آل عمران - كشف الاسرار و عدة الأبراركشف الاسرار و عدة الأبرار

كشف الأسرار و عدة الأبرار رشيد الدين ميبدى سوره آل عمران آیه 78- 73

14- النوبة الاولى‏

(3/ 78- 73)

قوله تعالى: وَ لا تُؤْمِنُوا استوار مگيريد إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ‏ مگر هم‏دينان خويش را، قُلْ إِنَّ الْهُدى‏ هُدَى اللَّهِ‏ گوى يا محمد (ص) كه: دين دين خدايست، و راه نمونى راه نمونى وى، أَنْ يُؤْتى‏ أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتِيتُمْ‏ استوار مگيريد كه هيچكس را آن دهند كه شما را دادند أَوْ يُحاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ‏ و استوار مگيريد كه ايشان فردا بنزديك خداوند شما حجّت آرند بر شما قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ‏ گوى يا محمد (ص) كه اين افزونى و برترى خلق را بر يكديگر بدست خداست، يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ ميدهد او را كه خود خواهد، وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ‏ (73) و خداى فراخ‏دار، فراخ‏بخش، فراخ‏توان است، بسزايها دانا.

يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ ميگزيند و شايسته ميسازد او را كه خود خواهد، وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ‏ (74) و اللَّه با فضل بزرگوارست.

وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ و از اهل كتاب كسى است كه اگر وى را استوار گيرى بقنطارى از مال، يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ‏ با تو دهد آن را، وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينارٍ و ازيشان كس است كه اگر او را استوار بگيرى بيكدينار، لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ‏ با تو ندهد آن را، إِلَّا ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً مگر بپاى بر ايستادن بر وى، ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا آن بآنست كه ايشان گفتند: لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ‏ در عرب و در كار عرب بر ما ملامت نيست و بزه و عتاب نيست، وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ‏ و بر خداى مى‏دروغ گويند وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‏ (75) و ميدانند كه دروغ ميگويند.

بَلى‏ چنين است كه من ميگويم، و چنان است كه مسلمانان ميگويند، مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ‏ هر كه باز سپارد پيمان خود را و راست باز آيد آن را، وَ اتَّقى‏ و بپرهيزد از كژى در آن و شكستن آن، فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ‏ (76) خداى دوست دارد پرهيزگاران را.

إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ‏ ايشان كه ميخرند، بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ‏ بفروختن پيمان خداى و سوگندان خويش، ثَمَناً قَلِيلًا بهاى اندك‏ أُولئِكَ‏ ايشانند، لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ كه ايشان را هيچ بهره نيك نيست در آن جهان‏ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ‏ و سخن نگويد خداى فردا با ايشان، وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ و با ايشان ننگرد روز رستاخيز. وَ لا يُزَكِّيهِمْ‏ و ايشان را از يك گناه بى گناه نكند، وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ‏ (77) و ايشان راست عذابى دردنماى.

وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً و از ايشان گروهى‏اند يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ‏ كه زبان خويش مى ‏برگردانند بسخن گفتن بزبان تورات، لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتابِ‏ تا شما پنداريد كه آن از تورات است كه ايشان ميگويند، وَ ما هُوَ مِنَ الْكِتابِ‏ و آن نه از تورات است، بر زبان تورات دروغ ميسازند. وَ يَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ‏ و ميگويند كه: اين از نزديك خدا است، وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ‏ و آن نه از نزديك خداست، وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ‏ و بر خداى مى‏دروغ گويند، وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‏ (78) و ميدانند كه مى دروغ گويند.

النوبة الثانية

قوله تعالى: وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ‏ الآية … اين آيت هم در شأن جهودان است، و حكايت از قول ايشان كه يكديگر را وصيّت كردند و گفتند:

وَ لا تُؤْمِنُوا اى لا تصدّقوا و لا تفرّقوا ب أَنْ يُؤْتى‏ أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتِيتُمْ‏ من العلم و الكتاب و الحكمة و الحجّة و المنّ و السّلوى و الفضائل و الكرامات، إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ‏ اليهوديّة، و قام بشرائعه، و صلّى الى قبلتكم. ميگويد: اقرار مدهيد و استوار مداريد كه كسى را آن فضائل و كرامات و علم و حكمت دهند كه شما را دادند، مگر كسى كه هم دين و هم كيش شما باشد. ابن كثير أَنْ يُؤْتى‏ أَحَدٌ ممدود خواند بر معنى استفهام. يعنى كه: هرگز بود كه او را آن دهند كه شما را دادند؟- و از شواذّ قراءة است «ان يؤت احد» بكسر الف، و معنى آنست كه:

هيچ كس را جز از هم دينان خويش استوار مگيريد، اگر كسى را چنان دهند كه شما را دادند. و درين همه وجوه اين «احد» محمد (ص) است؛ و اين «ما» تورات، است و آن «مثل» قرآن، و آنچه گفت: قُلْ إِنَّ الْهُدى‏ هُدَى اللَّهِ‏ عارض است در ميان گفت جهودان، و معنى آن ردّ جهودانست، و تكذيب گفت ايشان. يعنى كه آن علم و حكمت و دين و هدايت كه دعوى ميكنيد، نه آن شما است كه آن خداست و عطاء وى است، آن را دهد كه خود خواهد.

