حکایات كشف الأسرار و عدة الأبراركشف الاسرار و عدة الأبرار

حکایت مائده آسمانی حضرت عیسی علیه السلام كشف الاسرار و عدة الأبرار

أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ

قصه مائده آنست كه روايت كرده ‏انداز عطا بن ابى رباح عن سلمان الفارسى، گفتا: ايشان كه مائده خواستند حواريان بودند، و پنج هزار مرد ديگر از قوم عيسى با ايشان. عيسى ايشان را روزه فرمود سى روز روزه داشتند، آن گه بعد از آن مائده خواستند، گفتند: يا عيسى! انا لو عملنا لاحد فقضينا عمله لاطعمنا طعاما، و انا صمنا و جعنا، فادع اللَّه ان ينزل علينا مائدة من السماء. عيسى بسان زاهدان جبه‏ اى در پوشيد از موى گوسفند بافته، و بمحراب عبادت شد دست بر هم نهاده و سر در پيش افكنده، و بر قدم تواضع بايستاده، و گريستن در گرفته، همى گويد: «اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ».

چون عيسى دعا كرد سفره‏اى سرخ رنگ از آسمان فرو آمد در ميان ميغ، بالاى آن ميغ، وزير آن ميغ، همچون مرغى پرنده از هوا درآمد، همه در آن مى‏ نگريستند، چشمها در آن اعجوبه خيره بمانده، و هواء عالم از آن مائده خوشبوى گشته، و عيسى زبان شكر بگشاده كه: «اللهم اجعلنا لك من الشاكرين. اللهم اجعلها رحمة، و لا تجعلها عذابا.اللهم اسئلك من العجائب فتعطينى. اللهم اعوذ بك ان تكون انزلتها غضبا و زجرا. اللهم ربنا اجعلها عافية و سلاما، و لا تجعلها مثلة». همى آمد تا پيش عيسى بزمين رسيد.

عيسى و حواريان بسجود درافتادند، و جهودان در آن عجائب مى ‏نگرستند، و از حسد ميگداختند، و انكار مى ‏نمودند. عيسى در آن نگرست. دستار خوان ديد بر سر آن فرو گرفته. عيسى گفت: كيست از ما پرهيزگارتر و پاك‏تر و در عبادت خداى تعالى تمامتر؟! شمعون الصفاء كه مهتر حواريان بود گفت: انت اولى بذلك يا روح اللَّه و كلمته.

عيسى وضو تازه كرد، و دو ركعت نماز كرد با خضوع و خشوع و با گريستن بسيار، آنكه گفت: بسم اللَّه خير الرازقين، و دست فرا كرد، دستار خوان از سر آن باز گرفت، ماهى بريان كرده ديد، ماهى فربه نيكو خوشبوى بى‏ خار و بى‏ فلوس، ماهيى كه طعم همه خوردنيها در آن موجود بود، دسته هاى تره بيرون از گندنا گرد آن نهاده و در سر و پاى آن نمك و سركه نهاده. ديگر پنج رغيف ديد و پنج انار بر آن نهاده، بر يك رغيف زيتونى نهاده، و بر ديگرى عسل، و با سوم روغن گاو، و با چهارم پنير، و با پنجم قديد.

شمعون گفت: يا روح اللَّه! امن طعام الدنيا هذا ام من طعام الآخرة؟ اين از طعام دنيا است يا از طعام آخرت؟ عيسى گفت: نه از طعام دنيا نه از طعام آخرت.

طعامى است كه رب العزة بكمال قدرت خويش و بجلال عزّ خويش نوآفريد، چنان كه خواست آن را كه خواست، و كس را نيست و نرسد كه چون و چرا كند، و از وى واخواست كند، بيش ازين مپرسيد، و بخوريد آنچه خواستيد، تا خداى شما را نعمت خويش و فضل خويش بيفزايد. حواريان گفتند: يا روح اللَّه! اگر از اين اعجوبه‏ كه پيدا آمد آيتى ديگر بنمايى امروز نيكوتر بود. عيسى گفت: «يا سمكة احى باذن اللَّه» اى ماهى زنده شو بفرمان خداى. ماهى زنده گشت، و بر خود بجنبيد، هم بر آن صفت كه در ميان آب بود. قوم فراهم آمدند، و از آن حال بترسيدند، و كراهيت نمودند.

