ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره ص ۶ الی ۱۰

[سوره ص (۳۸): آیات ۶ تا ۱۰]

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى‏ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هذا لَشَیْ‏ءٌ یُرادُ (۶)

ما سَمِعْنا بِهذا فِی الْمِلَّهِ الْآخِرَهِ إِنْ هذا إِلاَّ اخْتِلاقٌ (۷)

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی بَلْ لَمَّا یَذُوقُوا عَذابِ (۸)

أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَهِ رَبِّکَ الْعَزِیزِ الْوَهَّابِ (۹)

أَمْ لَهُمْ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما فَلْیَرْتَقُوا فِی الْأَسْبابِ (۱۰)

ترجمه:

و رفتند گروهى از ایشان که بروید و صبر کنید بر خدایان خویش، همانا این چیزیست خواست شده.

ما نشنیده ‏ایم این را در ملت آخر، نیست این مگر دروغ ساختنى.

آیا نازل شده است بر او ذکر از میان ما، بلکه ایشان در شک هستند از ذکر من، بلکه هنوز نچشیده ‏اند عذاب مرا.

یا که در نزد ایشان خزینه ‏هاى رحمت پروردگارت بود که عزیز و بخشاینده است.

یا براى ایشان است ملک آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است؟، پس بالا روند در اسباب.

شرح لغات:

انطلاق- به آسانى راه رفتن را گویند و لذا گفته مى‏شود: (طلاقه الوجه) یعنى خوشرویى و (طلاقه الخلق) یعنى خوش خویى‏ اختلاق- این کلمه با (افتراء) از نظر مقصود یکسان است.

ارتقاء- به معنى صعود به بلندى با طىّ درجات مى‏باشد اسباب- جمع سبب است، و فرق میان (سبب) و (علت) در اصطلاح متکلمان آن است که (علت) ذاتا موجب چیزى و (سبب) صفتا موجب چیزى مى ‏باشد.

اعراب‏

أَنِ امْشُوا– کلمه (ان) در اینجا به معنى (مفسّره است) که معنى چنین مى ‏شود (این که بروید). و «زجاج» گوید: تقدیر چنین است (بان امشوا) به این که به این سخن بروید.

تفسیر:

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ‏ (و رفتند گروهى از ایشان) این سخن پایان حکایت کافران است که قبلا یاد آورى شد، و اکنون بزرگان و اشراف ایشان مى ‏روند تا بگویند:

أَنِ امْشُوا (که بروید) یعنى برخى به برخ دیگرشان گفتند: بروید وَ اصْبِرُوا عَلى‏ آلِهَتِکُمْ‏ (و صبر کنید بر خدایان خویش) یعنى ایشان از مجلس «ابو طالب» خارج شده و مى‏گفتند: ثابت باشید بر خدایانتان و بر دین خود صبر کنید و در راه آن مشقات را تحمل کنید، گفته‏اند که گوینده این سخن «عقبه بن ابى معیط» بود.

إِنَّ هذا (بدرستى که این) که از زیاد شدن اصحاب «محمد» (ص) مشاهده مى‏کنیم:

لَشَیْ‏ءٌ یُرادُ (چیزیست که اراده شده) یعنى کارى است که بر ما اراده و خواسته شده است.

برخى گفته‏اند مقصود این است که: این فساد در زمین است که بزودى نابود شده و خلاص خواهیم شد.

و نیز گفته شده که: این امرى است که براى از میان رفتن نعمت و نزول شدت بما وارد شده است، چه این که اعتقاد داشتند اگر در عبادت بت‏ها و خدایانشان کوتاهى و متارکه کنند، قحط و شدت بر ایشان نازل مى‏ شود.

و نیز خداوند از قول ایشان نقل مى ‏کند که گفتند:

ما سَمِعْنا بِهذا (نشنیده‏ایم به این) که بخواند «محمد» (ص) ما را به سوى توحید و این که غیر از (اللَّه) را ترک کنیم! فِی الْمِلَّهِ الْآخِرَهِ (در ملت آخر) «ابن عباس» گوید: منظورشان «نصرانیان» است که آخرین ملتها بودند و گوید: که نصرانیان اهل توحید نبودند چه این که مى‏گفتند خداوند (سومین سه گانه است) برخى گفته‏اند: منظور از ملت آخر خود «قریش» مى‏باشد، یعنى این سخن را از ملت این زمان نشنیده‏ایم. و این نظر «مجاهد و قتاده» است.

«حسن» گوید: یعنى ما نشنیده‏ایم در آخر الزمان چنین چیزى بوجود خواهد آمد.

إِنْ هذا (نیست این) که محمد (ص) مى ‏گوید، إِلَّا اخْتِلاقٌ‏ (مگر دروغ ساختنى) سپس کافران منکر مى‏ شوند که از میان ایشان تنها محمد (ص) به نزول قرآن و نبوت اختصاص داشته باشد و مى‏ گویند:

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنا (آیا نازل شده است ذکر بر او از میان ما) یعنى چگونه قرآن بر محمد نازل شده در حالى که از نظر سن و سال از ما بزرگتر نیست و از حیث شرف از ما برتر نمى‏باشد.

بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی‏ (بلکه ایشان در شک هستند از ذکر من) یعنى ایشان را بر این سخن وا نمى‏دارد مگر این که شک مى‏کنند در ذکر من که به رسولم نازل کرده ‏ام‏

بَلْ لَمَّا یَذُوقُوا عَذابِ‏ (بلکه هنوز نچشیده‏اند عذاب مرا) و این سخن، هشدارى است بر ایشان، و مقصود این است که ایشان به زودى عذاب مرا خواهند چشید.

سپس خداوند از انکار نبوت ایشان پاسخ گفته و مى ‏فرماید:

أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَهِ رَبِّکَ‏ (یا نزد ایشان است خزینه‏ هاى رحمت پروردگارت) یعنى آیا کلیدهاى نبوت و رسالت مگر به دست ایشان است تا هر جا که بخواهند بگذارند؟!، یعنى نبوت به دست ایشان نبوده بلکه به دست خداوند است که:

الْعَزِیزِ (عزیز) است در ملکش‏ الْوَهَّابِ‏ (بخشاینده) است، یعنى بخششها و عطایاى او زیاد بوده و طبق مصالح، به هر که بخواهد مى‏دهد، و از بندگانش هر که را بخواهد به پیامبرى انتخاب مى‏کند. و این، مانند قول خداوند است که مى‏فرماید: (وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى‏ عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِینَ)، «و همانا به حقیقت برگزیدیم ایشان را با علمى بر جهانیان- دخان- ۳۲».

أَمْ لَهُمْ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما (یا بر ایشان است ملک آسمانها و زمین و میان آن دو) تا مهیا شده و خداوند را از مرادش مانع شوند!.

فَلْیَرْتَقُوا (پس بالا روند) یعنى اگر چنین ادعایى دارند پس بالا بروند.

فِی الْأَسْبابِ‏ (در اسباب) یعنى در درهاى آسمان و راههاى آن. از «مجاهد و قتاده».

برخى گفته ‏اند: مراد از اسباب حیله‏ها مى‏باشد، یعنى در اسباب رسیدن به آسمانها حیله کنند تا وحى را بیاورند و آن که مى‏خواهند براى آن.

انتخاب کنند

.

ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج‏۲۱ 

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *