حکایات كشف الأسرار و عدة الأبراركشف الاسرار و عدة الأبرار

حکایت «اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم»كشف الاسرار و عدة الأبرار

إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ

كلبى گويد: شأن نزول اين آيت استعاذت آن بود كه رسول خداى در مبدأ وحى روزى بر در كعبه ايستاده بود سوره و النّجم همى‏ خواند كافران مكّه بعضى حاضر بودند چون آنجا رسيد كه: «أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى‏» بر زبان وى برفت: تلك الغرانيق العلى منها الشّفاعة ترتجى، كفّار قريش آن از وى بشنيدند پنداشتند كه محمّد خدايگان ايشان را ستود شاديها كردند و ندانستند كه رسول خداى تعالى آنچ گفت بر سبيل انكار و استخفاف گفت يعنى كه لات و عزّى و مناة آن بزرگواران باشند كه بشفاعت ايشان اميد بايد داشت كلا و حاشا!!

لكن اهل مكّه پنداشتند كه محمّد (ص) آن سخن بحقيقت گفت شاد مى‏ بودند تا مصطفى (ص) سوره و النّجم بآخر برد، بآيت سجده رسيد خداى را جلّ جلاله سجود كرد و در كعبه گشاده بود برابر وى و در كعبه بتان نهاده، كافران پنداشتند كه محمّد (ص) خدايان ايشان را سجود كرد، ايشان نيز همه سجود كردند بر متابعت و موافقت وى، خبر در مكّه افتاد كه محمّد (ص) بدين ما باز آمد كه در ميان سوره‏اى كه مى‏ خواند بتان را ستود و بآخر سوره ايشان را سجود كرد، و خبر باطراف افتاد كه اهل مكّه در دين محمّد (ص) شدند و قرآن وى سماع كردند و خداى وى را سجود بردند و مسلمان شدند،

جبرئيل (ع) آمد و گفت اى محمّد آن سخن چه بود كه گفتى؟! كه خلقى از آن در غلط افتادند، رسول (ص) گفت‏ اى جبرئيل نمى‏بايست گفت آن سخن؟

جبرئيل گفت نه، كه آن ديو در افكند تا مردمان را در غلط افكند، رسول از آن اندوهگين شد، آيت آمد كه: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ» الآية …

رسول (ص) گفت اى جبرئيل و اگر ديو ازين پس چيزى در افكند من چه كنم؟

ربّ العالمين اين آيت استعاذت فرو فرستاد: «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ»- چون قرآن خواهى كه خوانى «اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم» بگوى تا اللَّه تعالى ديو از تو دور كند.

قال النّبي (ص): «ذكر اللَّه فى جنب الشيطان كالآكلة فى جنب ابن آدم»، و قرآن خواندن فاضلترين ذكرهاست، بس شيطان را از آن غيظ بيش آيد و وسوسه بيش كند ازين جهة باستعاذت آن را مخصوص كرد.

 

 

کلام شیطان در مورد «اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم»

«فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ» آن روز كه رايت جلال بسم اللَّه از مكمن غيب بيرون دادند و جبرئيل امين به محمّد عربى (ص) فرو آورد، گفت و گوى و جست و جوى در اهل آفرينش افتاد، آن زخم رسيده قهر ازل كه او را ابليس گويند ديدند در وجد آمده و مقهور سلطان سماع گشته!

گفتند اى مهجور مطرود ترا ازين خلعت و عزّ اين نام و عشق اين پيغام چه آگاهيست؟ گفت: آرى با آن مقتداى اهل سعادت چنين گفتند كه چون قصد خواندن كلام مجيد ما كنى بر سر كوى آن مهجور مطرود گذرى كن و بگوى: «اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم» ما را آن عز نه بس كه پرده دارى در گاه قرآن مجيد بما دادند؟ و ان شرف نه بس كه تا بقيامت خوانندگان قرآن نام ما در پيش ميدارند؟

 

«فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ»

در قرآن نظائر اين آيت فراوانند لختى بر شمريم: از سوره البقرة خوان: «أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ»: بيان استعاذت موسى كليم است، از سوره آل عمران خوان: «إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ»: قصّه حنه و مريم است دختر عمران بن ماثان، از سوره الاعراف خوان: «وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ»

خطاب با مصطفى (ص) است خاتم پيغمبران، از سوره هود خوان: «رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ»: قصه نوح است و پسر وى كنعان، از سوره‏ يوسف خوان: «قالَ مَعاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ»: قصه يوسف صدّيقست و برادران، از سوره مريم خوان: «إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا» حديث مريم است سيّده زنان آن زمان، از سوره المؤمنون خوان: «رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ»: نشان عنايت اللَّه تعالى است در حق دوستان، از سوره المؤمن خوان: «إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ»: داستان موسى است از شرّ فرعون بى عون، از سوره الدّخان خوان: «وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ»: قصّه بنى اسرائيل است و مؤمنان، از معوذتين خوان: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ‏- قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ»: استعاذت دوستانست و آشنايان و بازگشت ايشان بدرگاه خداوند جهان.

موسى گفت: «أَعُوذُ بِاللَّهِ» دو خلعت يافت: يكى قرب و مناجات‏ «وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا» ديگر از دشمن خلاص و نجات‏ «نَجَّيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ».

نوح گفت:«إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ» دو خلعت يافت: يكى سلام و تحيّت‏ «يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا»، ديگر بركات بر وى و بر ذرّيت‏ «وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ» يوسف صدّيق گفت «معاذ اللَّه» دو خلعت يافت: يكى حفظ و عصمت‏ «كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ» ديگر شرف اخلاص و تخصيص عبوديّت‏ «إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ».

مريم گفت‏ «إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ» دو خلعت يافت: يكى بشارت به عيسى روح اللَّه‏ «لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا» ديگر ديدار جبرئيل روح القدس‏ «إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ».

مصطفى (ص) گفت‏ «أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ» دو خلعت يافت: يكى رعايت و عصمت‏ «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»، ديگر كرامت شفاعت‏ «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‏».

سزد از خداوند كريم كار ساز بنده نواز نكو نام حليم كه چون بنده مؤمن گويد: «اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم» در حال او را از دشمن عصمت دهد كه مى‏گويد: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا» بدر مرگ بشارت دهد كه‏ «وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ» فردا بجنّت و زلفت رساند كه ميگويد: «وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ» بى واسطه و بى ترجمان سلام و تحيّت يابد كه مى‏گويد: «سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ»، هر آن بنده‏اى كه در همه حال‏ او را داند و او را خواند اللَّه تعالى در همه حال او را نوازد و كار وى سازد: «من كان للَّه كان اللَّه له».

كشف الاسرار و عدة الأبرار سورة النحل آیه 90-105

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=