طالوت _ ترجمه بیان السعاده فى مقامات العباده سلطان محمد گنابادی«سلطانعلیشاه»
طالوت
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ نقل است كه: نبوّت در فرزندان لاوى مستقر شده بود و ملك و پادشاهى در فرزندان يوسف، و در يك خانه نبوّت و پادشاهى جمع نشده بود. طالوت از فرزندان بنيامين بود و او را طالوت ناميده اند چون بلند قامت بود، به نحوى كه اگر مردى مى ايستاد و دستش را باز مىكرد و به بالا بلند مىكرد، به سر طالوت مىرسيد. برخى گفته اند او سقّا بوده و بعضى گفته اند دبّاغ بوده است.
علّت اين درخواست كه خداوند براى آنان پادشاهى بفرستد اين بود، كه بنى اسرائيل پس از موسى گناه مىكردند، و دين خدا را تغيير دادند، و از امر پروردگارشان سرپيچى كردند، و در بين آنان پيامبرى بود كه آنها را امر و نهى مىكرد و آنها اطاعت نمىكردند روايت شده است كه آن ارمياى پيامبر بود. پس خداوند جالوت را كه از قبط بود بر آنها مسلّط گردانيد، و او آنها را اذيّت كرد و مردانشان را كشت و از شهر و ديارشان بيرون راند، و اموالشان را گرفت، و زنهاشان را به بردگى و كنيزى گرفت، پس آمدند و به پيامبرشان پناه آوردند و گفتند: از خدا بخواه تا براى ما پادشاهى بفرستد. وقتى گفت خداوند طالوت را براى شما به عنوان پادشاه فرستاده انكار كردند و گفتند: او از اولاد بنيامين است و از بيت نبوّت نيست و از بيت ملك هم نيست، پس جائز نيست كه او بر ما سلطنت داشته باشد، زيرا ما از خانواده نبوّت و پادشاهى هستيم.
وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ و او وسعت در مال نيست و شرط سلطنت وسعت در مال است تا اين كه براى او ممكن باشد قيام به لوازم سلطنت، و اين نيز كنايه از يك راه ديگر است زيرا گفتند كه ما چون مال دنيا بسيار داريم مستحقّ پادشاهى هستيم نه طالوت كه مال ندارد.
قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ گفت: خدا او را بر شما برگزيد، البتّه اين يك جواب اجمالى است يعنى به پادشاهى رسيدن با مقياس و تدبير شما نيست، بلكه آن فضل و كرم است از خدا به هر كس كه بخواهد مىدهد.
و امّا جواب تفصيلى اين است كه پادشاه شايسته است جثّه بزرگى داشته باشد كه مردم از او بترسند، و علم زيادى داشته باشد كه به عاقبت امور نظر اندازد، و هر دو را خداوند به طالوت تفضّل نمود، وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ و سلطنت دادن به كسى موقوف بر آن نيست كه از خانواده مخصوصى (توانگر يا شاه) باشد، چنانچه شما گمان برديد، بلكه اقتضاى شرائط اعطاى پادشاهى به طالوت، موجود است و آن وسعتى است كه در علم و جسم دارد و همان موجب گزينش خداست، و مانع نيز مفقود است، زيرا مانعى كه تصوّر مىكنيد يا خارجى است، يا اين كه طالوت از خانواده پادشاهى نيست، يا توانگر نيست، يا خداى تعالى نمىداند كه او اهليّت پادشاهى دارد، در حالى كه هيچ كدام از اين موانع وجود ندارد. زيرا خداوند به هر كه بخواهد پادشاهى مىدهد بدون اين كه مانعى در راه باشد چه از خارج و چه از جانب كسى كه پادشاهى به او داده مىشود.
ترجمه تفسير بيان السعادة فى مقامات العبادة، ج3، بقره آیه ۲۴۷