أَوْ يُحاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ‏- اين هم از سخن جهودان است، يعنى: و لا تؤمنوا بان يحاجّوكم عند ربّكم، لانّكم اصحّ دينا منهم، فلا يكون لهم الحجّة عليكم. ميگويد:

استوار مداريد كه ايشان فردا بنزديك خدا با شما حجّت گيرند، از بهر آنكه دين شما راست ترست، و حجّت شما قوى‏تر، و ايشان را بر شما حجّت نه. ابن جريح گفت:

معنى آيت آنست كه جهودان سفله خويش را ميگفتند كه جز هم دينان خويش را تصديق مكنيد و استوار مگيريد. نبايد كه كسى ديگر را آن دهند كه شما را دادند، پس چه فضل بود شما را بر ايشان، چون ايشان آن دانند كه شما دانيد؟ و آن گه فردا بنزديك خدا با شما حجّت گيرند و گويند: دين ما شناختيد و بدرستى آن اقرار داديد، مكنيد ايشان را تصديق تا امروز بعلم چون شما نباشند، و فردا بنزديك خدا بر شما حجّت نيارند. پس ربّ العالمين بجواب ايشان گفت ردّا عليهم و تكذيبا لهم. قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ. اى محمد (ص)، گوى ايشان را كه افزونى در علم و حكمت، و اين فضل و كرامت در يد خدا است، آن كس را دهد كه خود خواهد.

يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ- رحمت اينجا قرآن و اسلام است بر قول ابن عباس، و نبوّت است بر قول ربيع و حسن و مجاهد. و گفته‏ اند كه: «حسنى» است در آن آيت كه گفت: إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى‏. و گفته‏ اند كه: اين رحمت كه قومى را مخصوص است آنست كه خواصّ بندگان خود را بحقائق و لطائف سخن خود راه نمود، تا بتوقير و تعظيم فرا سر آن شدند، و همگى خويش فرا آن دادند، و بسمع حقيقت نيوشيدند. ربّ العزّت ايشان را در آن بستود و بپسنديد، گفت:

وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ، و الى هذا المعنى‏

اشار النبى (ص): انّ من العلم كهيئة المكنون لا يعرفه الّا العلماء باللَّه عزّ و جلّ فاذا نطقوا به لم ينكره الّا اهل العزّة باللَّه عزّ و جلّ.

وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ‏- يعنى على المؤمنين. اين فضل همان احسان است‏ كه در آن آيت گفت: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ‏ عدل آنست كه عطا بقدر استحقاق بنده دهد، و فضل آنست كه بقدر استحقاق بر افزايد، و بكرم خود فراخ بنوازد.

وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ‏ الآية … اين آيت در ذمّ قومى آمده از اهل كتاب كه ايشان با مسلمانان در معاملت بدسازى ميكردند؛ و فام‏[1] دير باز ميدادند، و امانت دير باز ميگزاردند، و با ايشان خيانت و معاملت بد روا ميداشتند، و ميگفتند: ما در كار عرب نه مخاطب‏ايم نه معاتب. و در نمودن اذى ايشان بزه‏اى نميديدند. ربّ العالمين اين آيت فرو فرستاد بجواب ايشان:

وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ‏ ميگويد: از اهل تورات كس است كه اگر قنطارى مال بامانت نزديك وى نهى آن مال با تو دهد، و اين عبد اللَّه بن سلام است كه هزار و دويست اوقيه زر بامانت بوى دادند آن امانت بشرط خويش و ذمّت خويش باز گزارد.

وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ‏- اين يكى فنحاص بن عازورا است، يك دينار بوديعت باو دادند در آن خيانت كرد. يؤده و لا يؤده بجزم هاء قراءة ابو عمرو و حمزه و ابو بكر است. فراء گفت: اين مذهب بعضى عرب است كه جزم در «ها» روا دارند چون ما قبل آن متحرّك باشد.

