نماز حضرت علی (ع) كشف الأسرار و عدة الأبرار
و در آثار بيارند كه على ع در بعضى از آن حربهاى وى تيرى بوى رسيد چنانك پيكان اندر استخوان وى بماند جهد بسيار كردند جدا نشد گفتند تا گوشت و پوست بر ندارند و استخوان نشكنند اين پيكان جدا نشود، بزرگان و فرزندان وى گفتند اگرچنين است صبر بايد كرد تا در نماز شود، كه ما وى را اندر ورد نماز چنان همى بينيم كه گويى وى را از اين جهان خبر نيست.
صبر كردند تا از فرائض و سنن فارغ شد و بنوافل و فضائل نماز ابتدا كرد، مرد معالج آمد و گوشت بر گرفت و استخوان وى بشكست و پيكان بيرون گرفت و على اندر نماز بر حال خود بود. چون سلام نماز باز داد گفت- درد من آسانتر است.
گفتند- چنين حالى بر تو رفت و ترا خبر نبود- گفت اندر آن ساعت كه من بمناجات اللَّه باشم اگر جهان زير و زبر شود يا تيغ و سنان در من ميزنند مرا از لذت مناجات اللَّه از درد تن خبر نبود.
و اين بس عجيب نيست كه تنزيل مجيد خبر ميدهد از زنان مصر كه چون زليخا را بدوستى يوسف ملامت كردند زليخا خواست كه ملامت را بر ايشان غرامت كند ايشان را بخواند و جايگاهى ساخت و ايشان را بترتيب بنشاند و هر يكى را كاردى بدست راست و ترنجى بدست چپ داد،چنانك گفت جل و علا وَ آتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً چون آرام گرفتند، يوسف را آراسته آورد و او را گفت بريشان برگذر- اخْرُجْ عَلَيْهِنَ برون شو بريشان.
چون زنان مصر يوسف را با آن جمال و كمال بديدند در چشم ايشان بزرگ آمد فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ، همه دستها ببريدند و از مشاهده جمال و مراقبت كمال يوسف از دست بريدن خود خبر نداشتند.
کشف الأسرار و عده الأبرار رشید الدین میبدى سوره بقره آیه ۳۰-۳۳