حديثى در احوال مردم در آخر زمان ترجمه بیان السعاده فى مقامات العباده سلطان محمد گنابادی«سلطان علیشاه»
حديثى در احوال مردم در آخر زمان
قمّى گفته: ابن عبّاس گفت: ما با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حجّ گزارديم، آن حجّة الوداع بود، پس حلقهى درب كعبه را گرفت، سپس رويش را به سوى ما گردانيد و فرمود: آيا به شما از علامت قيامت خبر ندهم، در آن روز نزديكترين مردم سلمان قدّس سرّه بود، كه گفت: بلى يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله.
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: از علامات قيامت است از بين رفتن نمازها، پيروى از شهوات، تمايل به هوا و هوسها، تعظيم صاحبان ثروت و فروختن دين به دنيا، در آن هنگام است كه قلب مؤمن در داخل بدنش ذوب مىشود، همانطور كه نمك در آب ذوب مىشود، اين بدان جهت است كه مؤمن منكر را مى بيند و نمى تواند آن را تغيير دهد.
سلمان عرض كرد: يا رسول اللّه اين مطلب محقّق خواهد شد؟
فرمود: بلى، سوگند به كسى كه جانم به دست او است يا سلمان اين مطلب محقّق شدنى است.
اى سلمان در آن هنگام است كه اميران و پادشاهانى ستمگر بر مردم مسلّط مى شوند، وزيران فاسق، عارفانى ظالم و ستمگر و امانتدارهاى خاين بوجود مى آيند.
سلمان عرض كرد: يا رسول اللّه اين مطلب محقّق شدنى است؟
فرمود: بلى، سوگند به كسى كه جانم به دست او است.
يا سلمان در آن هنگام است كه منكر معروف و معروف منكر مىشود، خائن امين محسوب شده و امين خيانت مىكند، راستگو مورد تكذيب و دروغگو مورد تصديق قرار مىگيرد.
سلمان عرض كرد: يا رسول اللّه اين امور حتما محقّق مىشود؟
فرمود: بلى سوگند به كسى كه جانم در دست او است. يا سلمان در آن هنگام است كه زنها امارت و حكومت مىكنند، كنيزان مورد مشورت قرار مىگيرند، كودكان بر منبرها مىنشينند، دروغ ظرافت و خوب شمرده مىشود، زكات غرامت و ضرر و مال خدا غنيمت به حساب مىآيد.
و مرد بر پدر و مادرش ستم مىكند و به دوستش خوبى مىكند و ستارهى دنبالهدار طلوع مىنمايد.
سلمان عرض كرد: اين امور حتما واقع مىشوند؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: قسم به كسى كه جانم در دست قدرت او است بلى واقع مىشود.
يا سلمان در آن وقت است كه زن در تجارت با همسرش مشاركت مىكند، باران كم مىشود و خشكسالى پيش مىآيد، كريمان به غيظ و غضب مىآيند، مرد تهى دست مورد تحقير قرار مىگيرد پس در آن هنگام بازارها نزديك هم مىشوند، چه اين يكى مىگويد من چيزى نفروختهام، آن ديگرى مىگويد: من چيزى سود نبرده ام، پس نمى بينى مردم را مگر در حال مذمّت كردن خدا.
سلمان عرض كرد: اين مطلب محقّق مىشود يا رسول اللّه؟
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: سوگند به كسى كه جانم به دست او است آرى.
يا سلمان در آن هنگام اقوامى پديد مىآيند كه اگر سخن بگويند كشته مىشوند، اگر سكوت كنند آنها را از بيخ و بن مى كنند و خونشان را حلال مى شمارند تا به اموال آنها دست يازند و مصادره كنند، به ناموس آنها تجاوز نمايند، خون آنها را بريزند، دلهاى آنان را از رعب و هراس پر كنند، پس آن اقوام را نمى بينى مگر در حال ترس و رعب و وحشت.
سلمان عرض كرد: اين مورد محقّق مى شود يا رسول اللّه؟ فرمود:
بلى سوگند به كسى كه جانم در دست قدرت اوست.
يا سلمان در آن هنگام چيزى از مشرق و چيزى از مغرب پشت سر امّت من مى آفريند، پس واى بر ضعيفان امّت من از دست آنها، واى بر آنها از جانب خدا، كه اينان نه به صغير رحم مىكنند، نه به بزرگ احترام مىگذارند، از هيچ كار بد و بدكار نمى ترسند، هيكل و قيافهى آنان قيافهى آدميان ولى دلهاى آنها دلهاى شياطين است، سلمان عرض كرد: يا رسول اللّه اين مطلب محقّق مىشود؟ فرمود: آرى سوگند به خدايى كه جانم در دست قدرت او است.
اى سلمان در آن هنگام مردها به مردها اكتفا مىكنند، زنها به زنها، با پسران ازدواج مىكنند همانطور كه با كنيز در خانهى پدر و مادرش ازدواج مىكنند، مردان به زنان شبيه مىشوند و زنان به مردان، صاحبان فرج و زنان سوار بر اسبان مى شوند، پس لعنت خدا بر اينگونه زنان از امّت من باد.
