عِبادُ الرَّحْمنِ ـ كشف الاسرار و عدة الأبرار
وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً….
جابر بن عبد اللَّه گفت:پيش امير المؤمنين على (ع) حاضر بودم كه مردى آمد به نزديك وى و پرسيد كه يا امير المؤمنين: وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً نزول اين آيت در شأن كيست؟ و ايشان چه قومند كه رب العالمين ايشان را باخلاق پسنديده و خصال ستوده ياد كرد، و آن گه بخصائص قربت و لطايف كرامت مخصوص كرد و طرف و غرف در جنّات النّعيم ايشان را نامزد كرد؟ جابر گفت آن ساعت على روى وامن كرد و گفت:
«يا جابر! تدرى من هؤلاء؟
هيچ دانى كه ايشان كه اند و اين آيت كجا فرود آمد؟
گفتم: يا امير المؤمنين: نزلت بالمدينة، بمدينه فرو آمد اين آيت گفت: «نه يا جابر كه اين آيت بمكه فرو آمد. يا جابر! الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً بو بكر بو قحافه است او را حليم قريش مى گفتند در بدو كار كه رب العزّه او را بعزّ اسلام گرامى كرد، او را ديدم در مسجد مكه از هوش برفته از بس كه كفّار بنى مخزوم و بنى اميه او را زده بودند، و بنو تيم از بهر او خصومت كردند با بنى مخزوم، او را بخانه بردند هم چنان از هوش برفته. چون با هوش آمد مادر خود را ديد بر بالين وى نشسته، گفت: يا امّه اين محمد (ص)؟ اى مادر محمد كجاست و كار وى بچه رسيد؟ پدرش بو قحافه گفت: و ما سؤالك عنه و لقد اصابك من اجله ما لا يصيب احدا لاجل احد؟ اى پسر چه جاى آنست كه تو از حال محمد پرسى و دل بوى چنين مشغول دارى؟ نهبينى كه بر تو چه ميرود از بهر وى؟ اى پسر نمى بينى بنو تيم كه بتعصّب تو برخاسته و ميگويند اگر تو از دين محمد باز گردى و بدين پدران خويش بازآيى ما ثار تو از بنى مخزوم طلب كنيم و ايشان را به پيچانيم و كم آريم تا تشفّى تو پديد كنيم. ابو بكر سخت حليم بود و بردبار و متواضع سر برداشت و گفت: اللّهم اهد بنى مخزوم لا يعلمون، يأمروننى بالرجوع من الحقّ الى الباطل. رب العزه او را بستود در آن حلم و وقار و سخنان آزادوار و در حقّ وى گفت:
الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً.
يا جابر! وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً سالم است مولى بو حذيفه كه همه شب در قيام بودى متعبد و متهجد، وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ الآية ابو ذر غفارى است كه پيوسته با بكا و حزن بودى از بيم دوزخ و از آتش قطيعت تا رسول خدا او را گفت:
«يا با ذر! هذا جبرئيل يخبرنى انّ اللَّه تعالى اجارك من النار»،
وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا الآيه ابو عبيده جراح است، انفق ماله على نفسه و على اقربائه، فرضى اللَّه فعله، وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ الآيه على بن ابى طالب است كه هرگز بت نپرستيد و شرك نياورد و هرگز زنا نكرد و قتل بناحق نكرد، وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل است:
خطاب بن نفيل درعى بفروخت پس پشيمان شد سعيد را گفت: تو دعوى كن كه آن درع جدّ مرا بود عمرو بن نفيل و خطاب را در آن حقّى نه تا ترا رشوتى دهم سعيد گفت: مرا برشوت تو حاجتى نيست و دروغ گفتن كار من نيست. فرضى اللَّه فعله، وَ الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ الآيه سعد بن ابى وقاص است وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا الآيه عمر خطاب است. ايشان را جمله باين صفات ستوده و اخلاق پسنديده كه نتايج اخلاق مصطفى (ص) است، ياد كرد.
كشف الأسرار و عدة الأبرار، ج7،سوره فرقان 73 ـ 63