حکایت عبد اللَّه سلام در قرآن كشف الاسرار و عدة الأبرار
گفته اند كه اللَّه تعالى در قرآن چهار جاى عبد اللَّه سلام را ستوده وكرامت و نواخت بر وى نهاده، امام اهل تورات بود در شام چون خبر بعثت مصطفى (ص) شنيد برخاست و قصد مدينه كرد، و در تورات نعت و صفت مصطفى (ص) نيك شناخته بود و دانسته، بيامد تا از وى مسائل پرسد و خبر عيان گردد و علم اليقين بنبوّت و رسالت وى حاصل شود، و در راه كه مى آمد كاروانى ديد از مسلمانان كه سوى شام مى شدند، يكى از ياران رسول اين آيت مىخواند:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً» آن خواندن در وى اثر كرد و او را در صحّت نبوّت مصطفى (ص) يقين افزود و دست بروى خود مى برد كه مبادا كه روى من مسخ كنند ايمان بوى نياورده، چون بمدينه آمد نزديك رسول خدا، از وى مسئله ها پرسيد، چنانك در اخبار بيارند گويند چهل مسئله پرسيد و گويند كه هزار مسئله پرسيد و رسول خدا (ص) همه از وحى جواب ميداد.
آن گه مسلمان شد و گفت يا رسول اللَّه قومى از پى من مىآيند چون در رسند ايشان را باسلام دعوت كن تا مگر ايشان نيز مسلمان شوند، چون آن قوم بيامدند رسول خدا عبد اللَّه سلام را در خانه اى بنشاند و ايشان را پرسيد كه در عبد اللَّه چه گوئيد؟- ايشان بر وى ثناها كردند و نيكوئيها گفتند كه: امامنا و سيدنا و اعلم من بقى على وجه الارض بالتّورية، عبد اللَّه از خانه بيرون آمد و گفت اى قوم بدانيد كه آنچ در تورات خوانده ايم و دانسته از نعت و صفت پيغامبر آخر- الزّمان، همه صفت و نعت محمّدست و بدرستى و راستى كه پيغامبر است و من كه عبد اللَّه ام بنبوّت و رسالت وى گواهى ميدهم: اشهد انّ لا اله الّا اللَّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه، ايشان همه برميدند و سخن در حق وى باز گردانيدند و ناسزا گفتند كه:
هو سفيهنا و شرّنا، پس ربّ العالمين در مقابل آن جفاهاى ايشان بر وى ثنا گفت و او را بستود و آيتها در قرآن بشأن وى فرو فرستاد يكى اينست كه: «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» يعنى عبد اللَّه بن سلام. و قيل هو على بن ابى طالب (ع). و قيل هو اللَّه عزّ و جلّ و تقديره كفى باللّه الّذى عنده علم الكتاب، شهيدا بينى و بينكم، و دليله قراءة من قرأ «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» و باين قراءت معنى آنست كه ميان من و شما داور و گواه اللَّه تعالى است، خداوندى كه از نزديك اوست علم دين و قرآن.
كشف الأسرار و عدة الأبرار رشيد الدين ميبدى سورة الرعد آیه 39-43