توبه بهلول ـ ترجمه بیان السعاده فى مقامات العباده سلطان محمد گنابادی«سلطانعلیشاه»
أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ: ظاهر متبادر اين است كه مقصود از فاحشه كارى باشد كه زشتى آن زياد است و مقصود از ظلم به نفس، مطلقا كار قبيح است، تا اينكه از قبيل ذكر عامّ بعد از خاصّ شود، يا اينكه مقصود از ظلم به نفس كارى است كه زشتى و قبح آن اندك باشد كه در اين صورت قسيم[11] فاحشه مىشود.
به نبىّ صلّى اللّه عليه و آله نسبت داده شده كه فاحشه را به زنا و ظلم به نفس را به ارتكاب گناه بزرگتر از زنا تفسير كرده است، و اينكه آيه در مورد جوانى نازل شده است كه هفت سال نبش قبر مىكرد تا اينكه قبر كنيزى از دختران انصار را نبش نمود و كفنش را گرفت و با او مجامعت كرد، پس شنيد صدا كننده اى از پشت سر او مىگويد: اى جوان واى بر تو از ديّان يوم الدّين، روزى كه من و تو را مى ايستاند، چنانكه مرا در بين لشگريان مردهها عريان ترك كردى، و مرا از قبرم بيرون آوردى و كفنهايم را بيرون كردى، و مرا گذاشتى كه براى حساب با حالت جنب بلند شوم، پس واى به جوانى تو از آتش.
پس جوان پشيمان شد، و خدمت نبىّ صلّى اللّه عليه و آله آمد در حالى كه گريه و زارى مىكرد، و هنگامى كه پيامبر حال او را پرسيد و به حال او آگاه شد او را از محضرش راند، پس جوان نااميد شد و به بعضى از كوهها خارج شد و به سوى خدا زارى و تضرّع كرد تا چهل روز تا اينكه خداوند قبول توبه او را نازل فرمود و اين آيه را بر پيامبرش نازل كرد. پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با اصحابش در طلب او بيرون آمدند، و پيامبر را به او راهنمائى كردند پس به سوى او آمد و به او نزديك شد و دستهايش را به گردن او انداخت و خاك را از سرش تكانيد و فرمود:
اى بهلول[12] مژده بده كه تو آزادشده خدا از آتش هستى.
ترجمه تفسير بيان السعادة فى مقامات العبادة، ج3 آل عمران ۱۳۵