سلمان عرض كرد: آيا اين مطلب محقّق شدنى است يا رسول اللّه؟
رسول خدا فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم در قبضهى قدرت او است.
يا سلمان در آن زمان مسجدها را زينت مىكنند همانطور كه ديرها و كنيسه ها را زينت مى كنند، قرآنها به زيور آراسته مى شوند، منارهها بلند مى شوند، صفها زياد مى شوند با دلهايى كه نسبت به هم كينه و بغض دارند و زبانهاى مختلف.
سلمان عرض كرد: يا رسول اللّه اين معنا حتما واقع مىشود؟
فرمود: بلى سوگند به كسى كه جانم در دست قدرت او است، يا سلمان در آن زمان مردان امّت من با طلا خود را زينت مىدهند، حرير و ديبا مىپوشند، از پوست پلنگ لباس درست مىكنند.
سلمان عرض كرد: يا رسول اللّه اين معنا محقّق مىشود؟ فرمود:
آرى به خدا سوگند اى سلمان در آن زمان ربا آشكار مىشود و معامله ها به صورت مدّت دار به زيادتر از قيمت واقعى كالا و با رشوه واقع مى شود.
و دين پست مى شود و دنيا بالا مى رود. سلمان عرض كرد: يا رسول اللّه اين امور محقّق مى شود؟ فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، در آن زمان طلاق زياد مى شود و حدّى براى خدا اقامه نمى گردد، مردم در آن زمان به خدا ضرر نمى زنند، بلكه خود ضرر مىكنند.
سلمان عرض كرد: يا رسول اللّه اين مطلب حتما واقع مىشود؟
فرمود: آرى سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست.
اى سلمان در آن موقع خوانندهها و آلات طرب و موسيقى آشكار مىشود و بدترين امّت من پشت سر آنها مى آيند و دنباله رو آنان مى شوند.
سلمان عرض كرد: اين مطلب حتمى است يا رسول اللّه؟
فرمود: آرى سوگند به خدايى كه جانم در دست قدرت اوست، اى سلمان در آن زمان ثروتمندان امّت من براى تفريح به حجّ مىروند و متوسّطين آنان براى تجارت به حجّ مىروند.
فقراى امّت براى ريا و شهرت، در آن زمان اقوامى پديد مىآيند كه قرآن را براى غير خدا مى آموزند و آن را به صورت غنا مى خوانند، اقوامى دنبال فقه و علم براى خدا مى روند و اولاد زنا زياد مى شود، قرآن را با غنا مى خوانند، در طلب دنيا مسابقه مى گذارند و به آن تفاخر مى كنند.
سلمان عرض كرد: اين امور واقع مى شود يا رسول اللّه؟ فرمود:
آرى سوگند به كسى كه جانم در دست او است، اى سلمان اين امور در زمانى است كه پردهى حرمتها دريده شود، گناهان كسب و تحصيل گردد، اشرار و بدان بر خوبان مسلّط شوند، دروغ آشكار گردد، لجاجت و عناد ظاهر شود، فقر بسيار شود و مردم در لباس به همديگر مباهات و فخر نمايند، باران در غير وقتش بخواهند، نرد و شطرنج و آلات موسيقى را نيكو شمارند.
امر به معروف و نهى از منكر را بد بدانند تا جايى كه مؤمن در آن زمان ذليل تر از كنيز گردد، خوانندگان قرآن و عبادت كنندگان همديگر را ملامت كنند، كه اينان در ملكوت آسمانها بنام پليدىها و نجسها خوانده شوند.
سلمان عرض كرد: اين امور حتما واقع مى شوند يا رسول اللّه؟
فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم در دست اوست؛ اى سلمان در آن زمان ثروتمند جز از فقر نمى ترسد تا جايى كه سايل ما بين دو جمعه سؤال و درخواست مى كند كسى را پيدا نمى كند در دست او چيزى بگذارد، سلمان عرض كرد: يا رسول اللّه اين مطلب واقع مى شود؟ فرمود:
بلى سوگند به كسى كه جانم در دست اوست.
اى سلمان در آن زمان «رويبضه» سخن مىگويد، سلمان عرض كرد: يا رسول اللّه «رويبضه» چيست؟ پدر و مادرم فداى تو باد؟
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: او كسى است كه تاكنون سخن نمى گفت و در اين زمان در امر عموم سخن گويد، آن وقت است كه مردم درنگ نمى كنند مگر اندك تا وقتى كه زمين فرو رود فرو رفتنى و هر قوم و گروهى گمان مى كند زمين فقط در ناحيهى آنان فرورفته است.
پس آن مقدار كه خدا خواهد درنگ مى كنند تا درنگ آنان تمام مى شود و آن وقت زمين گنجهايش را يعنى طلا و نقرههايش را بيرون مى ريزد، سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با دستش به ستونها اشاره كرد و فرمود:
مانند اين، سپس در آن روز ديگر طلا و نقره نفعى نمىرساند.
ترجمه تفسير بيان السعادة فى مقامات العبادة، سوره محمد