بيشتر است، و مؤيّد اين تركيب است اين آيه: «إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» كه «و العاقبة» برفع خوانده شده است، بنا بر استيناف.

معنى آيات:

آن گاه خداوند بدنبال وعده‏هاى بهشت به وعده عذاب پرداخته ميفرمايد:

(وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَ فَلَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى‏ عَلَيْكُمْ) يعنى: بآنان گفته ميشود آيا برهانها و دليلهاى ما را از كتاب ما بر شما نخوانده اند.

(فَاسْتَكْبَرْتُمْ) يعنى: از پذيرفتن آن تكبّر نموديد.

(وَ كُنْتُمْ قَوْماً مُجْرِمِينَ) مجرمين بمعنى كافرين است همانگونه كه در جاى ديگر از قرآن آمده است: «أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ»[2] وفاء در «أَ فَلَمْ تَكُنْ» دلالت بر جواب محذوف امّا.

(وَ إِذا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ) يعنى: آنچه را كه خداوند وعده فرموده است بناچار خواهد شد.

(وَ السَّاعَةُ لا رَيْبَ فِيها) يعنى: و شكى در رسيدن ساعت قيامت نيست‏

 (قُلْتُمْ ما نَدْرِي مَا السَّاعَةُ؟) يعنى: شما كفّار منكر قيامت شده گفتيد:

نميدانيم قيامت چيست؟

(إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا) يعنى: ما تنها گمانى ميبريم و در آن شك داريم.

(وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ) و يقين بآن نداريم.

(وَ بَدا لَهُمْ سَيِّئاتُ ما عَمِلُوا) يعنى: پاداش گناهانى كه انجام دادند براى آنان ظاهر شد.

(وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ) يعنى بسزاى مسخره كردنهاى خود رسيدند[3].

(وَ قِيلَ الْيَوْمَ نَنْساكُمْ) يعنى شما را در عذاب رها ميسازيم.

(كَما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا) از ابن عبّاس نقل شده يعنى همانگونه كه شما خود را براى امروز آماده نساختيد.

و بعضى گفته‏اند: يعنى: همانگونه كه شما روز قيامت را بدست فرا- موشى سپرديد، ما نيز شما را بدست فراموشى سپرده در عذاب، باقى ميگذاريم.

(وَ مَأْواكُمُ النَّارُ) يعنى: قرارگاه شما جهنّم است.

(وَ ما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ) يعنى: ياورانى نداريد كه عذاب الهى را از شما دور سازند.

(ذلِكُمْ) يعنى اينكه ما بر سرتان آورديم.

(بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آياتِ اللَّهِ هُزُواً) يعنى: شما آيات الهى را بمسخره گرفتيد.

(وَ غَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا) يعنى: دنيا شما را با زينتهاى خود فريب‏ داده شما نيز فريب خورديد.

(فَالْيَوْمَ لا يُخْرَجُونَ مِنْها) يعنى: امروز از جهنّم بيرون نخواهند شد اهل كوفه غير از عاصم «يخرجون» بفتح خوانده‏اند، همانگونه كه در «يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ» كه بعضى يخرجوا را بفتح خوانده‏اند.

(وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ) يعنى از آنان پوزش و معذرت طلب نخواهد شد. زيرا ديگر وقت تكليف سپرى شده است و توبه و عذر خواهى مربوط به عالم تكليف است.

و بعضى هم گفته‏اند يعنى: از آنان پوزش پذيرفته نخواهد شد.

سپس خداوند بزرگ عظمت خود را يادآور شده ميفرمايد:

(فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ) يعنى سپاس تمام و كمال و ثنائى كه هيچ ثناى ديگر با آن برابرى نخواهد داشت ويژه پروردگار بزرگى است كه آسمانها و زمين را آفريده تدبير آنان را فرموده، و جهانيان را نيز آفريده است.

(وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ) يعنى: براى خداوند سلطنت پيروزمندانه و عظمت آشكار و بزرگى و رفعتى است شايان.

(فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) واحدى غير از او شايسته سلطنت در آسمانها و زمين نيست و در حديث قدسى آمده است خداوند بزرگ ميفرمايد:

«كبرياء رداء و عظمت لباس من است، هر كس در اين دو خصلت با من نزاع كند او را در آتش جهنّم خواهم افكند».

(وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) در جلالت خود عزيز و پيروز است، و در افعال خود حكيم و فرزانه است، و برخى گفته‏اند: يعنى خداوند در انتقام‏گيرى، از كافران پيروز است، و در آنچه كه نسبت به مؤمنين و نيكان انجام ميدهد حكيم و دانا است.

______________________________

[1] تفسير ابن عبّاس صفحه 311( هذا كِتابُنا) يعنى ديوان الحفظة كه منظور از آنان پرونده اعمالى است كه انسان در دنيا انجام داده است.

[2] سوره القلم 68 آيه 35.

[3] ممكن است به اين معنى باشد بآن جهنّم و عذابى كه آن را مسخره ميكردند رسيدند( مترجم)

ترجمه تفسير مجمع البيان، ج‏22

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=