حکایت عروج حضرت عیسی (ع)به آسمان تفسیرمجمع البیان
وَ مَكَرَ اللَّهُ: (خدا نيز مكر كرد) يعنى آنها را بر مكرشان مجازات نمود و مجازات بر مكر نيز مكر ناميده ميشود- در تفسير آمده كه چون قومش او را بيرون كردند پس از چندى با حواريان بسوى ايشان برگشت و آنها را بدين خود خواند و مردم بنى اسرائيل بقتل او كمر بستند و اسباب ريختن خونش را فراهم ساختند و اين بود مكر آنها و مكر خدا اين بود كه آن فردى را كه خواست مباشر قتل عيسى شود بصورت عيسى در آورد تا او را بجاى عيسى حساب كردند و بدارش آويختند و عيسى بآسمان رفت.
ابن عباس در اين باره گويد: چون شاه بنى اسرائيل تصميم بر كشتن عيسى گرفت عيسى بغرفه و بالا خانه خود رفت و جبرئيل او را از آنجا بآسمان برد شاه مردى ناپاك را بكشتن وى فرستاد و چون مرد وارد خانه عيسى شد خداوند او را شبيه عيسى كرد. وى چون عيسى را نيافت بيرون آمد تا بآنها خبر دهد كه عيسى در خانه نيست مردم پنداشتند كه عيسى است پس او را گرفتند و بدار زدند.
وهب گويد: عيسى را اسير كردند و دارى تعبيه نمودند تا بدارش آويزند فضا تاريك شد و خداوند فرشتگان را فرستاد تا بين او و مردم حائل شدند و عيسى را نديدند و بجايش يهودا را كه جاى عيسى را بآنها نشان داده بود گرفتند. باين ترتيب كه عيسى حواريان را در همانشب جمع كرد و وصيت خود بديشان باز گفت و خبر داد كه يكى از شما قبل از اذان بمن كافر خواهد شد و مرا ببهايى اندك خواهد فروخت. حواريان متفرق شدند. (عيسى بآسمان رفت). و يهود پى عيسى ميگشتند يكى از حواريان (يهوذا) نزد ايشان شد كه چند بمن مزد ميدهيد تا مكان عيسى را بشما بنمايم گفتند 30 درهم وى 30 درهم را بگرفت و جاى او را بآنها نشان داد و چون داخل خانه عيسى شد خداوند هم شباهت عيسى را بر او انداخت. و چون بيرون آمد كه بايشان خبر دهد عيسى در خانه نيست مردم او را عيسى پنداشتند و بدارش زدند. پس از 7 روز خداوند بعيسى فرمود:
بنزد مريم فرود آى تا حواريان جمع شوند و آنها را براى تبليغ باطراف فرستى. عيسى برگشت و كوه را نور فرا گرفت. حواريان گرد او جمع شدند و عيسى آنها را براى دعوت مردم باطراف پراكنده ساخت و دوباره عيسى را خدا بآسمان برد و اين شب همان شب است كه نصارى در آن دود و آتش ميافروزند. چون صبح شد حواريان هر كس بزبان آن مردمى كه از طرف عيسى مأمور تبليغ آنها بود سخن ميگفت و اينست معنى «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ».
ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی سوره آل عمران آیه38–58