كشف الاسرار و عدة الأبرارمعانی الفاظ در قرآن كشف الاسرار و عدة الأبرار

فرشتگان وقضاء الهی كشف الاسرار و عدة الأبرار

چنانك گفت جلّ جلاله: «لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ»، در خبرست كه ده فريشته بر وى گمارد: يكى بر راست، يكى بر چپ، يكى در پيش، يكى در قفا، دو بالاى سر، دو بر چشم، دو بر دهن، اين ده فريشته گماشتگان حق‏اند نگهبانان‏ بنده از بدها و آفتها، اين فريشتگان روزند چون شب در آيد بآسمان باز شوند و ده ديگر بجاى ايشان باز آيند.

و فى ذلك ماروى ابو هريرة قال قال رسول اللَّه (ص):- يتعاقبون فيكم ملائكة باللّيل و ملائكة بالنّهار و يجتمعون فى صلاة الفجر و صلاة العصر، ثمّ يعرج الّذين يأتوا فيكم، فيسئلهم ربّهم كيف تركتم عبادى؟ فيقولون تركناهم و هم يصلّون.

اگر كسى گويد معلوم است كه فريشتگان قضاء اللَّه را رد نتوانند، پس بودن فريشتگان و بنده چه فايدت كند؟- جواب آنست كه قضاء اللَّه بر دو قسم است: قضاء لازم و قضاء جايز.

قضاء لازم آنست كه ربّ العزّه تقدير كرد و حكم راند كه از آسمان فرو آيد و ناچار ببنده رسد، فريشتگان اين حكم را دفع نتوانند كرد و نه بهيچ فعل‏ از افعال بنده از خيرات و صدقات اين قضا بگردد و فريشتگان بنده را باين قضا باز گذارند، چنانك در خبر است:«فاذا جاء القدر خلوا بينه و بينه»،امّا قضاء جايز آنست كه: قضى مجيئه و لم يقض حلوله وقوعه بل قضى صرفه بالتّوبة و الدّعاء و الصّدقة و الحفظة، و از اينجا گفته‏اند: «الصدقة ترد البلاء».

قضاء لازم آنست كه ربّ العزّه تقدير كرد و حكم راند كه از آسمان فرو آيد و ناچار ببنده رسد، فريشتگان اين حكم را دفع نتوانند كرد و نه بهيچ فعل‏ از افعال بنده از خيرات و صدقات اين قضا بگردد و فريشتگان بنده را باين قضا باز گذارند، چنانك در خبر است:«فاذا جاء القدر خلوا بينه و بينه»،امّا قضاء جايز آنست كه: قضى مجيئه و لم يقض حلوله وقوعه بل قضى صرفه بالتّوبة و الدّعاء و الصّدقة و الحفظة، و از اينجا گفته ‏اند: «الصدقة ترد البلاء».

و در روزگار عيسى (ع) مردى گازر جايى بگذشت، عيسى درو نگرست، بديده معجزت آن قضاء جايز بديد كه روى بوى نهاده، عيسى گفت اين مرد همين ساعت از دنيا برود، ساخته باشيد تا بر وى نماز كنيم، آن گازر رفت بشغل خويش و آن ساعت در گذشت و گازر باز آمد، حواريان گفتند يا نبىّ اللَّه آن ساعت گذشت و مرد زنده است حكم تو از كجا بود، عيسى (ع) آن مرد را پرسيد كه اين ساعت چه خير كردى؟ گفت دو درويش را ديدم گرسنه و دو قرص داشتم بايشان دادم، گفت از آن پس چه ديدى؟ گفت پشته‏اى كه داشتم در ميان آن مارى سياه بود از آنجا بيرون آمد بندى محكم بر دهن وى نهاده، عيسى گفت آن قضاء جايز بود صدقه آن را بگردانيد. و ربّ العزّه در ازل همين حكم كرده كه چون بنده صدقه دهد بلا از وى بگرداند، و يشهد كذلك قصّة يونس (ع).

كشف الأسرار و عدة الأبرار رشيد الدين ميبدى سورة الرعد آیه 8-16

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=