عيسى گفت: شما چه قوم ‏ايد كه آيات و عجائب درخواهيد! آن گه چون پديد آيد از آن كراهيت نمائيد! ما اخوفنى عليكم ان تعاقبوا و تعذبوا. سخت مى‏ ترسم بر شما از عذاب و عقوبت. يا سمكة! عودى كما كنت باذن اللَّه. فعادت السّمكة مشويّة كما كانت. گفتند: يا روح اللَّه تو اوليتر كه ابتدا كنى، و ازين مائده بخورى. عيسى گفت: معاذ اللَّه كه من خورم، بلكه آن كس خورد كه طلب كرد و خواست. حواريان بترسيدند، گفتند: نبايد كه فرو آمدن اين مائده عقوبت و مثلت را است و سخط اللَّه. و هيچ از آن بنخوردند.

پس عيسى درويشان را و عاجزان و نابينايان و بيماران و مجذومان و ديوانگان و بلا رسيدگان را بخواند و گفت: «كلوا من رزقكم الذى رزقكم ربكم، و ادعوه ان يشقيكم، فانه ربكم، و احمدوه فيكون لكم المهنّأ و لغيركم البلاء». ايشان درافتادند هزار و سيصد مرد و زن ازين درويشان و بيماران و بلا رسيدگان، و بخوردند.همه از گرسنگى سير گشتند، و از بيمارى شفا يافتند، و از عيبها و بلاها پاك گشتند.

عيسى پس از آن در آن سفره نگريست، هم بر آن صفت ديد كه از آسمان فرو آمده بود هيچ نقصان در وى نيامده. و گويند هر درويش كه آن روز از آن مائده بخورد توانگر گشت، كه تا زنده بود نيز درويش نگشت، و هر بيمار كه از آن بخورد تا زنده بود بيمار نگشت، پس آن سفره برسان مرغى بر پريد، هوا گرفت و بآسمان باز شد، و ايشان در آن مينگرستند، تا از چشم ايشان غائب گشت.

حواريان چون آن حال ديدند پشيمان گشتند، و تحسّر خوردند، بعد از آن چهل روز آن مائده پيوسته گشت، هر روز بامداد فرو آمد و خاص و عام و درويش و توانگر و بيمار و تندرست از آن ميخوردند، و باز ديگر بآسمان باز ميشد، تا رب العزة بعيسى وحى فرستاد كه: اجعل مائدتى و رزقى للفقراء دون الاغنياء. اين مائده من و روزى كه از آسمان فرو فرستادم تا درويشان خورند نه توانگران.

پس اين حال بر توانگران صعب آمد، و فتنه و شك در دلهاى ايشان افتاد، و ديگران را نيز بشك افكندند و گفتند: أ ترون المائدة حقا تنزل من السّماء؟ عيسى گفت: اكنون كه فتنه در دل خود راه داديد و بشك افتاديد، عذاب را ساخته باشيد، و رب العزّة بعيسى وحى فرستاد كه من با ايشان شرط كرده ‏ام كه هر آن كس كه كافر شود بعد از نزول مائده، او را عذاب كنم، فلذلك قوله: فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ‏.

عيسى گفت خداوندا! بندگان تواند: «إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ». پس از آن رب العالمين عذاب فرو گشاد و سيصد و سى و سه مرد را از ايشان ممسوخ كرد، خنازير گشتند، شب در خانه خويش با اهل و عيال خفته و بامداد خوكان بودند. در مزبلها ميگشتند، و نجاسات و قاذورات ميخوردند.

عيسى ايشان را ديد، يكان يكان مى‏ شناخت، و ميگفت: تو فلانى، و نام تو فلان. ايشان ميگريستند و بسر اشارت ميكردند، و عيسى ميگفت: «قد كنت احذركم عذاب اللَّه».

پس عيسى از خداى درخواست تا ايشان را هلاك كند، بعد از سه روز هلاك گشتند، و كس جيفه ايشان باز نديد. اين آن مثلات است كه رب العزة امت محمد (ص) را بدان مى‏ ترساند، ميگويد: وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ‏.

سوره مائده آیه 112كشف الاسرار و عدة الأبرار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=