وصف پس از مرگ كشف الاسرار و عدة الأبرار
رسول خدا (ص) شنيدم كه گفت:«انّ الرّوح اذا خرج من جسده، و اتى عليه سبعة ايّام، يقول:يا ربّ ائذن لى حتّى انظر الى جسدى».
گفتا: چون جان پاك از آلايش بشريّت مرغ وار از قفص خاك بيرون آيد، و سوى عالم علوى قصد آشيان عزّت كند، چون بر آن مركز خويش قرار گيرد، و يك هفته بر آيد، از خالق دستورى خواهد تا آن منزل خاصّ خويش را باز بينم، و حال وى باز دانم.
دستورى يابد، آن جان پاك بخاك در آيد، و از دور بقالب خويش نگه كند، آن را نه برنگ خود بيند، و نه بر حال خود، آب بيند كه از چشم در ايستاده بجاى روشنايى، و از دهن در ايستاده بجاى گريانى. بزارد و بنالد و بگريد، و باز گردد تا هفته ديگر، پس ديگر بار دستورى خواهد، آيد، و جسد خود را بيند، در آن لحد تاريك، بزارى زار آن آب همه صديد شده، و بوى بگشته، از نخستين بار بيشتر گريد، و زارتر بود.
پس برود و به هفته ديگر باز آيد. خورنده بيند براست و چپ روى وى، و آن جمال و كمال خلقت وى همه ديگرگون گشته. خورنده از چشم بيرون ميآيد، و در بينى ميشود، و از بينى بيرون ميآيد، و در دهن ميشود.
آن گه جان بفرياد آيد، و گويد: آه صرت جيفة قذرة! كجا است آن قدّ و بالاى تو كجاست آن جمال و كمال تو؟ كجاست آن صورت زيباى تو؟ كجاست آن محاسن نورانى تو؟ كجاست آن گفت دلرباى تو؟ كجااند عيال و فرزندان تو؟ كه از بهر ايشان بار كشيدى، و رنج بردى، تا به بينند حال و جاى تو، و عبرت گيرند بكار تو.
اين املك الطّويل؟و حرصك الشّديد؟ اين منزلك العمران؟ اين ما جمعت من حلال و حرام؟ اين اخوانك و رفقاؤك؟ اين من كنت تفخر بهم؟ تركوك فى لحدك وحيدا، بين التّراب و الدّود، لو نظروا عليك كما نظرت لتركوا الدّنيا و بكوا على انفسهم ايّام حياتهم! فالويل لى و لك الى يوم القيامة من الملك الجليل، و ديّان يوم الدّين! فعليك السّلام، فليتنى لم ارك و لم ترنى.
ثمّ انقلب عنه و مضى. پس راوى خبر گفت و اللَّه اعلم: فهذا احوالنا و مردّنا و مصيرنا، و انّا للَّه و انّا اليه راجعون.
كشف الاسرار و عدة الأبرار النساء 77-81