إِلَّا ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً- يعنى بالتّقاضى و المطالبة و بالاجتماع معه، فان انظره و اخّره انكره. ذلِكَ بِأَنَّهُمْ‏ اى ذلك الاستحلال و الخيانة بانّهم يقولون:

لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ‏- امّيّان در قرآن عرب ‏اند كه ايشان قومى بودند بى‏ كتاب. ميگويد: آن استحلال و خيانت ايشان بآنست كه ميگويند: در كار عرب بر ما ملامت و عتاب نيست، و اموال ايشان ما را مباح است، كه نه هم دين مااند و نه كتاب ما ايشان را حرمتى اثبات كرده، ربّ العالمين ايشان را دروغ‏زن كرد بآنچه دعوى كردند كه در كتاب ما مال عرب ما را مباح است و بازگرفتن امانت ايشان ما را رواست.

گفت: وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‏ بر خداى مى دروغ گويند اين جهودان، كه امانت در همه ملّتها و شريعتها بازدادنى و گزاردنى است. آن روز كه اين آيت فرو آمد مصطفى (ص) گفت:

«كذب اعداء اللَّه، ما من شى‏ء فى الجاهلية الّا و هو تحت قدمى الّا الامانة فانّها مؤدّاة الى البرّ و الفاجر».

و قال على بن ابى طالب (ع) «ادّوا الامانة و لو الى قاتل اولاد الانبياء»

و مردى از ابن عباس پرسيد كه: ما را در غزاها كه پيش آيد با اهل كتاب و اهل ذمّت بگذريم، و باشد كه از ايشان طعام بستانيم و مرغ خانه گيريم، فتوى چه دهى؟ ابن عباس گفت: روا نباشد بعد از اداء جزيه الّا بطيب نفس منهم، مگر كه برضاء و خوش دلى ايشان باشد. آن گه اين آيت بر خواند:

ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ، وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‏.

پس ربّ العالمين آنچه گفتند: لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ‏ بر ايشان رد كرد و گفت: بَلى‏ يعنى بلى عليهم سبيل فى ذلك. بلى وقف است وقفى تمام.

آن گه بر سبيل ابتدا گفت: مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ‏، اوفى لغت حجاز است و وفى لغت نجد، و معنى هر دو يكى است. ميگويد: هر كه بوفاء عهد باز آيد آن عهد كه بر او گرفتند در تورات از ايمان آوردن به محمد (ص) و استوار گرفتن قرآن، و گزاردن امانت، و اتَّقى‏ … آن گه از كفر و خيانت و شكستن عهد بپرهيزيد، هر كه اين كند از متّقيان باشد. فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ‏ خداى متّقيان را دوست دارد، درين آيت اشارتست كه ربّ العزّت جهودان را بهيچ وجه دوست ندارد، كه ايشان بوفاء عهد باز نيامدند، وز محارم پرهيز نكردند، پس ايشان را از تقوى نصيب نيست، و آن كس كه متّقى نيست بحكم اين آيت، اللَّه دوست وى نيست.

قوله: إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا كلبى و عكرمه گفتند:اين آيت هم در شأن جهودان آمد، علماء و احبار ايشان كه از رؤساء و مهتران خويش چون كعب اشرف و حيى اخطب رشوت ميستدند، تا كار رسول خدا (ص) مى‏پوشيده داشتند بر علم خويش، و تبديل و تحريف در نعت و صفت وى آوردند، و سوگندان بدروغ در آن ياد ميكردند، كه اين تورات است و از نزديك خدا است. ربّ العالمين گفت: أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ الآية … ابن جريح گفت: سبب نزول اين آيت آن بود كه اشعث بن قيس ضيعتى داشت و ديگرى بر وى دعوى كرد بآن ضيعت. مصطفى (ص) از وى بيّنت خواست، گواهان نداشت. بر اشعث سوگندان عرض كرد. اشعث همّت كرد كه سوگند خورد. ربّ العالمين اين آيت فرو فرستاد. مصطفى (ص) بر وى خواند. اشعث نكول كرد از سوگند و گفت: «اشهد اللَّه و اشهدكم انّ خصمى صادق» آن ضيعت بخصم خويش تسليم كرد، و نيز از زمين خويش در آن افزود.

آن گه مصطفى (ص) گفت:

«من اقتطع حقّ امرئ مسلم بيمينه فقد اوجب اللَّه له النّار و حرّم عليه الجنّة». فقال له رجل و ان كان شيئا يسيرا، فقال: «و ان كان قضيبا من اراك‏[2]».

وعن ابى هريرة قال: قال رسول اللَّه (ص): «ثلاثة لا يكلّمهم اللَّه يوم القيامة و لا يزكّيهم و لهم عذاب اليم: رجل بايع اماما لا يبايعه الّا للدنيا، ان اعطاه منها ما يريد و فى له و الّا لم يف له، و رجل بايع رجلا سلعة بعد العصر فحلف باللَّه لقد اعطى بها كذا و كذا فصدّقه؛ فاخذها و لم يعط بها، قال و رجل على فضل ماء بالطريق يمنعه ابن السبيل».

و روى: ثلاثة لا يكلّمهم اللَّه يوم القيامة و لا ينظر اليهم و لا يزكيهم و لهم عذاب اليم، قيل يا رسول اللَّه من هم خابوا و خسروا؟ فقال: المسبل و المنّان و المنفق سلعته بالحلف كاذبا.

وروى: ثلاثة لا يكلمهم اللَّه يوم القيامة و لا يزكّيهم و لهم عذاب اليم: شيخ زان، و ملك كذّاب، و عامل مستكبر.

مفسران گفتند، در معنى و لا يكلّمهم اللَّه يعنى بكلام يسرّهم، و لا ينظر اليهم نظر الرّحمة. ميگويد: اللَّه با ايشان سخن نگويد، سخنى كه بآن شاد شوند، و بايشان ننگرد بنظر رحمت، اما بنظر سخط نگرد، و با ايشان سخنى كه غمناك شوند و ببدى افتند گويد، كه جاى ديگر گفته است: فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ‏ و در خبر است كه با يكى گويد:

«اليوم انساك كما نسيتنى»

وَ لا يُزَكِّيهِمْ‏- و ايشان را تزكيه نكنند نه در دنيا نه در عقبى. تزكية دنيا آن باشد كه بنده را توفيق طاعت دهد، و در آنچه صلاح وى در آنست و بصيرت وى بآن افزايد، ارشاد كند. و تزكية عقبى آنست كه وى را ثواب دهد، و بسعادت ابد رساند. و اين همه از كافران ممنوع است.

آن گه گفت: وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ‏ يعنى كه عقوبت ايشان نه خود اينست كه اين كرامتها از ايشان ممنوع است كه با آن عذاب دردناك است.

وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ‏- اين هم در شأن جهودان است و ذمّ ايشان. در آيت اوّل ذمّ ايشان كرد ببى وفايى و شكستن پيمان اللَّه، و درين آيت ذمّ كرد ايشان را بدروغ گفتن بر اللَّه. ميگويد: از ايشان گروهى‏ اند كه زبان خويش از راه صواب بر ميگردانند، و از بر خويش چيزى مى‏ نهند، و نبشته‏ اى ميسازند، تا شما پنداريد كه آن از تورات است.

يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ‏- كتاب اينجا فرا ساخته و نبشته ايشان است نه تورات، همان كه جاى ديگر گفت: فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ. امّا آن ديگر كتاب كه گفت: لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتابِ‏ اين يكى تورات است.

ربّ العالمين گفت: وَ ما هُوَ مِنَ الْكِتابِ‏ آن كتاب اول نه اين كتاب ثانى است.

يعنى كه آن دروغ بر ساخته ايشان، نه تورات منزلست.

تا اينجا بتعريض گفتند و بتعريض جواب شنيدند، آن گه بآشكارا و تصريح‏ گفتند: هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ‏. ربّ العالمين بتصريح جواب ايشان داد: «و ما هو من عند اللَّه»، تا معلوم گردد كه ايشان هم بتعريض و هم بتصريح بر خداى دروغ ميگفتند.

و درين سخن دلالت است كه دروغ گفتن بتعريض هم چون دروغ گفتن بتصريح است، هر دو ناپسنديده و نكوهيده.

آن گه گفت: «وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ»- يعنى كه نه خود اين دروغ گفتند كه درين آيت است كه ايشان در عموم احوال و اوقات بر خداى دروغ ميگويند، و خود ميدانند كه دروغ زنان‏اند. پس در آن دروغ نه معذورانند كه نه از گمانست بلكه بقصد و تعمّد ايشانست. و قد قال اللَّه تعالى‏ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ‏ و

قال النّبيّ (ص): «من كذب علىّ متعمّدا فليتبوّأ مقعده من النّار».

النوبة الثالثة

قوله تعالى: وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ‏- بعضى مفسّران گفتند: اين خطاب خداى با مسلمانان است، و نواخت اهل معرفت و ايمانست، و منّت نهادن خداى در دين اسلام بر ايشان است. و آن گه اين خطاب را دو طريق است: از يك روى خطابست با عامّه مؤمنان اين امّت، و از يك روى خطاب عارفانست و خواصّ اهل طريقت. وجه اوّل آنست كه: يا معشر المسلمين گمان مبريد و استوار مداريد كه كسى را آن دهند كه شما را دادند، چون دين اسلام دينى نه، و شما را دادند. چون قرآن كتابى نه، و شما را دادند. چون محمد (ص) پيغامبرى نه، و شما راست. چون كعبه قبله‏ اى نه، و شما راست. چون ماه رمضان ماهى نه، و شما راست. چون روز آدينه روزى نه، و شما راست. همه شرعها منسوخ شرع شما و همه عقدها منسوخ عقد شما، همه كمال دين و شريعت و جمال حقيقت و طريقت در عهد شما. و ذلك فى قوله تعالى: الْيَوْمَ‏ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً. اكنون شكر اين نعمت بجا آريد، و معبود خود را سپاس دارى كنيد و فرمان بريد. فرمان اينست كه: وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ‏. جز با هم دينان خويش موالات مگيريد، و جز با مؤمنان برادرى مكنيد، و از بيدينان و بيگانگان كرانه گيريد. همانست كه گفت: وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ و قال تعالى: لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‏ و آن گه اين نعمت و كرامت همه از معبود خود بينيد، و او را منّت داريد، و با او سببى در ميان مياريد، و شرك مگوييد كه اين هدايت و غوايت و اين برترى و فروترى همه از فضل و عدل اوست، همه بارادت و حكم اوست. قُلْ إِنَّ الْهُدى‏ هُدَى اللَّهِ‏. قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ‏.

وجه ديگر آنست كه: اين خطاب عارفانست، و نواخت محبّان است، ميگويد:

«لا تفشوا اسرار الحقّ الى غير اهله». راز دوستى با كس مگوييد، و سرّ درويشى بر نااهلان اظهار مكنيد، و چهره جمال حقيقت را برقع تعزّز فرو گذاريد، تا هر ديده نامحرم بدو ننگرد:

چون خورى مى، با حريف محرم پر درد خور چون زنى كم، با نديم زيرك هشيار زن‏

شبلى را با حق رازى بود در ميان، گفت: بار خدايا! چون بود كه حسين منصور را از ميان ما بر گرفتى؟ گفت: رازى بوى دادم و سرّى با وى نمودم بنااهلان بيرون داد، بوى آن فرود آوردم كه ديدى.

فرمان در آمد كه: يا محمد (ص) وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ.

تو پندارى كه عتبه و شيبه و وليد بن مغيرة و بو جهل ترا مى‏ بينند؟ كلّا و لمّا! ايشان ديده نامحرم دارند شايسته شواهد جمال تو نيند! بگذار تا شوند. گوشه دل‏ خويش بايشان مشغول مدار، يكى را بلال و سلمان و صهيب پرداز كه مقبول شواهد مملكت و مرفوع درگاه احديت ايشان‏اند. يا محمد (ص) تو تصرّف از ميان بردار، حكم ما را قابل باش، و نعمت ما را شاكر. اين تخصيص هدايت و موهبت معرفت، كار الهيّت ما است، و خاصيّت ربوبيّت ما. اين است كه ربّ العالمين گفت: يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ، اى بنعمته يختصّ من يشاء، فقوم اختصّهم الارزاق، و قوم اختصهم بنعمة الاخلاق، و قوم اختصّهم بنعمة العبادة، و آخرين بنعمة الارادة و آخرين بتوفيق الظّاهر، و آخرين بتحقيق السّرائر، و آخرين بعطاء الأبشار، و آخرين بلقاء الاسرار.

يقول اللَّه تعالى و قوله الحقّ: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها، و يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ.

مبهم فراهم گرفت و كس را معيّن نكرد، تا اميد داران در اميد بيفزايند، و ترسندگان در ترس بمانند كه بنده را در مقام عبادت و طاعت به از اوميد و ترس حالى نه بينى، كه ربّ العالمين بندگان را درين دو حال بستود گفت: «يرجون رحمته و يخافون عقابه».

و نيز تنبيه ميكند كه بنده اگر چه در طاعت بغايت كوشش رسد، و شرط بندگى بتمامى بجاى آرد، آخر الامر آن بود كه رحمة اللَّه او را رهاند. و فى ذلك ما

روى عن النّبي (ص): «لا يدخل الجنة احد بعمله، قيل و لا انت يا رسول اللَّه؟ قال: و لا أنا الّا ان يتغمدنى اللَّه برحمته.»

[1] ( 1) فام بر وزن و معنى وام است كه بعربى قرض و دين خوانند( برهان قاطع)

[2] ( 1) نوعى درخت است.

 ابو الفضل رشيد الدين ميبدى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=